نقدی بر سخنرانی آیت الله غرویان

پیش از بیان نقد یادآوری چند نکته ضروری است اولا نقد یک اندیشه به معنای رد آن نیست بلکه بررسی و پالایش پاره ای رویکردهاست. غربال کردن یک فکر در راستای ورود به پیش داوری ها و یا بیان ارزش داوری های علمی است. ثانیا باید بین شخصیت یک فرد و گفتارهایش تفکیک قائل شد و به تعبیر دقیق کلمه خلط بین انگیخته و انگیزه نکرد. رد یک بیان به معنای رد یک شخصیت نیست. در حقیقت نقد، نقبی به یک اندیشه و یا پیش فرض آن است. ثالثا از نگاه هرمنوتیکی سخنی که از یک زبان خارج می شود دیگر متعلق به آن شخص نیست بلکه در فضا می پیچد و هر فردی می تواند در باره ی آن اظهار نظر کند. صحت و سقم ناقد هم جزیی از این پروژه ی زبان شناسی است و در این سایش و سازش است که اندیشه ها صیقل می یابند و شفافیت گفتار و نوشتار رخ می نماید. رابعا نقد و بررسی یک فکر بیانگر نوعی خروج از دگم اندیشی و ترمیم افکار انسانی است تا از نگاه معصومانه به گفتارها و کردارها فاصله بگیریم و خطاهای آدمی را پذیرا باشیم

حال با توجه به این مقدمات، برخی از گفته های حضرت آقای غرویان در مراسم بزرگداشت آیت الله هاشمی رفسنجانی در بندرعباس مورد بازبینی قرار می گیرد. تردیدی نیست که ایشان یکی از اساتید حوزه ی علمیه قم هستند و سالها به تدریس فلسفه و منطق اشتغال دارند و چنان که اشاره کردند در برخی از مباحث فلسفی و سیاسی با استاد خود حضرت آیت الله مصباح یزدی زاویه داشته و دارند. اما آنچه در این مراسم در باره ی هاشمی بیان کردند جای درنگ دارد.

1- سخنران هر چند برخی ابعاد وجودی شخصیت هاشمی را مطمع نظر داشته و به درستی به نظرگاه اسلام رحمانی و ابعاد دنیاگرایانه دینی ایشان پرداختند اما به بعد سیاسی و انقلابی ایشان کمتر اشارت نمودند. گویا هاشمی جریانات پس از انقلاب از جمله جنگ تحمیلی و حوادث انتخاباتی را مدیریت نکرده بودند. هنر اصلی هاشمی در عبور از بحران ها بود. اگر تدبیرهای بلند هاشمی نبود؛ هشت سال جنگ و هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد برای سقوط انقلاب کفایت می کرد.  نقش بی بدیل او در باز گرداندن آحاد جامعه به انقلاب و انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و مجلس 94 بر همگان آشکار است.

2- تردیدی نیست که هاشمی در مدیریت کردن جلسات سیاسی، اقتصادی و حتی علمی ید طولایی داشت ولی این کار به معنای اشرافیت بر تمامی علوم و یا نقطه نظرات مطروحه در آن جلسات نیست. متأسفانه این نگاه نسبت به دیگر شخصیت های روحانی از تریبون های مختلف بیان می شود ولی باید بین مدیریت کردن و اشرافیت همه جانبه تفکیک قائل شد. در حقیقت این همان بیان مغالطه ای است که جناب غرویان بر آن آگاهند. ولی گاه ناخواسته به دام آن می افتند. اینکه سخنران محترم در جلسات شورای عالی آزاد اندیشی حضور داشته و به ضرس قاطع به شناخت هاشمی از شیمی و مکانیک سخن می گوید؛ جای تأمل دارد. پیش از نقد مصداقی این بخش به گفتار ایشان به نقل از خبرگزاری ایسنا می پردازم.

 "وی با اذعان به اینکه توفیق حضور در شورای عالی آزاداندیشی به ریاست آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و شرکت در جلسات علمی با ایشان را داشتم، عنوان کرد: بینش و جهان‌بینی او به دین، دنیا، سیاست، حکومت و علوم دنیوی بسیار عجیب بود و با استناد به آیات قرآن پاسخگوی تمامی سؤالات در تمامی رشته‌ها بود و عموم مردم با این بعد از شخصیت او آشنایی زیادی نداشتند و ما در جلسات علمی به نبوغ و استعداد عمیقشان پی می‌بردیم "

اولا بیان کلی یک مسأله بدون اشاره به یک مصداق بارز حکایت این معناست که خود فرد به باور تمام در باره ی آن موضوع نرسیده است. ثانیا خوب بود جناب غرویان حداقل به یک آیه ی قرآنی و یا یک حدیث نبوی در راستای همخوانی آیات قرآنی با شیمی و فیزیک اشاره می کردند. و پس از آن به نظر هاشمی در رد یا قبول آن مسأله می پرداختند. ثالثا اگر از مضامین آن جلسات حضور ذهنی نداشتند؛ می توانست به تفسیر بیست جلدی راهنما که حاصل تأملات قرآنی مرحوم هاشمی در زندان است و توسط گروهی از پژوهشگران حوزه تدوین و تنظیم شده است مراجعه نموده و مواردی را ذکر می کردند.  

3- تحقیقات امروزیان نشان داده است که انتساب قرآن و احادیث به رویکرد علوم تجربی حدس و گمانی بیش نیست. وبیشتر و یا تمامی احادیثی که در باره ی پزشکی و شیمی و فیزیک بیان شده است ساخته و پرداخته ی غالیان شیعی و برگرفته از کتب ترجمه ای یونانیان بوده است.( در این خصوص به مقالات نقد حدیث: العلم علمان علم الادیان و علم الابدان از اینجانب ونقد و بررسی روایات علمی منسوب به اهل بیت علیهم السّلام از دکتر افشین احمدپور مراجعه شود) لازم به یادآوری است که کامل بودن قرآن به معنای بیان تمام علوم انسانی و تجربی نیست و تبیین این دیگاه فرصت دیگری را طلب می کند.

چکیده آنکه هاشمی بزرگ مرد عرصه ی مدیریت های بحران سیاسی و اقتصادی کشور بود و لازمه ی این امر اشرافیت بر مسائل ریز و درشت نیست. چنان که تعمیم این نظر نسبت به شخصیت های دیگر و حتی قرآن و احادیث هم روا نباشد. قرآن راهنمای هدایت مسلمانان به صراط مستقیم است نه بیان دیدگاههای علمی و تجربی که در گذر زمان توسط عقل انسان ها گسترش یافته و مورد بهره وری قرار گرفته است.