غزل خوانی(9)
غزل خوانی(9)
چهارشنبه 27 ژوئیه 2011
شب ساعت 11 خوابیدم. از نیمهی شب تا به صبح باران بارید. همان بارانی که من از نوایش به یاد خدا و نعمتهایش میافتم. و چه لذّتی دارد در این نوای گوشنواز با ذکری بر لب، خوابی شیرین را تجربه کنی. آیا این جملهی تکاندهنده را شنیدهاید؟ آنها که به بیداری خدا ایمان دارند، راحتتر میخوابند.(1) صبح با صدای اذان مسجد بلند شدم و به نماز ایستادم. پرندگان از بلبل، کلاغ و قمری نیز تسبیحشان شروع شده بود. صدای شکرگزاریشان فضای اتاقم را پر کرده بود. در روایات آمده است که پرندگان، صبحگاهان ذکر حقّ بر زبان جاری میکنند. مثلاً قوقولی قوقوی خروس را به سبوح قدوس ترجمه کردهاند. ملای رومی میگوید:
جمله ذرات عالم در نهان با تو میگویند روزان و شبان(2)
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم با شما نامحرمان ما خامشیم(3)
شارحان گفتهاند این سخن مولانا ترجمهی آیهی شریفه وان من شی الا یسبح بحمده ولکن لاتفقهون تسبیحهم(4) است. بعد از نماز با خود گفتم روا نباشد که پرندگان تا پاسی از صبح به ترانه و غزلخوانی بپردازند و من دوباره به خواب ناز فرو روم. دو صفحه از صحیفهی قرآن خواندم. از سورهی ابراهیم در بارهی معجزات پیامبران. چون در حال تنظیم مقالهی پژوهشی «تئوری اقتباس» بودم، یادم آمد که مطلبی در مورد اعجاز و جاودانگی قرآن کریم را از کتاب تألیفیام به نام «علوم قرآن در تفسیر المیزان» بهره بگیرم. کتاب در اختیارم بود با تورّق مطالبی را یادداشت کردم. مانند همین خاطرهها که ساعت پنج صبح نوشته شده است. چه صفایی دارد خواندن و نوشتن و نماز و قرآن خواندن. صبحگاه دخترم را هم برای نماز بیدار کردم.
در بنگلور و شاید در تمام کشور هند، نان و آب و برق و گاز و بنزین کیمیاست و گران. نانشان فقط ماشینی و فانتزی است بستهای 75 روپیه. آب لولهکشی قابل خوردن نیست و باید خریداری شود. گالن 20 لیتری 1500 تومان. برای روشنایی از لامپهای کممصرف و یا مهتابی استفاده میشود. در طول شب در هنگام بیداری فقط یک یا دو لامپ روشن است. گاز به صورت کپسول ارائه میشود و مانند آب با تماس تلفنی به وسیلهی فروشگاههای خدماتی به آدرس افراد ارسال میشود. بنزین هم لیتری 1200 تومان است.(5)
سرویس تاکسیهای آنها به صورت سهچرخهای به نام ریکشا(Rickshaw) یا به نام اتو (auto) صورت میگیرد و شهر پر از آنهاست. البته آژانسها از اتومبیلهای شیکی برخوردارند.
به علت این که عرض خیابانها کم است، اتوبوس خط واحد کمتر یافت میشود. معمولاً چهارراهها بدون چراغ راهنما و پلیس است و ماشینها با سرعت اندکی که دارند به راحتی از چهارراهها عبور میکنند.
هندیان از بوق زدنهای متوالی و ممتدّ لذّت میبرند.(6) موتورسیکلتهای بسیاری هم در سطح خیابانها در حال تردّدند. زنان به راحتی، موتورسیکلت میرانند. کسی مزاحم آنها نیست. به رغم ازدحام بیش از حدّ انسانها و ماشینها و موتورها و سهچرخهها و دوچرخهها، هر کسی مسیر خود میرود و کمتر تصادف میشود. مرکز شهر بنگلور خیلی شلوغ است و گاه وسائل نقلیه مورچهوار حرکت میکنند. از صبر و حوصلهای که در رانندگی دارند لذّت میبرم. آرامش در رفتار و گفتار، از اندیشههای هندوئیسم و بودیسم سرچشمه میگیرد. البته توصیهی ادیان ابراهیمی نیز هست و اصولاً اقتضاء مذهبی بودن همین آرامش و آسایش است.(7) در طبقهی بالاییِ ما، زن و شوهری هندی با نوزادشان زندگی میکنند. این زن و مرد جوان، بیشتر اوقاتِ آزاد خود را با بچهشان میگذرانند. مادر برای کودکش، کلمات انگلیسی هجی میکند و گاه برایش ترانهی هندی میخواند. پدر نیز گاه با کودکش بازی میکند. چه زندگی شیرینی دارند.
از ساعت هشت پس از صرف صبحانه، برای تایپ مقالهی تئوری اقتباس در کنار لپ تاپم نشستم و برای رفع خستگی گاه موسیقی کلاسیک گوش میدهم. ساعت ده خدمتکار جهت تمیز کردن خانه آمد. به زبان انگلیسی از نامش پرسیدم گفت: مانسی هستم. گفتم: موسیقی ایرانی را دوست داری؟ گفت: آری. دخترم تعریف میکرد که این خانم مسیحی است و قابل اعتماد. قبلاً هم همین جا کار میکرد و دو دختر دارد که خارج از شهر بنگلور در دانشگاه تحصیل میکنند و یک پسرش هم مهندّس است و یکی هم معلول جسمی است که در خانه از او پرستاری میکند. به حسب ظاهر شغل و خانواده به هم نمیآید. ولی این زن میانسال اصلاً احساسِ ناخوشی نداشت. در مدت سه ربع ساعت، کارش را انجام داد و خداحافظی کرد و رفت. بدون این که لحظهای بنشیند و با ما به گفتوگو بپرازد و وقتش را بیهوده بگذراند. فکر میکنم مقایسه کردن کارها و رفتارهای این زن مسیحی با زنان خدمتکار خودمان موضوع یک مقاله شود.
هنگام رفتن با مقداری شیرینی و پستهی ایرانی بدرقهاش کردیم. دخترم میگفت: هفتهای دوبار میآید و ماهی 12 هزار تومان حقوق دریافت میکند. البته من پیشنهاد دادم تمیز کردن خانه را خود عهدهدار شوید و هزینهی آن را صرف امور تحصیلی کنید و به شوخی گفتم: من حاضرم به جای او باشم و این پول را دریافت کنم. نمیدانم چقدر پیشنهادم کارساز بیفتد!
----------------------------------------------
1- یا به قول سهراب سپهری هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود.
2- این بیت در مثنوی چاپ نیکلسن نیست، اما در برخی نسخهها از جمله امیرخانی (ص227 سطر13) آمده است.
3- مثنوی معنوی3/1019
4- الاسراء /44
5- محاسبهی این هزینهها بر اساس هر روپیه 250 ريال است. ولی با توجه نوسانی که در قیمت دلار صورت میگیرد، متفاوت میشود ناگفته نماند که روپیه در اوج خود به 750 ریال هم رسید.
6- میگویند این مسأله و ریختن آشغال در کوی و برزن از جمله ابزار انقلاب بدون خشونت گاندی برای اخراج اروپائیان خصوصاً انگلیسیها بوده است. ولی گویا پس از آزادی از پیر استعمار، این حرکت به صورت یک عادت در آمده است و ترک عادت هم موجب مرض است. در پشت برخی اتومبیلهاشان نوشته شده است: please horn یعنی لطفاً بوق بزنید.
7- خصوصاً در قرآن کریم به این نکته پرداخته شده است و نشانهی اعتقاد و ایمان به خدا همین اطمینان قلبی است. الذین امنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکر الله تطمئن القلوب(رعد/28)