هنرمند و مطالعه

تردیدی نیست که هر هنرمند قابلیت هایی دارد که وارد این حوزه شده است. اما داشتن یک پتانسیل برای اجرای نمایش کفایت نمی کند. این ابزار باید در اختیار یک اندیشه باشد به عبارت دیگر امکانات وجودی هنرمند نیازمند ارتقاء و گسترش است. و این ارتقاء مرهون روحیه ی پرسشگری و پاسخ دهی به پرسش های خود و دیگران است.

یک هنرمند حتما دارای یک توانایی های اولیه هست که به هنر کشیده شده است. حافظه ی خوب، استیل جسمی مناسب، علاقه و تمرین و پشتکار همه از مقوله های ابزاری در هنر هستند. اما آنچه این امکانات را بارور می کند، مطالعه است. خواندن به شما امکان پرواز در ابرهای ندانستن می دهد. فایل های فکری شما را گشوده نگه می دارد. عطشی دریاوش به شما می بخشد. انسان موفّق به رغم توجه جدی به کارکرد خود، هیچ وقت از توانایی های موجود خود راضی نیست. او همواره در پی پرش به جهان ناپیداکرانه است. هیچ چیز اورا قانع نمی سازد.

مطالعه ذهن آدمی را وقاد و نقاد بار می آورد. اکتفا کردن به داده ها یعنی درجا زدن و منقاد شدن. هنر آدمی این است که به ادراک زیبایی تن دهد. گسترش آگاهی لازمه ی هنرمندی است. شما نیازمندید در زمینه های مختلف کتاب بخوانید. قلم فرسایی کنید نقدها را بخوانید و خودتان هم نقد بنویسید. از سبک های مدرن برای القای معنایی به مخاطب استفاده کنید.

رمز موفقیت بزرگان هنر را دریابید. به هنرنمایی های دیگران در عرصه ی هنر لذت ببرید. سرنخ های اندیشه ها را جستجو کنید. با اندیشیدن، از مطلبی به مطلب دیگر تمایل پیدا کنید. یک حس کنجکاوانه شما را به تو در تو بودن فکری سوق دهد. همه ی اینها با مطالعه کردن و دغدغه ی بهتر فهمیدن میسر است.

دانستن یک مطلب امری عادی است اما فهمیدن تلاش فکری می خواهد. بدترین درد آدمی درد درک کردن است. مطالعه، افق گشایی و ورود به دنیای تاریک ناگفته هاست. تجربه ی زیسته ی یک هنرمند فرو شدن در نقش است. جهان زیسته و تجربه ی زیسته از تجربه های مشترک انسان هاست. در عین حال گشوده نیز هست. یعنی قابل گسترش و هم افزایی است.