لیک سوراخ دعا گم کرده ای!!!
لیک سوراخ دعا گم کرده ای!!!
دکتر محمد رضایی وقتی از مناظره حضوری با استاد دکتر مجتهد شبستری مأیوس شد به مناظره مکتوب پناه آورده و در همان آغاز مبانی فلسفی شبستری را به چالش کشیده است. وی با بهره گیری جملاتی از سخنرانی ها و کتابهای منتشره استاد این ادعا کرده است که خداوند از نظر شبستری قابل اثبات نیست و تنها می توان از نگاه تجربه ی دینی به او ایمان آورد. و با بیان چند پاراگراف به رد ادعای استاد مبنی بر غیر معجزه بودن قرآن و منوط دانستن فهم همگان بر زمینی بودن قرآن اکتفا نموده است. آنگاه ضمن معرفی چند مکتب فکری می پرسد شما پیرو کدام مکتب هستید؟ و در پایان با استناد به آیات و روایات به اثبات خدا پرداخته است.
از این پردازش می توان نتیجه گرفت که اولین دغدغه ی دکتر رضایی در مواجهه با اندیشه های به ظاهر پارادوکسیکال شبستری اثبات خداست. البته استاد شبستری هنوز این پرسش را پاسخ نداده است. اما اینجانب با توجه به شناخت اندکی که با آثار آن بزرگوار دارم در مقام ایضاح صورت مسآله به چند نکته اشارت می کنم.
اولا مباحث "هرمنوتیک مدرن" و "خدا راز جهان" دکتر شبستری حاکی از آن است که ایشان در پی اثبات یا انکار خدا نیست و خدا در نگاه استاد به عنوان راز جهان و معنای معناها قابل جستجو است. و با موضع کانتی پس از اذعان به ارائه براهین فلسفی و کلامی فراوان در جهت اثبات خدا معتقد است که ما در این زمینه به تکافؤ ادله رسیده ایم و باید همواره خداوند به عنوان یک راز باقی بماند. چرا که عقل بشر از دسترسی به ذات لایتناهی الهی درمانده است. از طرفی ایشان مسآله ای به نام باور و اعتقاد را برای زیستن دینی مکفی نمی داند و بر این باور است که باید به خدا ایمان آورد و او را در جهان معنا یافت. از این رو برای خداگرایی آدمیان نگاه عرفا را بیش از فلاسفه موثر دانسته و می پسندد. بنابراین دغدغه ی اصلی دکتر شبستری اثبات خدا نیست بلکه معتقد است باید با پذیرش انواع و تنوع تجارب دینی در صدد ایمان ورزی برآمد.
نکته دیگر اینکه بدون توجه به پاره ای از مباحث بنیادین هرمنوتیکی شبستری با معرفی مختصر چند مکتب فکری معاصر از دکتر شبستری می پرسد شما پیرو کدام مکتب هستید؟ بعد خود در مقام پاسخ برآمده و می گوید: شما نباید مبهوت بحث های فلسفی تجربه گرایانه، مادی گرایانه، علم گرایانه و پوزیتیویستی معاصر شوید. آنها بر اصول متزلزل و سستی بنا گردیده اند که به لحاظ فلسفی قابل دفاع نیستند.
ثالثا آیات قرآن کریم در مقام اثبات خدا نبوده و وجود او را مفروض عنه گرفته است. مگر در موارد برخورد با کافران و مشرکان که در پی نفی خدای واحد برآمده اند. بنابراین ارائه براهین عقلی با استناد به آیات قرآنی در رد نگاه فلسفی شبستری چاره ی کار نیست.
اصل نزاع و صورت مسآله ی دکتر شبستری، ناکارآمدی اصول فقه در بیان مسائل و ناتوانی درپاسخگویی به پرسش های زمانه است. و دعوای دیگر ایشان بر سر مکانیسم وحی است بدین معنا که تا پارادایم دینی و عقلی تغییر نکند نباید انتظار برون رفت از مشکلات نظری و عملی داشت.
تردیدی نیست که شبستری نه مبهوت مکاتب جدید است و نه دغدغه ی اثبات خدا دارد بلکه در صدد راهی برای خروج از بن بست های فلسفی و دینی در جهان جدید است. پس باید با تآسی از مولوی خطاب به دکتر رضایی گفت:
آن یکی در وقت استنجا بگفت
که مرا با بوی جنت دار جفت
گفت شخصی خوب ورد آوردهای
لیک سوراخ دعا گم کردهای