تأثیرپذیری از کتاب**
تأثیرپذیری از کتاب
شدیدا بر اثرگذاری یک کتاب بر مخاطب باور دارم. تأثیرپذیری فکری و فرهنگی شرق در پاره ای متفکران و آثار آنان مشهود است. مثلا الهام گیری شوپنهاور از بودا یا هگل از مولانا و یا وام گیری نیچه از زرتشت را نمی توان انکار کرد. دکتر سروش در کتاب قصه ی ارباب معرفت، تأثیرپذیری مولوی از غزالی و حافظ از سعدی را بیان می کند. از این رو، دو روایت داخلی و خارجی از رویارویی با کتاب شنیدنی است.
سال 1813، آن موقع که میانه اش با مادر هنوز خوب بود، با او به یکی از دورهمی های معمولی رفت. در بین مهمان ها پژوهشگری به نام ف.ی. مایر هم بود که متخصص فلسفه ی شرق بود، موضوعی تازه و برای آن دوره یک کم عجیب. مایر مجله ی گمنام آسیاتیک* را نشان شوپنهاور داد و از متنی هندی به اسم آوپانیشادها حرف زد. آرتور حسابی
ماتش برده بود... هر بعد از ظهر، بی بروبرگرد، اوپانیشادها را ورق می زند و مفصل می خواند. می گفت: والاترین و مؤثرترین متنِ ممکن در دنیاست. شده تسلای خاطرم در زندگی و البته مرگ.(سقراط اکسپرس ص 129)
همین مات و ملاقات، آینده ی اندیشه ی شوپنهاور را رقم زد و از او شخصیتی ساخت که بعدها نیچه به آن عشق ورزید و امروزه فیلسوفان شرق گرا در پی احیای آن هستند. اوپانیشادها همان کتابی است که به نقل از داریوش شایگان، علامه ی طباطبایی نیز پس از مشاهده و مطالعه ی آن سخت شیفته ی آن شد.
او در نشست هفتگی شهرِ کتاب، که فیلم آن در کانال جرعه منتشر شده، به بیان خاطراتش با مرحوم علامه طباطبایی می پردازد. وی می گوید: در جلساتی که سال ها من در خانه آقای ذوالمجد طباطبایی در خیابان ایران شرکت کردم، آقای علامه طباطبایی هر ۱۵ روز یک بار از قم می آمدند، و پنج شنبه و جمعه می ماندند، دکتر نصر، حرف های کربن، و هم سخنان علامه طباطبایی را ترجمه می کرد...ترجمههای انجیل، ترجمه فارسی اوپانیشادها، سوتراهای بودایی، و تائوتهچینگ را بررسی میکردیم.
شایگان می افزاید: بعدها این جلسات تبدیل به شناخت دیگر آیین ها شد، مرحوم علامه طباطبایی گفتند که شما که به فرهنگ های دیگر آشنا هستید، یک کاری بکنید که ما با افکار بودایی، هندو و چینی هم آشنا بشویم. این جا بود که جلسات دیگر مختص به کوربن نبود، ولی در واقع او بانی این حرف ها بود. آن جا بود که اوپانیشادها و کتاب تائوتهچینگ لائوتسه چین خوانده می شد.
Asiatic*