بازتاب خاک غریب
سلام وعرض ادب کتاب خاک غریب می شودگفت شصت سال تجربه هشتاد صفحه مطالعه کردم برام جالبه خوب باسختیهامبارزه ودسپنجه نرم کرده ولی بقول قرآن کریم درهرسختی آسایشی هست البته نکات منفی هرشهربیان نکنیدبهتره البته شمااستادیدماشاگردولی خواندش برام لذت بخش هست هرچندبعضی نکاتش که مطالعه می کردم وهمراه باسختیهاوکمبودهای مالی داشتی ناراحت می شدم به خودمی گفتم ایکاش می توانست کمکی کنم بازازخداوندشاکرم که مفیدبرای جامعه فرهنگی هستیدآقأی جمال زاده سلام برسانیدخانواده محترم سلام برسانید. ارادتمند شما ابراهیم بحرانی
سلام دکتر عزیز.ممنون از محبتتون و ارسال این مطالب خوب.کتاب را دارم میخونم.گاهی میخندم و گاهی دچار غم غربت میشم و گاه.....ممنون از اینکه خودتون و دیر را ماندگار کردین.به امید دیدار دوباره دکتر عزیز و با هم سخن گفتن.اون شب متاسفانه به دلیل نامتجانس بودن جمع و وجود دوستی که در عالمی متفاوت با عالم من و شما و حاج آقا بود نتونستیم با هم گفتگوی خوبی داشته باشیم.انشالله باز دیدار ممکن بشه و از شما بهره بگیریم.ارادتمندم دکتر عزیز.
پیام دکتر مصطفی مهرآیین
فرق دارد جنس اندیشه تو،
مثل باران بهار است به دشت،
مثل آفتاب دم صبح لطیف،
رخوت دمنوش یک بابونه است،
گرم و زیبا و قشنگ است چو نور،
نرم و دوست داشتنی مثل حریر،
فرق دارد جنس احساس تو هم،
به سبک بالی یک شاپرک است،
مثل رویا خیال انگیز است،
جنس احساس تو همچون عسل است،
مثل قند است و نبات،
باغ اندیشه و احساس تو فردوس برین است عزیز،
ریشه در خاک تو دارد طوبی،
تاک روییده به دشت دل تو،
وه که جانت چه اناری دارد،
و به ایوان گلستان نگاهت همه وقت،
نغمه میخوانند هزاردستانها...
فیالبداههای تقدیم به استاد فضلی عزیز
شمس الدین زرین
Dr. Mahmood Khayatian:
حاج آقا
سلام.
ضمن عرض خسته نباشید
آیا از "همدم" در زندگینامه خودنبشتِ خود خاطرهای آوردهاید؟!
Abbas Fazli:
سلام
متاسفانه نه. اما در مورد دانشکده ی پزشگی مواردی ذکر شده است. همدم را باید در چاپ بعدی بیفزایم.
سلام استاد گرامی
روز بخیر
تبریک برای چاپ این کتاب🪴🪴🪴
احساس شما را درک میکنم
وضعیت من هم نسبت به زادگاهم (گیلان-رشت) تقریبا" شبیه به حس شما در این یادداشت است.
بعد از بیست و چند سال فعالیت در حوزه ادبیات و شعر کودک و نوجوان در سطح کشور و حتی دیدهشدن کتاب و مقالهام در خارج از ایران، تازه چند روز پیش از حوزه هنری گیلان با من تماس گرفتند و گفتند میخواهیم در آینده از تو دعوت کنیم برای سخنرانی در حوزه شعر کودک و نوجوان!
قعلا" وعده دادند تا بعد 😁
به قول هوشنگ ابتهاج:
چه غریبانه تو با یاد وطن مینالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
سلام و احترام استاد عزیز
لذت می.برم از قلم ساده و سالم شما در این روایتها. من در دنیای خودم به متونی که عمیق هستند صفت سادگی میدهم و هرگاه متنی به دور از فخرفروشی و خودنمایی باشد پیش خودم میگویم این متن از سلامت برخوردار است. یادداشتها و جستارهای شما به این هر دو آراسته است. و من بیدرنگ میآموزم.
حسین تولایی
برای دکتر عباس فضلی
در این سرای بی کسی، جوانمرد اند که بی احباب و انصار، جرعه ای از مشک فضیلت و معرفت نمی نوشند.
و «فضلی»، نام برازنده ای است که آفتاب آمد دلیل آفتاب!
و موجب مباهات است که هم پیاله ی بزم معرفت ایشان بوده ایم؛ و بهره ها برده ایم. که گفتگو شان، آیین درویشی بُوَد…
و خصیصه ای مبارک و از قدرت شخصیتی و علمی ایشان است که میتوان در مباحث علمی، گریبانگیر دکتر شد! و این تعبیر «یقه گرفتن» جسارتی و عبارتی از این مخلص نیست! تعبیری از دکتر سروش در وصف شهامت مرتضی مطهری است که در کوران نبرد های نظری مارکسیستی-اسلامی، مرکز و مرجع مجادلات دانشجویی بود!
تا باد از یقه گیری های مبارک و راهگشا.
منتظر کتاب جدید شیخنا الاستاذ خواهم ماند.
بادا که شیخ، دراز دستی این کوته آستین را ببخشاید که با کریمان کار ها دشوار نیست.