پنج اقلیم حضور

در آخرین ترم تدریس دانشگاهی، به خلاف آمد عادت، کتاب «پنج اقلیم حضور» اثر دکتر داریوش شایگان را معرفی کردم. تا دانشجویان را با اندیشه های پنج شاعر برجسته ی ایرانی یعنی فردوسی، خیام، مولوی، سعدی و حافظ آشنا کنم. بعدا دریافتم که کتاب دیگری در همین راستا توسط دکترمحمدعلی اسلامی ندوشن به نام «چهار سخنگوی وجدان ایرانی» نوشته شده است که عمرخیام در آن نیست. شاید بدین سبب که پاره ای از معاصران او را شاعر نمی دانند. اما علی دشتی در مقدمه ی چاپ دوم کتاب «قلمرو سعدی» به شش شاعر مشهور ایرانی اشاره کرده است. یعنی نظامی گنجوی هم بر آنها افزوده است. البته دکترشایگان هم در مقدمه ی کتاب خود به این شاعر اشارتی کرده است.

ظاهرا در سال 1313 از سوی مجله ی مهر، مصادف با جشن هزاره فردوسی، اقتراحی مطرح شد که بزرگترین شاعر ایران کیست؟ تا در کنار فردوسی از دیگر بزرگان ادب فارسی هم سخن رود. استاد مهرداد بهار، رشید یاسمی و لطفعلی صورتگر حول محور فردوسی و سعدی و حافظ مقاله نوشتند.

گویا در هر دوره ای به سبب پردازش شخصیت های ادبی، یکی از شعرای مشهور بر صدر می نشسته است و افراد به حسب علائق خود، در مورد آن شخصیت قلم فرسایی می کردند. مثلا آنهایی که به افسانه و اسطوره توجه داشته اند، از فردوسی نوشته اند. کسانی که به فصاحت و بلاغت دلبسته بوده اند، سعدی را بزرگ شمرده اند. و عده ای که غزل عاشقانه و عارفانه را می پسندیدند، حافظ را گرامی داشته اند. و برخی که روح بلند مولوی را دریافته اند او را بزرگترین شاعر همه ی دوران دانسته اند. افرادی که به داستان پردازی علاقه مند بوده اند، نظامی را ستوده اند. و آنهایی که از دنیا و مافیها شکایت داشته اند، به خیام پناه برده اند.

همین حس شاعرانگی ایرانیان سبب شده است که حتی سیاستمداران این کشور به شرح و تفسیر اشعار پنج اقلیم حضور بپردازند. نمونه اش علی دشتی سناتور و محمدعلی فروغی که آثاری در مورد سعدی، حافظ، خیام و مولوی دارند. از مؤرخان و ادیبان، شخصیت های بنامی چون دکتر زرین کوب، دکتر صورتگر و دکتر استعلامی نیز کتاب هایی در مورد این بزرگان نگارش کرده اند. بنابراین در دوران معاصر، ستارگان ادب فارسی، به خامه ی پژوهشگران عرصه ی ادبیات مورد توجه جدی قرار گرفته اند.