دین در جهان امروز
به رغم تحلیل های ضد دینی که توسط جامعه شناسان و جانبازان و روحانیان در داخل و خارج از این مرز و بوم ارائه می شود دین همچنان پرتوافشانی می کند. شعارهایی چون دین از بین رفت! شیعه نابود شد! و اسلام دیگر سر بلند نمی کند! شعارهای افراطی ای است که بیشتر برای جلب مشتری است تا بیان حقیقت.
اولا پدیده هایی چون تأخیر در ازدواج، افزایش اضطراب، کاهش فرزندآوری و گسترش افسردگی مانند گرمایش زمین، امری جهانی است و منحصر به کشور ما نیست. لذا فلاسفه ی معاصر امثال مارتا نوسباوم برای رفع این آسیب ها به مفاهیمی چون اخلاق جهانی و جهان وطنی متوسل شده اند.
ثانیا تاریخ گواهی می دهد که در برخی دوران، ما با رکود و سقوط دین مواجه بوده ایم ولی پس از عبور، دوباره دین احیا شده و به مسیر خود ادامه داده است. چرا که دین وابسته به حکومت ها و مردمان یک دوره نیست بلکه در روح جمعی انسان ها حضور فعّال دارد.
ثالثا تصور نکنید با ظهور خوانش های جدید از معرفت دینی و تز تقدم اخلاق بر دین و یا تبیین و تحلیل علمی از امور دینی، معارف و مسائل دینی به فراموشی سپرده می شود بلکه داده های جدید سبب شفافیت دین و خرافه زدایی از آن می شود و در نهایت حدود و ثغور آن را مشخص می کند. و معنای این امر احیاگری دینی است. نمونه ی این امر را می توان در رنسانس غرب نسبت به مسیحیت و بودیسم در تقابل با هندوئیسم جستجو کرد.
رابعا بر فرض این که نسل جدید از معرفت و احکام دینی فاصله بگیرد. اما این گسست در نهایت به ضرر خود او خواهد بود نه این که با کناره گیری ها و لجبازی های نسلی، دین از بین می رود بلکه او محروم از دستاوردها و فراورده های آن می شود.
خلاصه این که اگرچه چای دبش دین دچار اختلال و اختلاس شده است ولی ما همچنان نیازمند نوشیدن چای هستیم.