انسان شناسی(11)

مراحل دعا كردن

بنابراين خدا دعا كردن را به ما ياد داد و به ما آموخت اگر دعا كنيم اجابت هم خواهد كرد توصيه و ترغيب به دعا از عنايت الهى نسبت به بندگانش است پس نتيجه مى گيريم

1 - دعا كردن به تعليم خداوند بوده است و با عقل ناقص و محدود راهيابى به آستان الهى امكان پذير نيست.

ما ز آز و حرص خود را سوختيم

اين دعا را هم ز تو آموختيم

2 - پس از تعليم و آموزش دعا، اجازه ی دعا و طلب كردن نيز به توصيه ی خداوند صورت گرفته است. يعنى پس از اينكه دعا كردن را به ما آموخت اجازه ی دعا كردن نيز به ما عنايت فرمود و با نداى «اذكرو نى اذكر كم (بقره/152) ياد متقابل را بيان نمود.

3 - نه فقط آموختن و اجازه دادن دعا كار خداست بلكه ما را به طلب و ايجاد عطش نسبت به طلب فراخوانده است. يعنى هم ما طالب خداوند هستيم و هم او طالب ماست. اجابت خدا، دعا و طلب او نسبت به ماست. درست مانند توبه كردن كه هم از ما درخواست توبه و بازگشت كرده و هم خود را تواب دانسته. اگر ما توبه كننده هستيم او هم توبه پذير است. اگر ما قدمى به سوى او برداريم او هم قدمها به سوى ما برخواهد داشت. مى گويند عارفى خدا را مى خواند ولى دعايش مستجاب نمى شد شيطان او را فريفت و گفت دعا كردن تو چه فايده دارد. ندا رسيد كه همين يارب گفتن تو لبيك ماست .

گفت آن الله تو لبيك ماست

و آن نياز و درد و سوزت پيك ماست

ترس و عشق تو كمند لطف ماست

زير هر يارب تو لبيك ماست

4 - البته گرفتاريها و بيماريها هم دليلى براى ارتباط با خدا هستند. اگر مشكلات نبودند برخى از آدميان هيچ وقت رو به خدا نداشتند. براى اكثر مردم دعا كردن در پى رفع حوائج است و با بودن بهانه اى رو به خدا مى آورند، در غيراينصورت غفلت را خوشتر مى دارند. براى كسانى كه عاشقانه و عارفانه رو به خداوند ندارند سختى ها و گرفتاريها به اجبار آنها را با خدا دوست مى كند. نقل است كه امام باقر(ع) به عيادت يكى از صحابه خود رفت و وقتى از حالش پرسيد، گفت: من هميشه دوست دارم بيمار باشم تا بيشتر ياد خدا كنم. حضرت فرمود: ما اين گونه نيستيم در هر دو حالت چه سلامتى و چه بيمارى به ياد خدا هستيم.