انگیزه های کتابنویسی M&M
انگیزههای کتابنویسی
1- بهرام معصومی مترجم کتاب «رماندرمانی» اثر مشترک اِلا برتد و سوزان الدرکین در مقدمهی خود نوشته است: مؤلفان این کتاب درمانگرند. آنها حدود سی و پنج سال پیش که در دانشگاه کیمبریج دانشجو بودند، با هم آشنا شدند و از آن زمان به بعد شروع کردند به رمان خواندن و معرفی و دادن رمان به همدیگر... از سال 2008 با راهاندازی خدمات کتابدرمانی در لندن و تجویز کتابهایی برای مخاطبان خود در سرتاسر جهان به فعّالیتشان در این زمینه ادامه دادند و کتاب «رماندرمانی» حاصل سالها مطالعه، پژوهش، کتابدرمانگری و تلاش و کار گروهی آنهاست.
کتاب حاضر در بردارندهی 310 مدخل اصلی (سوای مدخلهای ارجاعی) است که هر مدخل به یک بیماری اختصاص دارد و برای درمان آن، خواندن یک یا یا چند رمان پیشنهاد شده است. در هر مدخل بُرشی از رمان، در رابطه با بیماری ذکر شده، آمده است که هم به درک و درمان آن بیماری کمک میکند و هم خواننده را به مطالعهی آن رمان وامیدارد. در این کتاب، 765 رمان از 593 رماننویس دنیا معرفی شده است.
متن فوق نمونهای از انگیزهی کتابنویسی است. دو دانشجوی دختر تصمیم میگیرند رمانهای بسیاری را بخوانند و حاصل مطالعات خود را پس از سی سال تحقیق و تفحص با ما در میان بگذارند. باید گفت این امر یکی از زیباترین کارهایی است که در حوزهی نویسندگی رخ میدهد. البته مؤلّفان این کتاب، در حین معرفی کتابها، به نقد و بررسی اجمالی آنها هم توجه دارند و از سویی دیگر، نسخهی تجویزی خود را کامل نمیدانند.
این متن مرا به یاد خاطرهای انداخت که اورحان پاموک در مورد کتابخوانی خود بیان کرده است. وی مینویسد: من به مدت 12 سال از هیجده تا سی سالگی به خواندن رمانهای کلاسیک جهان پرداختم.(1) کتاب «استانبول، خاطرات و شهر» یک اتوبیوگرافی بسیار غمگین در بارهی تغییرات فرهنگی بزرگی است که در ترکیه اتفاق افتاده است. پاموک کتاب را وقتی نوشت که در آستانهی افسردگی بود. یعنی نه فقط خواندن بلکه نوشتن هم نوعی درمان محسوب میشود.
2- چند ماه پیش یکی از دوستانِ معلم پیشه تماس گرفت و از من خواست تا ناشری جهت اخذ مجوز فوری برای چاپ کتاب خود و همسرش معرفی کنم. از موضوع دو رساله پرسیدم گفت: راستش مطالب رسالهها چنگی به دل نمیزند. ما هر دو معلم هستیم و میخواهیم برای رتبهبندی امتیاز بیشتری کسب کنیم و هدف ما از چاپ رسالههای کارشناسی ارشدمان صرفاً جهت ارائه به آموزش و پرورش است. فقط میخواهیم از هر کتاب یک نسخه را چاپ کنیم و به اداره تحویل دهیم.
این هم گونهای دیگر از انگیزهی چاپ یک کتاب! مقایسهای هر چند شتابزده بین این انگیزه و نیت مؤلّفان کتاب پیشین خالی از لطف نیست. آنها سی سال زحمات خود را میخواهند با ما در میان بگذارند و اینان میخواهند فقط یک نسخه از کتاب را، آن هم برای ارائه به یک اداره، به چاپ برسانند.
متأسفانه از این نمونه چاپِ کتابها برای ارتقاء علمی و اخذ درآمد بیشتر، در کشور ما فراوان یافت میشود. بسیاری از اعضای هیئت علمی با همین انگیزه اقدام به چاپ کتاب خود میکنند. صرف نظر از این که روند پژوهش و تهیهی تزهای تحصیلی در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری هم حکایت تلختری دارد. رسالهسازی و کتابسازی در این عرصه غوغا میکند.
3- دو سال پیش به دفتر یکی از همکاران مراجعه کردم. بر روی میز کارش سه کتاب کوچک مشاهده کردم. آنها را تورقی کردم و پرسیدم: این کتابها که محتوایی ندارند و نکتهای گوشزد نمیکنند. نویسندهی این کتابها چه کسی است؟ پاسخ داد: من دوستی دارم که امروز به دفتر من مراجعه کرد و این سه کتاب را به من هدیه داد و گفت: من سالها تلاش کردهام تا این سه کتاب را تدوین کردهام اما کسی قدر مرا نمیداند و از کتابهای من بهره نمیگیرد. من در این کتابها حرفهایی زدهام که تاکنون کسی نزده است. شیوهی خاصی برای اخلاقی کردن جامعه دارم!
به همکارم گفتم: ارائهی تز جدید در قالب یک کتاب، نیازمند بیان پیشینهی بحث و استفاده از منابع و مدارک مختلف است. من در این سه کتاب یک مورد ارجاع هم نمیبینم این چگونه ایدهای است که اولین بار طرح میشود و هیچ گونه رفرنسی هم ندارد. گویا عشق به مطرح شدن و خودپسندی گاه در کتابنویسی نمایان میشود.
4- پارهای از نویسندگان، مقالات و یادداشتهای خود را در وبلاگ و کانال تلگرام ثبت میکنند و یا در اختیار رسانههای مکتوب قرار میدهند تا پس از بازنویسی و تدوین بتوانند آنها را به صورت یک کتاب به جامعه عرضه کنند. اگر دقت کرده باشید خیلی از مجموعه مقالات و یادداشتهای پراکنده حاصل این نوع کوششهاست.این گونه انگیزهها مفید و قابل ستایش است. به این که مؤلّف قبلاً اثرش را به صورت متناوب در اختیار رسانهها قرار داده است و اکنون میخواهد در یک مجموعه گردآوری کند و پس از ویرایش و اضافاتی در اختیار کتابخوانها قرار دهد. در هر صورت این انگیزه مطلوب و رایج است.
5- برخی از مؤلّفان و مترجمان پیش از آن که اثر خود را به پایان برسانند. بخشهایی از آن را به صورت روزانه یا هفتگی در روزنامه یا نشریهای به چاپ میرسانند. این افراد معمولاً پس از بازخوردهایی که از کار خود میگیرند، نوشته را به زیور طبع میآرایند. این هم امری مطلوب و پسندیده است. نمونهی این آثار قبل از چاپ میتوانید در ماهنامهها و فصلنامهها و همچنین صفحات فرهنگی روزنامههایی چون اطلاعات و کیهان مشاهده کنید.
6- استادان دانشگاه وقتی موضوعی را برای تدریس دورهی ارشد و دکتری تعیین میکنند، در صدد تنظیم جزوهای از ایدهها و تحقیقات خود را برمیآیند و پس از ارائه به دانشجویان، در قالب یک کتاب آن را به چاپ میرسانند تا در ترمهای بعدی به جای جزوه، کتاب در اختیار دانشجویان قرار گیرد. این نوع کتابنویسی هم در دنیا از اعتبار بالایی برخوردار است. مثلاً اکثر آثار دکتر شفیعی کدکنی و دکتر ابراهیمی دینانی در ایران و آثار یوال نوح هراری در انگلیس و جوزف کمبل در آمریکا از این جنس است.
7- عدهای از اندیشمندان هم با عطف توجه به یک کتاب کلاسیک و نقد و بررسی آن در جلسات متعدد، تکاپوی علمی خود را در یک کتاب جمعآوری میکنند. بیشتر تصحیح و حاشیهنویسی و شرحهایی که بر کتب کلاسیک نوشته میشود، حاصل سخنرانیهای متوالی و تدریس این کتابهاست. به عنوان نمونه میتوان کتابهای شرح دیوان حافظ و سعدی و مثنوی معنوی مولانا در طول دوران معاصر را نام برد. شروح مختلف کتب فقهی، فلسفی و عرفانی هم در این دایره میگنجد.
8- شاعران و طنزپردازان هم در کتابنویسی بینصیب نیستند. آنها هم تلاش میکنند با ارائهی دفترهای طنزی و شعری خود آثاری را خلق و به صورت کتاب منتشر کنند. تا پس از مرگشان در قالب یک دیوان تکجلدی و یا چندجلدی به جامعهی فرهنگی عرضه شود. البته در این میان پارهای آثار به چاپهای مکرر میرسند و برخی هم از چاپ اول گذر نمیکنند. یادآوری این نکته بجاست که ارزش یک کتاب در چاپ مکرر آن نیست اما حداقل میتوان دریافت که این کتاب خوانندگان بیشتری را به سوی خود جذب کرده است و موضوع آن علاقهمندان بیشتری داشته است. لازم به ذکر است که چاپ مکرر یک کتاب گاه حاصل یک دوران پرالتهابی است که جامعهی هدف نسبت به موضوع و محتوای آن حساس بوده است. اما پس از عبور از آن دوران، موج چاپ این گونه کتب فروکش میکند و گاه به فراموشی سپرده میشود. حال باید دریافت که کتابهای اصیل و ماندگار تابع جو زمانه نبودهاند بلکه در طول تاریخ درخشیدهاند.
9- بعضی افراد در خلوت خود بدون ارائهی سخنرانی و گفتوگویی موضوعی را مورد تحقیق قرار دادهاند و با استفاده از منابع بسیار، سعی در تدوین و تألیف کتاب دارند. اینان پس از سالها پژوهش، اثر خود را در اختیار دیگران قرار میدهند. شاید بتوان گفت بهترین کتابهای تألیفی خصوصاً در مورد موضوعات فلسفی و علمی از این دست میباشد. نیت و سعی این بزرگان هم مشکور باد.
10- برخی نخبگان جامعه نیز کوشش میکنند در قالب سخنرانی و ارائهی شفاهی مباحث در محافل عمومی به صورت سلسله درسگفتارها در زمینههای مذهبی، اجتماعی و اخلاقی، مطالبی را عرضه کنند و پس از بازبینی و بازخوردهایی که از دیگران میگیرند، حاصل کار را در قالب یک کتاب تدوین کنند. معمولاً سخنوران برجسته از این امر استقبال میکنند. نمونههای معاصر آن را میتوان در شخصیتهایی چون شهید مطهری و دکتر شریعتی و استاد شبستری و استاد ملکیان و دکتر سروش جستجو کرد. بیشتر آثار این بزرگان برگرفته از سخنرانیها و برگزاری نشستهای فکری و فرهنگی آنهاست. البته این افراد آثار مکتوب هم تقریر کردهاند که خواندنیاند.
این بود ده نمونه از انگیزههایی که در حوزهی کتابنویسی شکل گرفته است. هر چند خلط انگیزه و انگیخته امری مذموم شمرده شده است اما توجه به انگیزهها و نیات مؤلّفان ما را یاری میکند تا به محتوای کتب و بررسی و نقد آنها توجه جدیتری داشته باشیم و پیامهای آنها را بهتر دریابیم.
--------------------------------------
1- استانبول، خاطرات و شهر ص 253