مقدمهی گزینگویهها
اندیشیدم که یافتههای ذهنی خود را در زمینههای دینی، فلسفی، عرفانی، اجتماعی و ادبی که در طول سالها مطالعه و تحقیق در قالب یادداشتهایی گردآوری کردهام، در معرض دید دیگران قرار دهم، شاید این دستنوشتهها برای آنان مفید افتد و امر تحقیق و تفحّص متون را جدّی بگیرند و در مطالعه کوشا شوند و غث و ثمین کُتب را دریابند.
یادداشتها را همانگونه که نگارش شده بود، با اندکی تغییر، بازنویسی کردهام. در ضمن تاریخ نوشتن آنها را به عمد حذف کردم تا به محتوای مطالب لطمه نزند. از طرفی میخواستم با توجه به محتوای مباحث، آنها را در قالب فصول و ابواب مرتّب کنم ولی از این کار هم منصرف شدم چرا که تصوّر میکنم مخاطب با تنوّع موضوعات بهتر کنار میآید.
برای این یادداشتها عنوان «گزینگویهها» را برگزیدم. شاید خواننده از آنها نکتهای دریابد و در زندگی فردی و اجتماعیاش به کار آید. یادآور میشوم که گزینگویه(1) گونهای ادبی است که نیچه دست کم تا اندازهای به دلیل ستایشی که نثار فیلسوفان پیشسقراطی و اخلاقباوران فرانسوی میکرد آن را اختیار کرد و خود یکی از بزرگترین استادان آن است. البته گزینگویهها صبغهی نظاممند و استدلالی و برهانی ندارند؛ تفسیر کردن آنها هم عمدتاً بسی دشوارتر از آن چیزی است که در بادی نظر مینماید.(2) به تعبیر سارا کوفمن گزینگویی به دلیل سرشت ناپیوستهاش معنا را اشاعه میدهد؛ گزینگویی فراخوانی است به کثرتی از تفاسیر و تجدید آنها؛ چیزی جز حرکت، نامیرا نیست.(3)
------------------------------------------
Aphorism1-
2- نیچه، الکساندر نهاماس، ترجمه سیدمسعود حسینی ص 19
3- همان مصدر ص 22
بسیار عالی . جناب دکتر فضلی در این یادداشت و اصلا کل کتاب ، که با دقت و دلسوزی نگاشته شده، ما را با سنتی آشنا میکند که مسامحتا بنظرم در فرهنگ ما با نام «جملات قصار» یا «کلمات قصار» خوانده میشود، اما در زبان فلسفه غرب، نام رساتر و دقیقتری یافته است: گزینگویه یا Aphorism. این واژه که از یونانی برخاسته و به معنای «تعریف» یا «حکم کوتاه» است، در سنت فلسفی غرب جایگاهی ویژه دارد و نیچه آن را به اوج معنا و زیبایی رساند.
آنچه این یادداشت را ارجمند میکند، نه تنها شفافیت نیت دکتر فضلی در عرضه یافتههای فکری خویش است، بلکه همان درایتی است که در برگزیدن قالب نثر داشته است. گزینگویه، « معنا » را اشاعه میدهد و خواننده را از اسارت یک تفسیر واحد رها میسازد. این همان چیزی است که فضلی عزیز با حذف تاریخ یادداشتها و رها کردن ترتیب موضوعی، خواسته است به دست آورد :
آزادی خواننده در مواجهه با متن، بیآنکه قید زمان یا تسلسل منطقی، اندیشه را در قفسی محبوس کند.
در میان آثار گزینگویی که به فارسی برگردانده شدهاند، میتوان به کتاب «فراسوی نیک و بد» اثر نیچه (ترجمه داریوش آشوری، نشر نی) اشاره کرد که خود سرشار از گزینگویههای درخشان است. همچنین «در جستجوی زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست (ترجمه ی مهدی سحابی، نشر مرکز) که هرچند رمان است، اما در اینجا می توان گفت که سرشار از گزینگویههای زیباشناختی و فلسفی است.
فریدریش نیچه و گزینگویههایش»، مترجمان: رضا نجفی و پریسا رضایی،نشر:مروارید.
و
«گزینگویههایی در باب عشق و نفرت» نیز مجموعهای از جملات قصار و تأملات فلسفی فریدریش نیچه دربارهٔ مفاهیم عشق و نفرت است. که به همت محمدصادق رئیسی ترجمه و در سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات سولار به چاپ شده است ، نیز نمونهای کامل از این گونه ی ادبی-فلسفی است. و البته «شطحیات» بایزید و «رباعیات» خیام را نیز میتوان از همین دست به شمار آورد، هرچند در سنت خود ما نام دیگر دارند.
دکتر فضلی البته با فروتنی میگوید که شاید این یادداشتها «برای آنان مفید افتد»، اما این فروتنی نباید ما را از دیدن ارزش واقعی این کار باز دارد. در زمانهای که نثر ما یا به تکلف گرفتار است یا سطحینگری، چنین کوششی برای احیای سنت گزینگویی - که همان جملات قصار سنت ماست - کاری ستودنی است. زیرا گزینگویه، به تعبیری، بسی دشوارتر است از آنچه در بادی نظر مینماید .ومناسب کم وقتی و کم حوصلگی شایع مخاطبان هم هست !
و در همین دشواری است که عمق آن نهفته است.
انشاءالله این دفتر گزینگویهها، راهی باز کند برای تأمل دوباره در میراث حکمی خویش و بازیابی سنتی که در آن، کوتاهی سخن با عمق معنا همراه بود.
یادداشت جناب علیرضا معینی👆