چمدان پدرم M&M
چمدان پدرم
راه نجات ما نه در دانستن بلکه در آفریدن نهفته است.(1)
اورهان پاموک نویسندهی معاصر ترکیه که جایزهی نوبل ادبیات سال 2006 را از آن خود کرد، به رمانهایی چون کتاب سیاه، نام من سرخ، مو قرمز، برف و موزه معصومیت شهرت دارد. او بارها به دانشگاههای آمریکا و اروپا دعوت شده است تا تجربهی نویسندگی خود را در قالب سمینار یا واحد درسی ارائه کند. پاموک هم به این دعوتها لبیک گفته است و حاصل سخنرانیها و تدریسهایاش در سه کتاب با حجم کم به چاپ رسیده است: 1- چمدان پدرم(سه گفتار در بارهی نوشتن) 2- رماننویس سادهنگر و رماننویس اندیشمند و 3- با و بیتکلف(درسگفتارهای داستاننویسی) در این مقال و مجال، برای کسانی که علاقهمند آفرینش یک اثر مکتوب هستند، نکاتی از کتاب «چمدان پدرم» برجسته میکنم.
- نوشتن انتقال این نگاه معطوف به درون ما به واژهها و نیز عبور انسان از درون خود و پیجویی صبورانه، سرسختانه و سرخوشانهی جهان نو است./18
- برای نویسنده شدن، قبل از صبر و ریاضت، باید در درونمان انگیزهی فرار از شلوغی، مردم، زندگی روزمره و چیزهای معمولی و پناه بردن به یک اتاق باشد./21
- بر این باورم که ادبیات ارزشمندترین گنجینهای است که آدمیزاد برای درک و شناخت خود آفریده است./22
- نویسندهای که با کتابهایاش به یک اتاق پناه میبرد و در درون خود سفر آغاز میکند. با گذر سالها، در آنجا اصول تخطیناپذیر ادبیات خوب را هم کشف خواهد کرد. ادبیات مهارت روایت داستان خود به مثابهی داستان دیگران است./22
- نوشتن و خواندن گویی خروج از یک جهان و آرام گرفتن در شگفتی و غرابت جهان دیگر بود./25
- به نظر من نویسنده بودن توقف بر روی زخمهای پنهانی است که در درون خود داریم و صرفاً تا حدی از وجود آنها مطلعایم. نویسندگی یعنی کشف و شناخت صبورانهی زخمها و تبدیل آنها به پارهای از هویت خودآگاهمان./28
- کسی که سالها در خلوت و تنهایی مینویسد، میخواهد صدایش را به جهانی بی مرکز برساند./28
- برای این مینویسم که فقط با تغییر دادن واقعیت، میتوانم آن را برتابم./33
- برای این مینویسم که به جاودانگی کتابخانهها و ماندگاری کتابهایام در قفسهها به طور کودکانهای ایمان دارم./33
- برای احساس خوشبختی باید هر روز مقداری به ادبیات بپردازم. مثل بیمارانی که باید روزانه یک قاشق از دارویی خاص بخورند./40
- ترجیح میدهم کتابی بخوانم که نویسندهاش مرده باشد. برای این که سایهی یک حسادت کوچک، طعم تعجب و تحسین قلبیام را تلخ نکند./41
- بهترین درمان و بزرگترین منبع خوشبختی، روزانه نیم صفحه خوب نوشتن است./41
- دنیا آکنده از مجازاتهایی است که انسان را از آرامش ادبیات دور میکند./43
- رمان پارهای از خیالی را که ما برای فراموش کردن دنیای رنجآور به آن پناه میبریم به هم میپیوندد و یکپارچه میکند./46
- زیباترین سویهی نویسندگی، اگر نویسندهای خلّاق باشید، توانایی فراموش کردن دنیا مانند کودکان، توانایی احساس بیمسئولیتی در حین بازی و تفریح دلخواه است./48
- آیزر مبدع نظریهای ادبی معطوف به مخاطب است. او میگوید: معنای یک کتاب زمان خوانده شدن شکل میگیرد./51
- موضوع ما (در رمان) تغییر دادن آن دیگری، بیگانه و دشمنای است که در ذهن خود داریم./57
- هنر رمان، مهارت نقل داستان خودمان به عنوان داستان دیگران است./58
- هنر رمان به من آموخت که توانایی تشریک احساس حقارتهایی که مانند راز میخواهیم پنهانشان کنیم. با دیگران، به ما آزادی میدهد./63
- ادبیات خوب، استعداد ما را در تصور خود به جای دیگری مورد خطاب قرار میدهد و نه قدرت داوریمان را./65
- هنر رمان یکی از سنگبناهای اصلی است که در کنار موسیقی ارکسترال و نقاشی پسانوزایی، اروپا را اروپا ساخته و هویت اروپایی را تعریف و نمایان کرده است./66
- آنچه مرا به نقاشی یا نوشتن میپیوندد، آرزوی پناه بردن به دنیای دوم است که از این دنیای عادی و آشنای آزارنده و خفه کننده و نومیدکننده، به مراتب ژرفتر و پیچیدهتر و پربارتر است./69
- بسیاری اوقات، بیشتر از خود زندگی، معنایی که به آن میدهیم دلیل احساس خوشبختی یا بدبختی ماست. همهی عمرم را برای بررسی این معنا صرف کردم./70
- به نظرم این سخن مالارمه که هر چیزی که در دنیا وجود دارد برای ورود به کتاب است، کاملاً درست است. رمانها هنوز بزرگترین استعداد آدمیزاد، یعنی قوهی تخیّل و توان درک دیگران به بهترین شکل ممکن باز مینمایانند./71
--------------------------------------------
1- فلسفه، معرفت و حقیقت، نیچه ص 100