بینامتنیت
Intertextuality(تناص)
بینامتنیت یک اصطلاح جدید ادبی است که نخستین بار در سال 1966 میلادی توسط ژولیا کریستوای فرانسوی، زبان شناس بلغاری الاصل با الهام و استنباط از آثار سوسور و باختین به گستره ی نقد ادبی وارد شد.(1) در دید کریستوا، بینامتنیت اصطلاحی حاکی از سرشت مکالمه یی زبان است. متن ادبی دیگر نه یک موجود یکتا و خودآیین بل حاصل مجموعه یی از رمزگان ها، سخن ها و متن های از پیش موجود نگاشته می شود. از این نظر، هر کلامی در یک متن منشی بینامتنی دارد و از این رو باید نه تنها بر حسب معنایی که گمان می شود در خود متن وجود دارد بل همچنین بر حسب مناسبات معناداری خوانده شود که از خود متن فراتر رفته، به عرصه ی مجموعه یی از گفتمان های فرهنگی وارد می شوند.(2) کریستوا معتقد بود که انگاره ی بینامتنیت باید جایگزین مفهوم بین الاذهان شود.(3)
در زبان عربی اصطلاح بینامتنیت را به تناص، تداخل النصوص، التفاعل النصی و... ترجمه کرده اند.( عرب های معاصر در ترجمه کردن اصطلاحات، ید طولایی دارند مثلا واژه ی The Fantasy را به کلماتی چون العجائبی، الفانتزیا، الفانتاسیک، السحریه، الخیال الخارق، الخیال الحر ترجمه کرده اند.) از میان این ترجمه ها واژه ی تناص تناسب بیشتری دارد چرا که از باب تفاعل است و به رویارویی چند گفته و ایده و غلبه یکی بر دیگری اشاره دارد. برخی بر این باورند این اصطلاح پیش از آن که توسط ژولیا کریستوا در اواخر قرن بیستم میلادی ابداع شود؛ در میراث ادبی عربی قرن سوم هجری قمری از آن با عنوان سرقات ادبی یاد شده است و فرعیات آن یعنی نفی جزیی، نفی کلی و نفی متوازی با عناوینی چون نسخ، مسخ و معارضات آمده است.(4) از این رو می توان بررسی حضور متنی در متن دیگر را مرهون تلاش ادبی اندیشمندان مسلمان دانست.
هر پژوهشگر و خواننده ای که متنی را می خواند، در یک مسیر دوسویه قرار می گیرد؛ چه آن که از یک سو با همه ی آنچه پیش از این در وجود و ذهنش رسوخ کرده، به مطالعه ی یک متن می پردازد و از سوی دیگر آن متن، در ذهن و ضمیرش فضایی باز می کند برای نگرش به جهان و دیگر آثار و متونی که ممکن است در آینده بخواند و به قطع و یقین در آثاری که ممکن است بیافریند یا حتی افعالی که ممکن است آنها را بروز دهد، تأثیرگذار خواهد بود. این تأثیر و تأثر را می توان در نظریه ی بینامتنیت جست و جو کرد.(5)
تصور می کنم نمونه ی بارز این امر را می توان در شرح کتاب ها و تأویل و تفسیر اشعار شاعران یافت. لئورنارد لویزن در کتاب «فراسوی ایمان و کفر» که در مورد شخصیت شیخ محمود شبستری است می نویسد: لاهیجی، در شرح خود، همچون مترجم زبانی فراموش شده با فصاحت تمام آن شرط روحی لازمی را که به هر بیت جان می بخشد، در ذهن خواننده برمی انگیزد. این نیز شایان توجه است که لاهیجی در خلال شرح خود به منظور ایضاح معانی پنهان در اثر شبستری، پیوسته هم از مغربی، شاعر صوفی نمادگرای تبریزی که سخت تحت تاثیر شبستری بود و هم از جلال الدین رومی نقل قول می کند. همین واقعیت به تنهایی از وجود سنت نمادگرایانه ی همگون و یکدستی در اشعار عرفانی فارسی خبر می دهد، سنتی که هدفش بیان و جمع بندی تعالیم عرفانی مهم تر، بر اساس اصطلاحات رمزی دقیق بوده است.(6) یعنی لاهیجی در شرح گلشن راز شبستری با استفاده از مضامین و رویکردهای همعصران و پیروان شاعر درصدد یکدست کردن برداشت ها از معانی نمادین عرفانی برآمده است.
بینامتنی حاصل رویکرد زبان شناختی از حوزه ی نقد جدید در ادبیات است که با نقض وجود پایدار، باعث آفرینش متن جدید می شود و هر متن ادبی تلاش می کند که متن های دوره های مختلف را جذب کند و آنها را دگرگون سازد. به تعبیر دیگر، یکی از آشکارترین و برجسته ترین نمودهای بینامتنی، تأثیرپذیری است. تأثیر و تأثر ادبی امری واقعی و پذیرفته شده است. تمامی تأثیرها از ناحیه ی متن غالب صورت می پذیرد و متنی غالب است که با طبع و فطرت انسان سازگاری بیشتری داشته باشد و از سویی نسبت به زمان انعطاف پذیر و پویا باشد. البته با این تفاوت که بینامتنیت یک اثر حاصل کدها، گفتمان ها و متون پیشین است تا آنجا که وجود آن اثر بدون آثار پیشین بی معنی و ناممکن است اما تأثیر در واقع ارجاع عامدانه توسط یک نویسنده به آثار نویسندگان قبلی است. به قول سایمون دنتیث، تعدد معانی ممکن در یک متن از خود متن سرچشمه می گیرد نه از تعدد مواقع ممکن برای مطالعه ی متن.(7)
بینامتنیت یادآور این نکته است که همه ی متون به نوعی همواره در تعامل با یکدیگر هستند و این تعامل به صورت انتقال معنی یا لفظ یا هر دو، از یک متن به متن دیگر یا از یک اثر ادبی به اثر ادبی دیگر است. در واقع هر متنی تقاطع متون دیگر است اگر چه به دیگر متون هم اشاره ای نداشته باشد. مهمترین هدف بینامتنی کشف نشانه های مثبت یک متن است چرا که با بررسی روابط متون حاضر با متون دیگر این امکان فراهم می شود تا با درک بیشتری به خواندن یک متن پرداخت. بینامتنیت یعنی ایجاد رابطه ای اثربخش میان گذشته و متون معاصر برای تولید متن جدید. در قدیم این موضوع با عناوینی چون تضمین، اقتباس، سرقت ادبی و تلمیح شناخته می شد. البته با این تفاوت که اقتباس بهره گیری از متن غایب و وارد کردن آن در متن حاضر است بدون آن که با جزئیات متن غایب تعامل داشته باشد. لیکن بینامتنیت در رابطه با ایجاد میان دو متن می باشد و خواننده را به خوانش تأویلی متنی بر تفکیک و بازسازی وا می دارد.
بر اساس اصل بینامتنیت هیچ متنی بدون پیش متن نیست. همواره متن ها بر پایه ی متون گذشته پایه گذاری می شوند و انتقال فرهنگ نیز بر این اساس صورت می گیرد. نه تنها متن بلکه خودِ تجربه ی خوانش نیز بینامتنی است. به نظر بارت متن های خواندنی معنایی را که در ذهن نویسنده وجود دارد به خواننده تحمیل می کنند. در حالی که متن های نوشتنی از خواننده دعوت می کنند در تولید معنای متن دخالت کند.(8)
با توجه به این رویکرد هیچ متنی مستقل از دیگر متون نیست و در خلاء به وجود نیامده است. بلکه تعابیر و متون موجود در آن از آثاری که قبل از آن بوده اند؛ ریشه گرفته است و با پیوند با متون دیگر قابل درک است. در واقع هر متنی برخاسته و شکل یافته از متون پیش از خود است که به دو صورت لفظی و معنوی بروز می کند. به تعبیر رولان بارت نقل قول هایی که یک متن را متشکل می سازند بی نام، غیرقابل ردیابی و با این حال از پیش خوانده اند؛ آنها نقل قول هایی بدون علامت نقل قول اند.(9) متن بافته یی از نقل قول های برگرفته از مراکز بی شمار فرهنگ است.(10)
بارت می نویسد: من همه ی ایده های برآمده از فرهنگ خودم، یعنی از گفتار دیگران، را غارت و فشرده کرده ام؛ من نه برای قابل فهم کردن بلکه برای دانستن این که قابل فهم چیست به تفسیر پرداخته ام؛ و در تمام اینها من پیوسته بر آن چه پیرامون من اعلام حضور می کند تکیه دارم.(11)
با توجه به این رویکرد، نویسنده ی واقعی کسی است که با استفاده از منابع و مبانی پیشینیان درصدد ساخت یک اندیشه ی جدید در تبیین پدیده ها برمی آید. از طرفی بدون اتکا به نظر دیگران نمی توان متنی را نوشت و یا نظریه ای را ارائه داد. یکی از زیباترین کتاب ها در این زمینه کتاب بار هستی اثر میلان کوندرا است که ارجاع های بسیاری به کتب پیشین دارد.
-------------------------------------------
1- بینامتنیت، گراهام آلن، ترجمه ی پیام یزدانجو ص 30
2- رولان بارت، گراهام آلن، ترجمه ی پیام یزدانجو ص ۱۲۹
3- بینامتنیت، گراهام آلن، ترجمه ی پیام یزدانجو ص 63
4- بینامتنیت، مجموعه ی چکیده های برگزیده ص 69
5- بینامتنیت، مجموعه ی چکیده های برگزیده ص 236
6- فراسوی ایمان و کفر ص ۲۴۱
7- بینامتنیت، گراهام آلن، ترجمه ی پیام یزدانجو ص 89
8- به نقل از کتاب فرهنگ پسامدرن ص 609
9- بینامتنیت، گراهام آلن، ترجمه ی پیام یزدانجو ص 104
10- بینامتنیت، گراهام آلن، ترجمه ی پیام یزدانجو ص 109
11- به نقل از کتاب فرهنگ پسامدرن ص 141
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 10:40 توسط عباس فضلی
|