6- دو جلد کتاب چشم انداز معنوی و فلسفی اسلام ایرانی اثر هانری کربن با ترجمه ی انشاالله رحمتی مورد مطالعه قرار دادم. پروفسور هانری کربن که در ایران بسیار شناخته شده است؛ از شاگردان لویی ماسینیون فرانسوی است که سالها کوشش پژوهشی خود را بر روی ابعاد عرفانی تشیع متمرکز کرده بود. از سهروردی گرفته تا روزبهان و از ابن سینا تا علامه طباطبایی. حجم وسیعی از تحقیقات او پیرامون شناخت تشیع در ایران است. کتاب اسلام ایرانی در چهار جلد حاصل این پژوهشهاست. در جلد اول به پیشینه ی معنویت در ایران و ارتباط آن با اسلام پرداخته و در جلد دوم شخصیت سهروردی را با توجه به کتابهایش مورد واکاوی قرار داده است. در دفتر سوم که اخیرا به چاپ رسیده روزبهان بقلی شیرازی به عنوان فصل ممیز تصوف ایرانی از رهبانیت مسیحی را به معرفی نشسته است. و جلد چهارم اختصاص به اندیشه های سید حیدر آملی دارد که او هم از شخصیت های محوری عرفان ایرانی است. البته علاوه بر این چهار جلد، کتابهای دیگری از این پژوهشگر معاصر فرانسوی در دست است که می توان گفت تمام آنها در سالهای اخیر به همت دکتر رحمتی زیور طبع آراسته است. از جمله کارهای این محقق تصحیح و مقدمه نویسی بر کتاب جامع الانوار و منبع الاسرار سید حیدر آملی از عرفای بزرگ قرن هشتم و دیگری شرح شطحیات روزبهان بقلی شیرازی است که توسط دکتر محمد علی امیرمعزی با مقدمه ای مفصل به فارسی برگردانده شده است. همو که در سالهای اخیر کتاب تشیع  ریشه ها و باورهای عرفانی او توسط نورالدین الله دینی به فارسی ترجمه شده است.

در هر صورت کربن برای ایرانی ها سرمایه ی عظیمی است خصوصا که اندیشه اش از ابن سینا تا علامه طباطبایی فرا می گیرد و مجموعه ی گفتگویش با علامه به عنوان شیعه توسط سید هادی خسروشاهی به چاپ رسیده است. او تجلی اسلام را در تشیع جستجو می کرد.

6- جنون هشیاری، داریوش شایگان: در نشریه مهرنامه شماره 46 مقاله ای در باره این کتاب خوانده بودم فرصتی شد تا آن را از دوستم گرفته و مطالعه کنم. دکتر شایگان بر اساس منابع مختلف بودلر شناسی به تحلیل زندگی و افکار شاعر بزرگ قرن 18 پرداخته است. شارل بودلر به نام گل های بدی مشهور است که مانند رمان مادام بوواری گوستاو فلوبرجنجالی به پا کرد. بودلر معتقد است وصف گناه به نوعی ستیز با گناه محسوب می شود یعنی با طرح پارادوکسیکال پدیده ها به توصیف و ستیز آنها اشاره می کند. او را به همین تناقض گویی هایش می شناسند. شایگان در بحث مثلث واگنر، بودلر و نیچه آنها را شخصیت هایی می داند که به این تز تناقض آمیز دامن زده اند چنان که در شعری از بودلر آمده است: رحمت به تو ای پروردگار من که رنج را چون دارویی الهی به ناپاکی های ما ارزانی می داری(ص 34) از کلمات قصار بودلر این است که در هر انسانی در هر لحظه دو موضع همزمان وجود دارد یکی به سوی خدا و یکی به سوی شیطان(ص 50)

داریوش شایگان با علاقه ای فراوان این شاعر را ستوده و اندیشه هایش را به افکار نیچه گره می زند. و در ضمن آن بالزاک، سالومه و ریلکه را هم توصیف می کند. از باب نمونه در باره ریلکه و پدیده ی مرگ می نویسد: ریلکه با ورود به عرصه ی عرفانی، مرگ را به وجه دیگری نظاره می کند و نگاه همواره معطوف به زندگی را به نظاره مرگ فرا می خواند. مرگ و زندگی در نظر او مکمل یکدیگرند. و دو رود روان را می مانند که در بستر هر دوی آنها خونی تپبنده جاری است آنجا که این دو انشعاب به هم می پیوندند و یکی شوند عرصه ی فرشته شکفته خواهد شد.(ص 196)

در هر صورت نکات نغزی در این کتاب قابل دستیابی است و ارزش خواندن دارد. جهان شاعری شناخت آن روی سکه هستی است و گویا آنجاست که الهامات شاعران با شطحیات عارفان یکی تلقی می شود.