آخرین حضور

به بهانه ی چهلمین روز درگذشت هاشمی رفسنجانی

          مروری بر زندگی هاشمی با توجه به آثار و یادداشت های به جا مانده از او حکایت وجود ذهنی خلاق و هوشی سرشار از آینده نگری دارد. با ورود به حوزه ی علمیه قم، نشریه ی مکتب تشیع را نشر می دهد و آنگاه که به زندان می افتد؛ تفسیر قرآن می نویسد. و در دهه ی چهل نوشتن کتاب "امیر کبیر" و ترجمه ی "سرگذشت فلسطین" در کارنامه خود دارد.

      طلایی ترین دوره ی حیات هاشمی، پیروزی انقلاب اسلامی در کنار امام خمینی بود. حضور پررنگ او در رفع بحران های پیش آمده پس از انقلاب خصوصا  درگیری های داخلی و جنگ تحمیلی بر همگان مبرهن است.  او سالها در دانشگاه تهران با اقامه ی نماز جمعه به ترسیم مسائل قرآنی و عدالت اجتماعی پرداخته و همسازی مبانی دینی و دستاوردهای جامعه ی مدرن را نوید داد.

       پس از دوران هشت ساله ی ریاست جمهوری و اخذ عنوان سردار سازندگی هر چند با بی مهری های زیادی از سوی پاره ای از اصلاح طلبان مواجه شد؛ همواره به حمایت از خاتمی پرداخت. او همه ی رنج ها و تهمت ها را نسبت به خود و خانواده اش تحمل نموده و زبان به شکایت نگشود. با ورود احمدی نژاد به صحنه ی قدرت که عرصه را بر همگان خصوصا هاشمی تنگ کرده بود و می رفت که انقلاب را در ورطه ی اضمحلال قرار دهد؛ با درایت و تیزبینی خاص خود از پس ماجراهای تلخ برآمد و از روزهای پر التهاب گذر نمود تا این که به وقایع سال 1388 رسید. او در آخرین حضور خود در نماز جمعه از مردم سخن گفت.

        "مسأله مهم این است که آن اعتمادی که مردم با آن وسعت وارد میدان کرده امروز یک مقدار مخدوش شده ما باید این اعتماد را برگردانیم" همین سخن سبب شد که برای همیشه از خواندن نماز جمعه محروم شود ولی استوار ایستاد و با گذر از دوران سکوت، در نهایت با دفاع  از روحانی، ریاست جمهوری  او را تثبیت نمود. و آنگاه که بار دیگر برای نمایندگی خبرگان در انتخابات حضور یافت رأی اول تهران را از آن خود کرد و با حمایت از لیست امید توانست امیدی تازه در روح جامعه بدمد.

      او پس از تحمل همه ی ناسزایی ها و تهمت ها، سکوتی همراه با اعتراض را تجربه کرد  و مردم این بار وقتی خبردار شدند که او در بیمارستان عمومی تجریش جان به جانان تسلیم کرده است. در روز بعد با شرکتی گسترده در دانشگاه تهران، آخرین  حضورش را پاس نهادند و به او گفتند: خداحافظ مرد روزهای سخت خداحافظ