ناکجاآباد عشق(2)
ناکجاآباد عشق(2)
شریعتی در بهار سال 1345 در دانشگاه مشهد شروع به کار کرد. شخصیت جذّاب شریعتی که همواره وارد بحثهای مفصّل و بیپرده میشد، یکی از عوامل محبوبیت وی در میان دانشجویان بود. پس از اجرای نمایشنامهی ابوذر، ایرج صغیری را در آغوش گرفت.
کتابی که جنجالهای بسیار گستردهای برانگیخت و نشانهی آغاز فعالیت روشنفکری شریعتی بود، اسلامشناسی بود. مدتی کوتاه پس از انتشار آن، او با تقاضای مخاطبان جوان و پرشور خود در سایر دانشگاههای ایران مواجه شد. این افکار و قرائت جدید از اسلام هم متولیان رسمی ماتریالیسم و هم تشکیلات مذهبی ایران را به وحشت افکنده بود.
ابراهیم انصاری زنجانی، از روحانیون مخالف شریعتی، کتاب «اسلامشناسی در ترازوی علم و عقل» نوشت و پس از انقلاب، دیگر مخالف سرسخت شریعتی یعنی سید حمید روحانی (زیارتی) به صورت گزینشی، اسناد ساواک را مورد بررسی قرار داد.
در سال 1346 فعّالیت حسینیهی ارشاد به همت همایون، مطهری و میناچی وارد مرحلهی تازهای شد که فخرالدین حجازی و محمدتقی شریعتی در آن سخنرانی میکردند. مطهری از علی شریعتی خواست تا مقالهای به مناسبت آغاز پانزدهمین قرن بعثت پیامبر(ص)، جهت کتابی که تدوین آن را به عهده داشت بنویسد و شریعتی هم «از هجرت تا رحلت» و «سیمای محمد(ص)» را فرستاد.
پس از چاپ نخستین جلد کتاب «محمد(ص) خاتم پیامبران» در پی دعوت مرتضی مطهری، شریعتی در شامگاه سوم آبان ماه 47 برای نخستین بار در حسینیهی ارشاد سخنرانی کرد. امت و امامت نقطهی عزیمت شریعتی در ارائهی تفاسیر و تعاریف جدید، پویا، رادیکال و کاملاً سیاسی از مفاهیم کهنهی اسلامی بود.
مطهری به منظور خاموش ساختن مخالفان، از شریعتی خواسته بود چند کلمهای در تبیین و ردّ انتقادات آنها بنویسد. امتناع شریعتی از تعدیل دیدگاههای جنجالبرانگیز خود یا رویگردانی از آنها، عاقبت باعث بروز سوء تفاهم میان وی و مطهری شد.
پس از هفت ماه غیبت اجباری، شریعتی در 11 آذرماه 48 با سخنرانی «علی تنهاست» میخواست با این روش به روحانیان منتقد خود که وی را به وهابیگری و دشمنی با علی متهم کرده بودند، پاسخ دهد. در همان ماه به حج رفت و در مکه طی چهار شبِ پیاپی در مورد میعاد با ابراهیم سخنرانی کرد.
سخنرانی «اقبال مصلح این قرن» نقطهی عطفی در روند تحوّل فکری شریعتی بود. پس از سه ماه، طی دو شب با ارائهی یک سخنرانی با عنوان مذهب علیه مذهب، علیه متولیان رسمی تشیع رسماً اعلان جنگ کرد و یک ماه بعد، در مورد روشنفکر و مسئولیت او در جامعه، با حمله به مدافعان تجدّد و عقلانیت سکولار، موضعگیری کرد. به دنبال این سخنان و اعتراض روحانیون، از مهرماه 50 جدایی مطهری از ارشاد قطعی شد.
شاید بتوان سخنرانی شریعتی در مورد تشیع علوی و تشیع صفوی را نقطهی عطفی در ارزیابی روحانیان از افکار شریعتی و نحوهی برخورد با وی تلقی کرد. انصاری قمی خواستار حبس و حتی اعدام شریعتی شده بود. برخی دیگر از روحانیون، کتابهای او را جزء کتب ضاله دانستند.
احمد رضایی در مقابل حسینیهی ارشاد با شریعتی برخورد کرد و در همین فرصت شریعتی را را به خاطر سرگرم کردن جوانان به باد سرزنش گرفت. او هم پاسخ داده بود که سخنرانیهایش باعث تسریع گذار فرهنگی خواهد شد. کمتر از دو ماه بعد، رضایی شهید شد و شریعتی در سخنرانی شهادت، رسالت خود را به انجام رساند.