ناکجاآباد عشق(1)
ناکجاآباد عشق(1)
کتابهای بسیاری در بارهی زندگی و زمانهی دکتر شریعتی نگاشته شده، اما در این میان کتاب دکتر علی رهنما گوی سبقت را از همگان ربوده است. در چهل و نهمین سالگرد آن عزیز، چکیدهای از کتاب «مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد» خالی از لطف نیست.
علی شریعتی در دوم آذرماه 1312 در روستای کاهک واقع در 70 کیلومتری سبزوار دیده به جهان گشود. در دورهی ابتدایی، چندان اجتماعی نبود. او فردی ساکت و کمرو و عاشق کتاب خواندن بود. در سال 1329 به توصیهی پدر وارد دانشسرای مقدماتی شد و در همین دوره فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کرد.
علی از دوازده سالگی در جلسات کانون نشر حقایق اسلامی حضور مییافت و پس از پدرش و احمدزاده، سخنران اصلی کانون شد. وی در یکی از تجمعات بزرگ مردمی جمعیت آزادی مردم ایران به سخنرانی در مورد تعارض اسلام با سلطنت پرداخت. او کتاب ابوذر را خواند و با حمایت پدرش کار ترجمهاش را آغاز کرد.
در نخستین کلاس دانشکدهی ادبیات، استاد حبیباللهی، وی را به عنوان نویسندهای آتیهدار به همکلاسیهایش معرفی کرد. گویا شریعتی در آن زمان نسبت به دین شکّاک شده بود و آثار فقهایی چون محمدباقر مجلسی را مورد انتقاد قرار میداد.
شریعتی در نشستهای ادبی پیکار که بحث به تفسیر عرفانی آیات قرآن کشیده شده بود، استدلال کرده بود که زبان و محتوای قرآن سمبولیک است و همین امر تفسیر عرفانی قرآن را امکانپذیر میسازد. در فاصلهی سالهای 36 و 37 سه رویداد، زندگی شریعتی را از مدار عادی خود خارج ساخت. به ترتیب زمانی، در 25 شهریور 36 بازداشت و زندانی شد. در 24 تیر 37 با پوران شریعت رضوی ازدواج کرد و در آذرماه 37 با اخذ مدرک لیسانس ادبیات فارسی حائز بورس تحصیلی در فرانسه شد.
ورود نهضت آزادی ایران به عرصهی سیاسی نقش مهمی در شکلگیری آگاهی سیاسی شریعتی در پاریس ایفا کرد. شخص بازرگان نیز یکی از الگوهای او به شمار میرفت. شریعتی با نام مستعار شمع مقالهای در بارهی «شناخت کتاب و به کجا تکیه کنیم» را در نشریهی دانشجویی وابسته به جبههی ملی در فرانسه به چاپ رساند.
وی در مقالهی دیگری در ایران آزاد با حمله به کمونیستهای فعّال در کشورهایی نظیر مصر، عراق، الجزایر و ایران به عنوان مزودوران و عملههای شوروی - و البته نه لزوماً مارکسیستها- بر این نکته تأکید کرده بود که استعمار غرب هر چند علناً به منزلهی دشمن اصلی کشورهای تحت سلطه محسوب میشود، اما کمونیستهایی که در پس نقاب سوسیالیسم مخفی شدهاند، مانع جدّیتری بر سر راه آزادی به شمار میروند.
آثار فرانتس فانون، خصوصاً کتاب مغضوبین روی زمین، شریعتی را عمیقاً متأثر میساخت. یکی دیگر از منابع الهام شریعتی افکار سارتر بود. شریعتی قبل از بازگشت به ایران متقاعد شده بود که اسلام مؤثرترین رسانهی ارتباطی در ایران است.
پس از بازگشت به ایران، در سپیدهدم 12 خرداد 1343 دستگیر شد و پس از شش هفته از زندان آزاد شد. وی پس از بازگشت به مشهد، تمام هم و غم خود را صرف ترجمهی نوشتههای ماسینیون در مورد سلمان کرد. دو کتاب «گفتگوهای تنهایی و هبوط در کویر» از لحاظ افشاگری و خودشکنی در میان روشنفکران معاصر ایران نظیر و همتایی ندارند. از دید شریعتی کویر جایی بود که خدا در آن حضور دارد. او پس از بررسی همهی ادیان و مذاهب به این نتیجه رسیده بود که تنها تصوف که جمع همهی ادیان است میتواند وی را قانع و متقاعد سازد.