خواندن یک سفر است
خواندن یک سفر است
✍ در هفته ی کتاب و کتابخوانی، طبق روال و سنت چندین ساله ی گذشته، انبوهی از آمار و ارقام و سیاهه های ظاهرفریب برای اعلام پویش ها و کوشش های کتابخوانی در کشور و نیز معرفی برترین ها و بهترین ها و دیگر ترین های پوشالی و توخالی، که بر اثر تکرار شکل مضحکی به خود گرفته اند؛ آزارنده شده است و دلباخته و دلبسته های راستین کتاب را در اندوهی ژرف فرو می برد. اگر دانش آموزان پیش دانشگاهی و دانشجویان جوان، که ناگزیر از تهیه ی کتاب های معرفی شده و سفارش شده از سوی معلمان و استادان خود هستند، سراغی از کتابفروشی ها نمی گرفتند؛ غبار فراموشی سراپای قفسه های ساکت کتابفروشی ها را فراگرفته بود. هیچ تعجب ندارد اگر بسیاری از کتابفروشی ها به نوشت افزارفروشی تبدیل شده اند و در کنار آن، انبوهی از کتاب های آموزشی گاج و قلم چی و چند کتاب درسی دانشگاهی خودنمایی می کند.
✍ آمارهای رسمی و غیررسمی بیانگر آن است که بیشتر کتاب هایی که مدیران و مسؤولان به رسم هدیه دریافت می کنند، خوانده نمی شود. همین آمار حاکی از آن است که بسیاری از استادان دانشگاه نیز برای افزودن به آموخته ها و دانسته های پیشین خود، کوشش چندانی نمی کنند. این مطلب را می توان از بازخورد کلاس های ایشان دریافت. آنها از این که آموخته های کهنه و پیشین خود را به کرات و مرات برای دانشجویان مختلف و در کلاس های مختلف و سال های متوالی مرور کنند و از این طریق دانش خود را به رخ دیگران بکشند، ملالی به خود راه نمی دهند و نیاز ی به جست وجو و پژوهش های جدید نمی بینند و دل در گرو آموخته ی نو ندارند. گویی از کلیشه یی گفتن و تکرار مکررات، که دیگر بر اثر شدت تکرار نخ نما شده اند؛ خسته نمی شوند.
✍ این که دبیر یا استاد کدام رشته از علوم انسانی یا تجربی باشی، مهم نیست؛ مهم این است که انسان بودن خود را دریابی و از آنچه اکنون هستی، گامی به پیش برداری و دانش آموزان و دانشجویان خود را به بهتر و درست تر فهمیدن و داشتن ذهن پرسشگر، ترغیب و تشویق کنی. اگر اندک توجه و گرایشی به مطالعه داشته باشیم، به سادگی درمی یابیم که هر روز و هر لحظه در جهان ، در هر زمینه و موضوعی، آن قدر کتاب و مقاله چاپ و منتشر می شود که عمر سبک سایه ی ما برای خواندن یک از هزاران آن کفاف نمی دهد. پس قناعت کردن به آموخته های پیشینی و دلخوش و مغرور به آن داشته ها بودن، چیزی جز ماندن و مرداب شدن در پی ندارد.
✍ با خواندن -به منزله ی مطالعه ی پژوهشگرانه- است که زندگی چهره ی دیگر خود را می نمایاند. کسانی که فرصت و بختیاری آموختن و خواندن را نداشته اند و ناگزیر به تقلید گفتار و رفتار دیگران بسنده می کنند؛ تجربه های زیسته شان بسیار اندک است و ذهن شان رو به افق های تازه، گشوده نمی شود.
✍ خواندن یک سفر است. سفری از خود به سوی جهان ناپیدا کرانه. آدمی با خواندن به جهان دیگری گام می گذارد تا سیر و سفر تازه یی را بیاغازد. سفر ذهنی از سفر های معمول و مرسوم زندگی زمینی، به مراتب پررنگ تر و قوی تر و در نتیجه پربار و برتر است. اندیشمندان جهان، چندان هم اهل سفرهای معمول مردم عادی نیستند، خود جهانی هستند بنشسته در گوشه یی. معروف است که کانت از شهر زادگاهش هیچ گاه خارج نشد؛ اما عصر روشنگری مدیون اندیشه های او و افکار دکارتی است.
✍ با این اوصاف مختصری که گذشت، شایسته است که ما نیز بکوشیم و تا بیش از این زمان بر ما نرفته است، با کتاب -این یار مهربان- انس و الفتی بگیریم و برای بهتر زیستن و درک و ساخت جهانی دیگر و بهتر، به مطالعه روی آوریم.
✍ در هفته ی کتاب و کتابخوانی، طبق روال و سنت چندین ساله ی گذشته، انبوهی از آمار و ارقام و سیاهه های ظاهرفریب برای اعلام پویش ها و کوشش های کتابخوانی در کشور و نیز معرفی برترین ها و بهترین ها و دیگر ترین های پوشالی و توخالی، که بر اثر تکرار شکل مضحکی به خود گرفته اند؛ آزارنده شده است و دلباخته و دلبسته های راستین کتاب را در اندوهی ژرف فرو می برد. اگر دانش آموزان پیش دانشگاهی و دانشجویان جوان، که ناگزیر از تهیه ی کتاب های معرفی شده و سفارش شده از سوی معلمان و استادان خود هستند، سراغی از کتابفروشی ها نمی گرفتند؛ غبار فراموشی سراپای قفسه های ساکت کتابفروشی ها را فراگرفته بود. هیچ تعجب ندارد اگر بسیاری از کتابفروشی ها به نوشت افزارفروشی تبدیل شده اند و در کنار آن، انبوهی از کتاب های آموزشی گاج و قلم چی و چند کتاب درسی دانشگاهی خودنمایی می کند.
✍ آمارهای رسمی و غیررسمی بیانگر آن است که بیشتر کتاب هایی که مدیران و مسؤولان به رسم هدیه دریافت می کنند، خوانده نمی شود. همین آمار حاکی از آن است که بسیاری از استادان دانشگاه نیز برای افزودن به آموخته ها و دانسته های پیشین خود، کوشش چندانی نمی کنند. این مطلب را می توان از بازخورد کلاس های ایشان دریافت. آنها از این که آموخته های کهنه و پیشین خود را به کرات و مرات برای دانشجویان مختلف و در کلاس های مختلف و سال های متوالی مرور کنند و از این طریق دانش خود را به رخ دیگران بکشند، ملالی به خود راه نمی دهند و نیاز ی به جست وجو و پژوهش های جدید نمی بینند و دل در گرو آموخته ی نو ندارند. گویی از کلیشه یی گفتن و تکرار مکررات، که دیگر بر اثر شدت تکرار نخ نما شده اند؛ خسته نمی شوند.
✍ این که دبیر یا استاد کدام رشته از علوم انسانی یا تجربی باشی، مهم نیست؛ مهم این است که انسان بودن خود را دریابی و از آنچه اکنون هستی، گامی به پیش برداری و دانش آموزان و دانشجویان خود را به بهتر و درست تر فهمیدن و داشتن ذهن پرسشگر، ترغیب و تشویق کنی. اگر اندک توجه و گرایشی به مطالعه داشته باشیم، به سادگی درمی یابیم که هر روز و هر لحظه در جهان ، در هر زمینه و موضوعی، آن قدر کتاب و مقاله چاپ و منتشر می شود که عمر سبک سایه ی ما برای خواندن یک از هزاران آن کفاف نمی دهد. پس قناعت کردن به آموخته های پیشینی و دلخوش و مغرور به آن داشته ها بودن، چیزی جز ماندن و مرداب شدن در پی ندارد.
✍ با خواندن -به منزله ی مطالعه ی پژوهشگرانه- است که زندگی چهره ی دیگر خود را می نمایاند. کسانی که فرصت و بختیاری آموختن و خواندن را نداشته اند و ناگزیر به تقلید گفتار و رفتار دیگران بسنده می کنند؛ تجربه های زیسته شان بسیار اندک است و ذهن شان رو به افق های تازه، گشوده نمی شود.
✍ خواندن یک سفر است. سفری از خود به سوی جهان ناپیدا کرانه. آدمی با خواندن به جهان دیگری گام می گذارد تا سیر و سفر تازه یی را بیاغازد. سفر ذهنی از سفر های معمول و مرسوم زندگی زمینی، به مراتب پررنگ تر و قوی تر و در نتیجه پربار و برتر است. اندیشمندان جهان، چندان هم اهل سفرهای معمول مردم عادی نیستند، خود جهانی هستند بنشسته در گوشه یی. معروف است که کانت از شهر زادگاهش هیچ گاه خارج نشد؛ اما عصر روشنگری مدیون اندیشه های او و افکار دکارتی است.
✍ با این اوصاف مختصری که گذشت، شایسته است که ما نیز بکوشیم و تا بیش از این زمان بر ما نرفته است، با کتاب -این یار مهربان- انس و الفتی بگیریم و برای بهتر زیستن و درک و ساخت جهانی دیگر و بهتر، به مطالعه روی آوریم.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۷ ساعت 22:22 توسط عباس فضلی
|