فلسفه ی روزه داری O&D
فلسفه ی روزه داری
تكرار سالانه ى ماه پر فيض رمضان هر مؤمن و مسلمانى را بر آن مى دارد كه در باره ى دستاوردهاى اين ماه به كاوش بپردازد و علت تكرار آن را دريابد. تذكر به ايام الهى كه در قرآن مجيد از جمله توصيه هاى خداوند است.(1) به حوادث و رويدادها و دستاوردهايى است كه در آن ايام پرورش يافته است و انسان ها از آن بهره ى فراوان مى برند. از اين رو پرداختن به فوائد و ارزش هاى ماه مبارك رمضان در حقيقت يادآورى ايام الهى است، تا با دقت و ريزبينى بيشترى وارد اين ماه شويم.
پیش از بيان ویژگی های اين ماه، یادآوری سخن گهربار زهراى اطهر(س) خالی از لطف نیست. آنجا كه فرمود: اگر روزه دار از روزه اش، امانتدارى و شرافت را كسب نكند، روزه ى او ارزشى ندارد و به كارش نمى آيد.(2) يعنى در انجام يك عمل بايد به پيامدهاى خوب و با ارزش آنها بهاء داد و رفتار خود را در جهت كسب آن خصائص تنظيم کرد. خداوند نخواسته است كه ما با روزه گرفتن تنها تن خود را رنجور كنيم و يا رژيم غذائى خود را بگيريم و يا براى فرار از بخشى ناملايمات بدنى و گوارشى و نجات از برخى امراض جسمى خود را به زحمت بياندازيم. چرا كه همه ى اين امور را مى توان بدون نيت خدايى و با دستورات پزشکی، در ماه هاى ديگر سال نيز به انجام رسانيد.
روزه گرفتن با توجه به وجوبى كه در قرآن از آن ياد شده است.(3) براى پرورش تن و نجات از بيماري های تنانه نيست بلكه هدف اصلى رسيدن به تقواست و نيل به تقوا در گرو اعمال و نياتى است كه پيش از آن كه دنيوى و مادى باشند، اخروى و معنوى هستند. بنابراين از اصل اصيل روزه دارى و فلسفه ى روزه گرفتن نبايد غافل شد و امور فرعى و جنبى را نبايد به جاى اصلى اشتباه گرفت. يكى از علل پرداختن به امور فرعى، عدم درك صحيح از روزه دارى است و همين امر باعث شده است، عده اى كه خود را از هر عيب و نقص بدنى مصون مى دانند و شعار خود را تا " شكم مى رود چه غم است " قرار داده اند از گرفتن روزه استنكاف کنند و خود را انسانى سالم و صحيح فرض کنند و در مقابل عده اى هم كه به بيماري هاى قند(ديابت) زخم معده و روده و انواع بيماري هاى رمضانى مبتلا مى شوند باز به تجويز خود يا دوستان و پزشكان از روزه دارى خوددارى کنند. برخى آدميان به بهانه ی مصرف روزانه دارو و داشتن سابقه ی سكته مغزى و قلبى و انواع بيماري هاى گوارشى و غدد درون ريز با تجويزى كه از ديگران می گیرند و يا قبل از ماه مبارك رمضان دريافت مى كنند. از ليست روزه داران خط مى خورند و آزاد و رها در سرزمين غفلت به پرسه زنى مشغول مى شوند.
البته نگارنده از اثرات جسمى و طبى روزه دارى بيگانه نيست و در اين باره خصوصا در چند دهه ی اخير كتاب هاى فراوانى نوشته شده است اما به نظر مى رسد تمام اين رويكردها ناشى از بيگانگى با فلسفه ی عبادتى چون روزه دارى و ديگر احكام دينى اسلام است و تجويزهاى پزشكى و شخصى و حتى وجدانى، مجوزى براى فرار از روزه دارى نمى شود و اين مهم بيش از آن كه جسم انسان را در معرض خطر و ناسلامتى قرار بدهد واكنش روحى و روانى دارد كه به اندك تساهلى به فراموشى سپرده مى شود.
بار ديگر سخن زهراى اطهر(س) را به خاطر بياوريد كه مراد از روزه گرفتن زجر دادن تن و غذا نرساندن به شكم نيست كه انسان به اندك بهانه اى از آن پرهيز کند و خيال خود و ديگران را راحت گرداند و اين ماه را با زحمت و گاه شماتت پشت سر نهد. بلكه هدف اصلى از روزه دارى چنان كه قرآن كريم در يك جمله ى كوتاه به آن اشاره كرده است تقواى الهى است. نه فقط فلسفه ى روزه بلكه ارزش و كرامت انسانى به تعبير قرآن در گرو تقواست.(4)
در سيره ى پيامبر اكرم(ص) و ائمه ی معصوم(ع) نيامده است كه آنان از غذا خوردن در ماه مبارك رمضان پرهيز مى كردند و يا سحر را با چه غذائى و افطار را به چه نحوى مى گذراندند. بلكه در روايت داريم كه حضرت رسول اكرم (ص) يك هفته قبل از ماه مبارك رمضان خود را آماده ی حضور به پيشگاه آن ماه مقدس مى کرد و در طول ماه رمضان كمتر مى خوابيد و به دعا و راز و نياز بيشتر مى پرداخت و دهه ی پايانى ماه رختخواب خود را جمع مى كرد.
بنابراين فلسفه ى روزه دارى به امور جسمى و سلامتى و بيمارى ختم نمى شود كه همه ى دغدغه ى ما در آنها خلاصه شود بلكه بنابر آيات و روايات هدف اصلى و فلسفه ى جاودانه ى روزه دارى قُرب الهى است كه به وسيله ى قرآن خواندن دعا كردن و روزه گرفتن و عبادت ورزيدن حاصل مى شود. از اين رو اين ماه را ماه عبادت و خضوع و درك حضور به خوان ضيافت الهى نام نهاده اند و پيامبر اكرم در سخنرانى پايانى ماه شعبان فرمود:
«قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة» يعنى ماه خدا با سه عنوان بركت، رحمت و مغفرت به سوى شما روى آورده است، شما نيز به آن اقبال كنيد و اين سه ارزش را فرا بگيريد كه از محصولات و دستاوردهاى روزه ى شماست. چنان كه اندرون را از طعام خالى داشتن براى كسب نور معرفت و شناخت بهتر و بيشتر خداست.
كسب معرفت و نور الهى در پى احساس نياز و فقر معنوى به دست مى آيد هر مؤمن و مسلمانى بايد اين نياز را در خود احساس نماید و براى رفع نياز به روزه روى آورد و در سيناى نماز و سحر نياز و افطار ناز به جستجوى آن بپردازد. قرآن كريم پس از اعلام وجوب روزه در آيه ی شريفه 183 سوره ی بقره و بيان چند حكم فقهى به دو رمز اساسى روزه دارى اشاره مى كند يكى اين كه ارزش ماه مبارك رمضان به نزول قرآن در آن است و ديگر آن كه دعا در اين ماه پذيرفته مى شود.(5)
حضور واقعى قرآن در صحنه ى زندگى بهره گيرى دقيق و عميق از اين پديده ى آسمانى است و تلاوت آن ابزارى است براى دستيابى به معانى بلند آن. برگزارى جلسات تفسير قرآن و درك مفاهيم قرآنى و معانی كاربردى اين كتاب عظيم در جهت نيل به قرب الهى است. از طرفى دعا كردن زمينه ى ارتباط بين معشوق و معبود با بندگان را ايجاد مى كند. بيشترين دعاها در اين ماه سفارش شده است. دعاى ابوحمزه ی ثمالى، جوشن كبير و جوشن صغير، دعاى افتتاح، دعاى سحر و دعاى روزانه ى ماه مبارك و دعاى هنگام افطار از جمله دعاهاى وارده در اين ماه است. مضامين بسيار بلند و پرمغز و نغز ادعيه ی ماثوره جهت فراگيرى نوع سخن گفتن با خدا و درخواست مناسب از پروردگار عظيم الشأن است.
غزالی در کتاب «کیمیای سعادت» می نویسد: روزه ی مردمان عادى همانا خوددارى از نان و آب و همسر است. و روزه ی خواص علاوه بر اجتناب از مضطرات، اجتناب از گناهان است و روزه ی خاص الخواص علاوه بر اجتناب از مضطرات و پرهيز از گناهان، خالى بودن دل از غير خداست.(6)
در پایان به نکات تفسیری آیه ی مشهور يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون(بقره / 183) اشارت می شود.
1 - خطاب يا ايها الذين آمنوا خطاب خاص است كه بيش از 120 بار در قرآن تكرار شده است و به جاى كاربرد يا ايها المؤمنون به صورت جمله ی موصله يعنى «اى كسانى كه ايمان آورده ايد» به كار رفته است كه در خطاب نوع دوم نوعى تعظيم و تكريم نيز نهفته است و خداوند مؤمنان را با اين جمله ى عاطفى و زيبا مورد خطاب قرار داده است. البته خطاب عام قرآنى يا ايها الناس و خطاب خاص او يا ايها النبى است.
2 - خطاب و نداى زيبا، گامى به سوى تأثير گذارى پيام است. در روايت مى خوانيم لذت خطاب «يا ايها الذين امنوا» سختى روزه را آسان مى كند. اگر والدين بخواهند كه فرزندانشان به سخنانشان گوش دهند بايد آنان را زيبا صدا زنند.(7).
3 - واژه ى كتاب هر چند به معنى نوشتن است اما در مواردى به معنى مقرر شده يا واجب به كار رفته است مثلا در باره ى نماز مى فرمايد: ان الصلوه كانت على المؤمنين كتابا موقوتا(8). نماز در اوقات معين بر مؤمنان واجب شده است. در اينجا هم «كتب عليكم الصيام» به معنى وجوب روزه بر مؤمنان است.
4 - از جمله ى كما كتب على الذين من قبلكم برمى آيد كه روزه در امت هاى پيشين هم واجب بوده است و اديان سابق نيز به روزه دارى مى پرداختند. البته نوع روزه و وقت آن متفاوت بوده است و مراد از اقوام گذشته چنانچه در مجمع البيان آمده است يهود و نصارى است.(9) اين جمله از حيث روانشناختى نوعى تسكين قلب است كه مؤمنان بدانند در امت هاى گذشته نيز عبادتى به نام روزه مرسوم بوده است. و اين حكم مخصوص آنها نيست. لازم به ذكر است كه در تورات و انجيل از وجوب روزه دارى ذكرى به ميان نيامده است ولى آن را مورد ستايش قرار داده است و از گذشته تا كنون روزه در بين پيروان موسى و عيسى به اشكال مختلف از آن جمله روزه ی گوشت، روزه ی شير و يا خوددارى از خوردن و آشاميدن در روز يا شب معمول بوده است.(10)
5 - واژه ى صيام مانند صوم مصدر به معنى امساك و خوددارى كردن است و در شرع اسلام، اجتناب از خوردن و آشاميدن از اذان صبح تا اذان مغرب با نيت قربه الى الله را صيام گويند.
6 - روزه دارى به جز اثرات مفيد بر جنبه هاى فيزيولوژيكى و بيولوژيكى بدن كه در كتب علمى پيرامون آن به بحث پرداخته اند اثر معنوى بالايى به نام تقوا را به همراه دارد به گونه اى كه در اين آيه هدف از روزه دارى، رسيدن به تقواى الهى دانسته است.
7 - تقواى خدا، ترس در ظاهر و باطن است. روزه يگانه عبادت مخفى است. اگر نماز، حج، جهاد، زكات، و خمس را مى بينند اما روزه ديدنى نيست. در روزه، اغنياء با فقرا مزه ى گرسنگى را مى چشند. روزه اراده انسان را تقويت مى كند. كسى كه يك ماه نان و آب و آميزش با همسر خود را كنار گذاشت مى تواند نسبت به آب و نان و همسر ديگران خود را كنترل كند. روزه باعث تقويت عاطفه است. كسى كه يك ماه مزه ى روزه را چشيد. با درد آشنا مى شود و رنج گرسنگان را احساس مى كند. با روزه مصرف ها كنترل مى شود. رسول خدا(ص) فرمودند: روزه نصف صبر است(11)
8 - لَعلَ در عربى به معنى شايد است كه به غلط آن را باشد معنى مى كنند. به تعبير شيخ جعفر شوشترى در كتاب «المواعظ يا چهارده مجلس»، لعل هاى قرآنى حاكى از آن است كه انسان نسبت به اعمال خود مغرور نگردد. در اينجا هم فرمود: لعلكم تتقون يعنى با روزه گرفتن مغرور نشويد و تنها با اين عبادت به فلاح و رستگارى و حتى تقوا دست نخواهيد يافت چرا كه
به هوس راست نيايد به تمنى نشود كه در اين ره بسى خون جگر بايد خورد
-------------------------------------------------------------
1 - اعلى/9 و غاشيه / 21
2 - ر. ك به بحار الانوار ج 10 ص 78
3 - بقره / 183
4 - حجرات / 13
5 - بقره / 185 و 186
6- کیمیای سعادت، بخش 50 سنت های روزه
7- تفسير نور ج 1 ص 365
8 - نساء / 103
9 - مجمع البيان ج 2 ص 290
10 - الميزان ج 2 ص 490
11 - تفسير نور ج 1 ص 366