روز شنبه 13 اگوست 2011

 

      باز مانند روزهای پیشین به اتفاق دخترم با زبان روزه، صبح از ساعت 10 تا 1 بعد از ظهر جهت شرکت در کلاس متدلوژی تحقیق روانه ی دانشگاه شدیم این بار دکتر رنجبر مباحث آماری پژوهش را طرح کرد که خیلی با مزاج و مذاق من که در حوزه ی علوم انسانی مطالعه و تحقیق می کنم؛ سازگار نبود ولی طرح این نوع مطالب هم مفید است.(1) ظهر به خانه برگشتیم و نماز به جا آورده و استراحتی کردیم. بعد از ظهر طبق معمول هر روزه به قدم زنی در فضای سرسبز پارک محله گذراندم.

        غروب هنگام بازگشت متوجه وجود دو کارگر شدم که ظاهرا از محیط کار به خانه برمی گشتند. وقتی از کنارم ردٌ شدند یکی از آنها توقف  کرد و شروع  به ادرار نمود، تعجبم را برانگیخت همین طور که جلوتر رفتم کارگر دیگری هم ایستاد و این عمل را تکرار کرد تعجبم دو چندان شد. اما برای خودشان یک امر عادی به نظر می رسید. مردان هندی در هر جا که برایشان مقدور باشد؛ رو به دیوار در خیابان و یا روی سبزه در بیابان ادرار می کنند. البته چنین رفتاری در اقشار پایین دست جامعه ظهور و بروز دارد و افراد متوسط به بالا از این کار پرهیز می کنند. گاهی در پیاده روهای خیابان بوی ادرار آزار دهنده است. متأسفانه در مدت این یک ماه، موارد دیگری از این عادت را مشاهده کردم.(2) ولی هنوز به علت آن پی نبرده ام. گاهی فکر می کنم شاید این هم یکی از ابزار عدم خشونت باشد که گاندی به هموطنانش آموخت. او می گفت: تا می توانید بوق بزنید و در سطح معابر و خیابان ها آشغال بریزید این دو کار هنوز هم در هندوستان جاری است. شاید این هم جزء آن برنامه هاست. بالاخره من نفهمیدم این عادت قبلا در میان مردم متداول بوده و یا برای نفرت و انزجار انگلیسی ها به این کار مبادرت ورزیده اند؟ و یا این رسم را هندیان از انگلیسی ها یاد گرفته و تقلید می کنند. در هر صورت عادت  خوبی نیست. معمولا هر کس به هند سفر می کند متوجه این رسم ناخوشایند می شود.

        شب پس از افطار و نماز به جلسه ی قرآن رفتیم. جمعیت کمتری آمده بودند. عده ای از دوستان جهت عرض تسلیت به  آقای نوری به خاطر فوت برادرش به منزل ایشان رفته بودند. گویا در استخر غرق شده بود. ایرانیان مقیم میسور چون تعدادشان اندک است؛ بیشتر هوای یکدیگر دارند و در بروز سختیها در کنار هم هستند. با وجود جمعیت اندک، در جلسه قرآن به بحث پیرامون نزول دفعی و تدریجی پرداختم و گفتم: پاره ای از پژوهشگران معاصر همه ی قرآن را در نزول تدریجی خلاصه می کنند و به نزول دفعی اعتقادی ندارند(3) علامه طباطبایی هم در تفسیرالمیزان در مواجه با آیاتی که به انعکاس مسائل روز جامعه ی عرب اشاره دارد در نزول دفعی قرآن تردید می کند و در مقام توجیه این رویدادها و بیانش از زبان وحی می گوید: نزول دفعی نوعی اجمال گویی در وحی بوده و شامل همه ی آیات نمی شود و صرفا برای آمادگی پیامبر اسلام(ص) در جهت پذیرش دستورات و فرامین الهی است.(4) البته این ایده نیاز به تحقیق بیشتری دارد تا روشن شود آیا مراد از انزال یا نزول دفعی، آغاز پیام الهی یا اجمال گویی آن است؟ و اگر بتوان تمامی آیات را به نزول تدریجی برگشت داد؛ تأثیرپذیری فرهنگ زمانه و تاریخی بودن قرآن نیز تقویت می شود. نگاه هرمنوتیکی به قرآن نیزهمین اقتضا را دارد.  

-----------------------------------------------

1-البته به تأثیر این مباحث در تحلیل های اجتماعی و سیاسی واقفم ولی چون من به مباحث نظری و فکری بیشتر علاقه مندم و در این مسائل آمار جایگاه چندانی ندارد. از طرفی ارقام و آمار در کشور ما هم دقیق نیست. و شاید این نکته تأثیری در بی توجهی اندیشگی من هم شده است. سالها پیش هم یک مقاله به نام " آمار وارونه " در باره ی مسائل اجتماعی نوشته بودم. که اینک می توانید در ضمیمه پنج بخوانید.

2-در بخش11 به نام عقلانیت انتقادی یک مورد را بدون هیچ داوری آورده ام.

3-مانند آیت الله صالحی نجف آبادی

4-و اکنون در کتاب علوم قرآن در تفسیر المیزان اولین تألیفم که رساله ی فوق لیسانس بود.