طعم گس گیلاس

           مرگ هر آدمی همیشه هاله ای از بهت زدگی پدید می آورد. ادراک حضور ناگهانی نیستی و تسلیم شدن به این یقیین که چنین چیزی براستی واقع شده، بسیار ناگوار است.(عیش مدام، یوسا ص 209)
          هر چند مرگ آدمیان همواره ناگهانی جلوه می کند اما مرگ عباس کیارستمی کارگردان سال های دور ایران برای من که با آثارش مانوس بودم؛ ناگهانی تر بود. او بالاخره خود طعم گس گیلاس گیتی را چشید. و راه پر پیچ و خم جاده ی مرگ را تجربه کرد.

         فیلم هایش بوی خانه ی دوست می داد و مشق تنهایی کودکان را به یاد می آورد. عکس هایش از طبیعت بی جان در هوای برفی زمستان، نگاه متفاوت او را به رخ می کشید. گزیده هایش از سعدی و حافظ و مولوی که ادیبان زمانه را به ستوه آورده بود؛ از نگرش دگردیسانه ی او به هستی خبر می داد. یک سال از آن حادثه گذشت و اندوه نبودنش بر دل دوستانش ماندگار شد. روحش شاد و اندیشه اش پر رهرو باد.