موتیف مولانا(4)
پدیدار شناسی
💟 عنوان فرعی که برای موتیف مولانا در نظر گرفته بودم "پدیدارشناسی عشق از نگاه مولوی" بود لذا در بخش چهارم بحث، واژه ی پدیدارشناسی را مورد ارزیابی فلسفی قرار می دهم. پدیده چیزی است که در تجربه های بی واسط ظاهر می شود یعنی پدیده جدا از موجودات جهان و منفک از شیء فیزیکی و بیرون از افکار و احساسات وجود دارد. شناخت و آگاهی عبارت از التفات و توجه نفس به چیزی که متعلق آگاهی قرار می گیرد یعنی معلوم بالعرض است. اگر انسان فعالیت ها و تجربه های نفسانی خود را با توجه ثانوی و مستقل مورد نظر قرار دهد در این صورت همین تجربه ها، متعلق شناسایی او قرار گرفته و پدیدار معرفتی به شمار می روند. نه صرف کردارها و رخدادهای نفسانی وروانی. یعنی پدیده های علمی، مستقل از ما هستند اما پدیده های نفسانی ناشی از توجه ما به آنهاست یعنی با وجود ما و التفات ماست که آنها به وجود می آیند. به قول هوسرل حیث التفاتی(1) در آنها لحاظ شده است.
☮ از نظر تاریخی نخستین بار لامبرت فیلسوف سوئیسی-آلمانی م/1777 در کتاب خود "ارغنون جدید" از رشته ای به نام پدیدارشناسی(2) سخن گفت و آن را نظریه ی توهم(3) نام نهاد. کانت که همعصر او بود این واژه را در مقابل شی فی نفسه(4) قرار داد و معتقد شد برای ما فقط پدیدار قابل شناخت است. در قرن نوزدهم هگل در کتاب "پدیدارشناسی روح" گفت: روح خود را در طی مراحلی، همچون پدیدار درک می کند. در قرن بیستم ادموند هوسرل با رهیافتی فلسفی به تبیین پدیده ها پرداخت و معتقد به فنومنولوژی استعلایی(5) شد. بعدها سارتر از آن به عنوان فنومنولوژی وجودی(6) یاد کرد و شاگرد هوسرل یعنی مارتین هایدگر به پدیدارشناسی هرمنوتیکی(7) قائل شد.
♉️ سخن این بزرگان این بود که فاعل شناسا(8) با مفعول شناسا(9) یکی است. یعنی وحدت شناسایی فاعل و مفعول شناخت یا آن گونه که در فلسفه اسلامی از اتحاد عاقل و معقول و یا عالم و معلوم سخن می رود. حتی امروزه برخی قائل به اتحاد علم و عالم و معلوم هستند. یعنی هر سه می تواند در یک فرد جمع شود و این منافاتی ندارد و تناقض هم نیست. چون حیث التفاتی در اینجا اعتباری لحاظ شده است اصلا کار فلسفه ایجاد وحدت بین تنش ها و تناقض هاست.
☪ پدیدارشناسی در مقابل نظریه ی فروکاهشی(10) قرار گرفت. این مکتب (11) بر روان شناسی که همه ی پدیده ها را به پدیده های روانی فرو می کاهد؛ حمله برد. و ما را از قید سبق ذهن های غیر انتفاعی که مانع از آگاهی از خصوصیت و تنوع پدیدارهاست؛ آزاد کرد و اجازه داد که تجربه ی بی واسطه را وسیع تر و عمیق تر درک کنیم.
♎️ هربرت اشپیگل برگ با تآملی در پدیدارشناسی هوسرل این رویکرد را در چند گام صورت بندی کرده است
گام نخست: با پدیده های جزیی آغاز می شود پس از شهود ابتدایی پدیده ها آنها را تحلیل و روابط آنها با پدیده های مشابه را توصیف می کنیم
گام دوم: ذوات اشیا را نیز در تجربه های پدیداری خود شهود و متعاقبا تحلیل و توصیف می کنیم
گام سوم: از میان این پدیده ها، دسته هایی را که حول محور واحدی قرار دارند؛ جدا می کنیم. الف- روابطی که در درون یک ذات وجود دارند و ب- روابطی که میان چند ذات برقرارند. در بررسی روابط درون ذاتی می کوشیم؛ نشان دهیم که آیا مؤلفه های یک ذات برای آن ذات، ذاتی اند یا نه؟ با تفسیر آزاد در تخیل می توان به تفکیک ذات و غیر ذات پرداخت.
گام چهارم: بررسی نحوه های پدیدارشدن اشیاست.
گام پنجم: تحلیل و توصیف چگونگی شکل گیری یا تقدم پدیده ای در آگاهی از طریق تحلیل مراحل تعیین پدیده هاست.
گام ششم: تعلیق باور به وجود خارجی و مستقل پدیده ها
گام هفتم: تفسیر معانی پنهان که اشپیگل برگ با توجه به پدیدارشناسی هایدگر طرح کرد و آن استفاده از هرمنوتیک برای بیان معنای پدیده هاست.( 12)
☸ به عنوان مثال با دیدن یک مجسمه در شهود ابتدایی، زیبایی را به عنوان ویژگی ای از مجسمه تجربه می کنیم که در ما ایجاد تحسین می کند یا از دیدن آن لذت می بریم. سپس می توان این ویژگی را به مؤلفه هایی مانند هماهنگی میان اجزاء و بازنمایی، تجزیه و تحلیل کرده و در نهایت می توان آن را با دسته بندی در قالب تجربه های حسی یا شناختی توصیف کرد.
در مرحله ی دوم ذات زیبایی را جستجو می کنیم. چه چیزی در تجربه ما از انواع امور زیبا، مشترک است. در مرحله ی سوم روابط درون ذاتی امر زیبا و روابط میان انواع گوناگون زیبایی های حسی، عاطفی و شناختی را کشف و بیان می کنیم و در مرحله ی بعد وجوه پدیدار شدن امر زیبایی را در آگاهی خود مورد توجه قرار می دهیم. و در مرحلی پنجم با بررسی مؤلفه ها، جنبه ها و مراحل تعیین پدیدار زیبایی در آگاهی، به چگونگی شکل گیری این تجربه می پردازیم. در کل این مراحل، وجود یا عدم ویژگی زیبایی را در خارج از ذهن تعلیق می کنیم و صرفا آنچه را در آگاهی ما پدیدار می شود؛ در نظر می گیریم.(13)
---------------

--------
Intentionality1-
Phenomenology2-
Theory of Illusion3-
Numen4-
Transcendental Phenomenology5-
Existentiality Phenomenology 6-
Hermeneutic Phenomenology7-
Subjective8-
Objective9-
Reductionism10-
11- به گفته ی سینت آرمسترانگ پدیدارشناسی یک نظریه نیست بلکه یک روش است.
Epoche12-
13- به نقل از مقدمه ی کتاب "پدیدارشناسی تجربه اخلاقی" موریس ماندلباوم، ترجمه مریم خدادادی، انتشارات ققنوس، ص 13تا20