آغاز راه(1)
آغاز راه(1)
سفر نوعی تسلی قابل دسترسی برای کسانی است که از ثبات و انعطافناپذیر بودن زندگی بیزارند. بهترین پاسخ برای ملالتها و خستگیهای مدرن.(1)
سفر میتواند آغاز راه باشد. گاه این سفر در بیرون اتفاق میافتد (آفاقی) و گاه سفری درونی است (انفسی) و گاه میتواند تلفیقی از این دو باشد. به قول توین بی، همهی تمدنها از هجرت و رجعت آغاز میشوند.(2) سفری که سرشت و سرنوشت فرد را دگرگون و در پی آن جامعه را به هجرتی از درون دعوت میکند. سفر، شروعِ پوست انداختن و بالیدن در پرتو چیزهای دیگر دیدن است. در سفر است که آدمی در دنیای وسیعتری گام مینهد و دیدگانش به دیدی دیگر تبدیل میشود. حضور در فراخنای هستی، مشاهدهی گسترهی نظر در پهندشت ذهن و برگرفتن تجارب بیهمتایی است که به وسعت زمین و آسمان میارزد.
آن گاه که مشاهدات و مطالعات به رشتهی تحریر در میآید، بدین معناست که چشم و ذهن در هم میآمیزد و رشحهی کِلک بر کاغذِ مِلک ریخته میشود و فسون و فسانهای را به نمایش میگذارد و مخاطبانی را صلا در میدهد که هان مرا بخوانید و از آن عبرت بگیرید.
اگر وقت خود را صرف خواندن این سفرنامه میکنید این را بدانید که در آن از موضوعات بسیاری سخن رفته است. مسائل روانشناسی اجتماعی مردم منطقهی جنوب هند، اطلاعاتی در بارهی وضعیت معیشتی و عقیدتی هندیان و همچنین موقعیت استادان و دانشگاههای هند و دانشجویان ایرانی در آن دیار و روند پذیرش مقطع تحصیلی دکتری از جمله این موارد است.
نویسنده، در این سفرنامه، گاه به گذشتهی زندگی و مطالعات پیشینی خود اشارتی تطبیقی دارد و بیان امور جاری را بهانهای برای طرح مسائلی از این دست کرده است. از طرفی چون سه هفته از این سفر یک ماهه، در ماه رمضان سپری شده است و مؤلّف در شبهای آن به مباحث تفسیر قرآن میان دانشجویان میپردازد، بازخورد آن گفت و شنودها نیز در یادداشتها قابل تأمل است.
از آنجا که سفرنامه در فضایی امیدوارانه و خیرخواهانه و به دور از مسائل جاری زمانه نوشته شده است، امید میرود ذهن و زبان خواننده نیز با آن همراهی کند و اگر عواملی سبب ناامیدی و یا شکست او در زندگی شده است با رجوع به این تجربهها به رفوی شکستهای خود همت گمارد و با نام و یاد خدا، کورسوی امید را در دل خود همواره زنده نگه دارد. چه که امید تنها شعلهای است که دیگر پدیدههای هستی، از جمله ایمان و عشق و مستی را روشن میکند. باشد تا در پرتو این عناصر، زندگی تداوم عینی یابد. با سعدی همدلم که گفت:
عمر دگر بباید اندر فراق ما را کین عمر صرف کردیم اندر امیدواری
------------------------------------------
1- سفر به انتهای شب سلین، جان استارک ص 53
2- آرنولد جی، توین بی، برجستهترین مورّخ معاصر در شاهکار عظیم خود به نام «بررسی تاریخ» نظریهای دارد به نام اصل هجرت و رجعت بدین معنا که میگوید: شخصیتهای بزرگ تاریخ بشر که سازندهی تمدن و مذهب و یا جامعهای بودند در دورهی حیاتشان نخست ترک دیار خویش گفتهاند و از جامعه و سرزمین خویش بیرون رفتهاند و پس از روزگاری غیبت که در آن برای انجام رسالت خطیرشان آماده گشتهاند به میان قوم خود بازگشتهاند و کارشان را آغاز کردهاند و در حقیقت این رجعتهای خلّاقانه و بزرگ همواره پس از هجرتی آرام و خاموش بوده است. هجرتی که در آن تکوین روح و نبوغ آنان عامل اساسی بوده است.(دکتر علی شریعتی- محمد خاتم پیامبران ج 1ص71) برای نکتهبینیهای توین بی به کتاب ایشان به نام «بررسی تاریخ تمدن»، ترجمهی محمد حسین آریا از انتشارات امیرکبیر مراجعه کنید.