آیین عاشورایی

فاجعه‌ی کربلا درام عظیم تاریخی و مذهبی در شیعه است که توان و شأن اسطوره شدن دارد. شیعیان خوب دریافته‌اند که با اسطوره‌سازی می‌توان نهضتی را زنده نگه داشت. از این رو نه فقط در ایران، بلکه در عراق، افغانستان، هند و پاکستان چنین گرایشی وجود دارد.

مهمترین عنصر در جذب نمادهای اسطوره‌ای، هویت‌سازی است. از این رو مردم برای حفظ هویت مذهبی و فرهنگی در پرتو نمادها، تردیدی ندارند که باید از تمام امکانات گذشته و مدرن در جهت تقویت و پیشبرد آیین عاشورایی بهره گرفت. به رغم این که جهان امروز در پی یکسان‌سازی و جهان‌وطنی پیش می‌رود، اما از آن سو، عوامل هویت‌ساز نیز فعّال‌اند. پیوستن به نشانه‌ها و نمادهای قومی و مذهبی در قالب مناسک و مراسم، امری اجتناب‌ناپذیر است.

عشق به اهل‌البیت(ع)

دیوید پینالت در کتاب «اسب کربلا» می‌نویسد: در جوامع شیعی، در سطح مردم عادی، این گرایش وجود دارد که افراد خود را آن گروه از مسلمانانی تعریف کنند که عشقشان به خاندان پیامبر و ائمه‌ی پس از او از دیگر مسلمانان فراتر است. دست زدن به رفتارهای شدید و آشکارا غیرمنطقی، آسیب زدن به جسم خود با کارهایی مثل قمه‌زنی و زنجیرزنی، برای نشان دادن این است که فرد لیاقت قرار گرفتن در رده‌ی محبین اهل بیت را دارد. یعنی قرار گرفتن در رده‌ی مسلمانانی که شایستگی بهشت را با سوگواری به دست می‌آورند. ریاضت کشی محرمی مستلزم این است که برای تماشاچیان داخل جمع شیعه جنبه‌ای اثبات‌گر هم داشته باشد؛ بی‌توجه بودن به سلامت خود این ادعای فرد را که عشقی بی‌ریا و برآمده از خودگذشتگی به خاندان پیامبر دارد تأیید می‌کند.(1)

تحمّل رنج

تشیع با شناساندن نمونه‌ی برجسته‌ی زجر دیدن، یعنی شهادت حسین در کربلا و بیان آن به زبان شهادت و فداکاری داوطلبانه، رنج را تحمل‌پذیر می‌کند. نمادسازان شیعه این ماتریس توصیفی را گسترش داده‌اند و نمونه‌های دیگری از بی‌گناهان برحق را از هابیل گرفته تا ابراهیم، از مسیح تا محمد(ص) و خاندانش در آن جا داده‌اند. به صورتی که کل تاریخ را فهم‌پذیر می‌کند.(2)

احمد زیدآبادی در کتاب «بندی‌خانه‌ی رنج و رهایی» می‌نویسد: یک روز به یاد فرزندانم پویا و پارسا افتادم و از دوری آن‌ها سخت دلتنگ شدم. اشک از چشمانم بی‌اختیار جاری شد. به دنبال راهی برای تسلّای خویش بودم. خواستم تا دعایی بخوانم؛ مفاتیح را گشودم و از قضا مرثیه‌ی ام‌المومنین آمد. زنی که در فاجعه‌ی عاشورای سال ۶۱ هجری در کربلا، چهار پسرش را از دست داد. پس از این فاجعه او با دلی شکسته و سینه‌ای سوخته، روزها در بیرون شهر مدینه، بر سر راه کوفه می‌نشست و در سوگ فرزندان جوان و رشیدش مرثیه‌های پر سوز و گداز می‌گفت. با خواندن مرثیه‌ی ام‌المؤمنین احساس شرم کردم و با خود گفتم: رنج‌های ما با رنج‌های آنان قابل مقایسه نیست؛ آرام گرفتم.(3)

تعزیه، این نمایش نیایش‌گونه آن قدر واقعی است که بعضاً مخاطبان از یاد می‌برند که نمایش است و آن را واقعیت می‌پندارند و با ایمانی صادقانه آن را باور می‌کنند. از سویی، این نمایش نیایشی آن گونه است که هنرمندان آن خود را به جای نقش‌ها قرار نمی‌دهند. بازیگران تعزیه خودآگاهانه اذعان می‌کنند که ما از نقشی که اجرا می‌کنیم جدا هستیم. آنجا که نقش شمر و یزیدیان را بازی می‌کنند در صحنه‌های حسّاس نمایش می‌گریند تا این تفکیک را هم برای خود و هم برای مخاطب نشان دهند.(4) در کل، در این صور مناسکی مهم‌ترین باورها و اعتقادات مذهبی شیعه به صورت اساطیری و بعضاً به طور نمایشی بیان می‌شود. اعتقاد به موجودات مقدّس مثل فرشتگان و جنیان و شیاطین، اعتقاد به بنیادهای لاهوتی و ناسوتی عالم به واسطه‌ی تقابل حسینی/ یزیدی، اعتقاد به بهشت و جهنم و راه‌های رسیدن بدان و... در این مناسک حضور دارند.(5) از سوی دیگر، زندگی سرشار از رنج مردم و چهره‌ی چین و چروک خورده‌ی آن‌ها که حاکی از رنج زندگی‌شان است، هماهنگی و همدلی عمیق را میان زندگی آن‌ها و رنجِ بازنمایی شده در مراسم عزاداری فراهم می‌کند.(6)

مرگ‌اندیشی

صحنه‌ی تراژیک عاشورا بهترین محمل برای مواجهه با مرگ و شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش، نمونه‌ی عالی زیستن و مردن شرافتمندانه است. شکیبایی بازماندگان خصوصاً حضرت زینب(س) و زبان حال او در پذیرش مرگ نزدیکان و یاران و تحمل سختی پس از آن، دیگران را به آسایش و آرامشی دعوت می‌کند. از این رو شیعیان در برخورد با مرگ خویشان، بزرگداشت و یادکرد ماه محرم را پاس می‌دارند تا التیام‌بخش دل غمدیده‌ی آنان باشد. این قیاس و جناس سبب ماندگاری اسطوره‌ای عاشورا در طول تاریخ بوده است.

از همه مهمتر، عوام بهترین عنصر برای بخشش از گناهان، عبور از لغزش‌ها در قیامت، و دستیابی به رستگاری اخروی را در توجه به امام حسین(ع) و توسل به عزاداری او و ادای نذورات در ماه محرم و صفر جست و جو می‌کنند. از این رو در میان شیعیان، بزرگترین نمایش، برپایی سفره‌های نذری در روز عاشورا جلوه می‌کند.

خلاصه این که توده‌ی شیعیان با دلبستگی روحی و روانی به قیام کربلا و حسب نیاز به شفا و شفاعت امام حسین(ع) در دنیا و آخرت، با ایجاد مراسم آیینی خود در صدد تداوم نگاه اسطوره‌ای‌اند و دیگر رویکردها را موقّتی و فصلی می‌پندارند. البته تردیدی نیست که این نگاه آلوده به خرافه می‌شود. و تشخیص و تفکیک خرافه‌ها برای عوام غیرممکن است. بنابر این همواره نیازمند بزرگانی هستیم که توده را به وجود خرافه‌ها آگاه کنند.

----------------------------------------

1- اسب کربلا ص 305

2- همان ص 371

3- بندی خانه‌ی رنج و رهایی ص 35

4- مطالعات جامعه‌شناختی و انسان‌شناختی مناسک عزاداری محرم، به کوشش جبار رحمانی ص 260

5- همان مصدر ص 261

6- همان مصدر ص 262