نقش روزه در درك معناى زندگى

انسان ها در زندگى خود معمولا به مسائل عادى مشغولند و كمتر به درك معنا و راز هستى توجه دارند. گويا براى آنان در سراى غفلت، زندگى كردن و عمر را به گونه هاى متنوع و متكثر گذراندن، بيشتر از انديشيدن در معناى زندگى و پى بردن به رمز آفرينش اهميت دارد. قرآن كريم با يادآورى اين نكته، آخرت را معناى باطن زندگى مى داند كه عمدتا مورد غفلت و فراموشى قرار مى گيرد. چنان که می فرماید: يعلمون ظاهرا من الحيوه الدنيا و هم عن الاخره هم غافلون(1) حقيقت آن است كه معنا و درك معناى حيات هدف كلى و نهايى زندگى است و خداوند غايتمندى آفرينش را در توجه به آن و پرداختن به زواياى آن قرار داده است و ديگر مشغله هاى روزمره را تنوعى در جهت به ثمر رسيدن آن ميوه ى حياتى فرض نموده است. اما آدميان همواره در جاده ى هستى مكث و توقف مى كنند و نظاره گر تابلوهاى جاده مى شوند و مقصد را فراموش مى كنند. تابلوها در جاده ى زندگى فقط حكم راهنما و نشانه دارند نه ايستادن و به آنها پرداختن.

البته اين رويكرد آدمى ناشى از جايگزينى وسيله به جاى هدف و يا جانشينى اهداف كوچك به جاى هدف كلى و نهايى است. پاره اى از آدميان با پرده افكندن بر هدف نهايى و يا روى برگرداندن از آن زحمت تفكر و تعقل را از خود سلب می نمایند و ترجيح مى دهند كه در بازي هاى زندگى چنان غرقه شوند كه روزگارشان به سرعت بگذرد و به پايان خط حيات بدون كسب امتيازى برسند و هدف آنان اتمام و گذراندن زندگى است نه رسيدن به مقصد و هدفى.

با تمام تنوع و تكثرى كه در زندگى بشر امروزى يافت مى شود اما انسان ها از ربط وثيق ميان پديده ها و عملكردها در سردرگمى و ناآرامى عجيبى به سر مى برند و كمتر به ايجاد رابطه و وجود يك هارمونى در زندگى توجه دارند. يعنى هر رفتار آدمی براى سرپوش گذاشتن بر اضطراب و ناامنى و ناخويشى است كه در رفتار و يا گفتار پیشین به وجود آمده است و با به دست آوردن آرامش نسبى دوباره با تلاطم روحى و روانى روبه رو مى شود و در پى جبران آن به انجام عمل ديگر تن مى دهد و براى رسيدن به امنيت و خوشبختى همواره اين سيكل و چرخه ى معيوب را طى مى كند ولى به آن هم نمى رسد. بنابراين يكى از مؤلفه هاى درك معناى زندگى، پذيرفتن هارمونى و حركت در مسير جريان طبيعى زندگى است و پى بردن به تناسب پديده ها و ارتباط تنگاتنگ ميان آنهاست.

بشر گاه با عملكردهاى منفى و سوء تدبير، انحرافات زيادى در جريان طبيعى حيات ايجاد مى كند و پس از توجه به چالش ها در صدد برگشت به حالت اوليه اى است كه باز انحراف ديگرى از راه مى رسد. شايد اين كه امام صادق(ع) در روايتى صراط مستقيم را به راهى تيزتر از شمشير و باريكتر از مو تشبيه كرده است(2) سرش اين باشد كه حركت در مسير اصلى زندگى داراى چنان حساسيت و ظرافتى است كه كمتر فردى وجود دارد كه مسير حق را بدون انحراف بپيمايد و از لغزش ها و سقوط ها در امان باشد.

يكى ديگر از مؤلفه هاى درك معناى زندگى در پارادوكس هاى زندگى نهفته است. وجود مجموعه اى از گفتار و رفتارهاى متناقض به زندگى ما جنبه ى پارادوكسيكال داده است. شناخت اين حالات متناقض تا حدودى مى تواند ما را در مواجه با آن رام و آرام كند. وجود هارمونى زندگى و پارادوكس ها خود يك پارادوكس نيست بلكه این ها مكمل يكديگرند. يعنى ما با درك بهتر طبيعت حيات و حيات طيبه، حقيقت را در پارادوكس ها مى يابيم. حركت كردن برخلاف جريان معمول زندگى، خود يك هنر است. روزه يكى از پارادكس های معنادار است كه ما را با گرسنگى و تشنگى آشنا مى كند. و آنچه ما در حالت عادى خواستار آن هستيم از ما مى گيرد و آنچه را بايد در پى آن باشيم به ما عطا مى كند و تخليه درون براى درك معرفت، با روزه ورزی شکل می گیرد. به قول سعدی

اندرون را از طعام خالى دار تا در او نور معرفت بينى

دعاى ماه رمضان ابراز بندگى است نه ابزار زندگى(3). چرا كه در اين ماه، ابزار زندگى را از ما دريغ مى دارند. و ما را به ابراز بندگى دعوت مى كنند.

واى بر كسى كه رمضان را ماه تقويت شكم و شهوت قرار دهد و به خوردن و خوابيدن بيشتر عادت كند. رمضان ماه بيدارى و هشيارى است. كيفيت بيدارى، مشغوليت روزمرگى را بر نمى تابد به عبارت ديگر در اين مشغوليت، انتظار بيدارى و بينايى را داشتن، فريب خود را خوردن است. پس انسانى كه مشتاق وادى شناخت و بيدارى است بايد حيات خود را از بيكاري هاى روزانه و شبانه بشويد. در اين فراغت است كه درهاى شناخت و آگاهى و عرفان به روى انسان باز مى شود. از فرصت رمضان براى گشودن درهاى رحمت و عزت و بستن درهاى غفلت و جنسيت حداكثر بهره را ببريم.

----------------------------------------

1 - روم / 7

2 - تفسير قمى ج 1 ص 58

3 - حديث بندگى و دلبردگى، دکتر عبدالکریم سروش ص 18