سفرنامه ی نوروزی
سفرنامه ی نوروزی
دو هفته مانده به پایان سال، دانشجوی دختری در کلاس گفت: استاد من هفته ی دیگر نمی توانم درکلاس حضور یابم. علت را جویا شدم گفت: چون روز بیست و هفتم اسفند ماه مراسم عروسی من است. گفتم چه خوب!! درست همین روز عروسی پسرمن نیز هست. اشکال نداره می تونی بری اما بعد از عید شیرینی عروسی را فراموش نکنی. دانشجویان گفتند: پس شما هم هفته ی آینده باید شیرینی عروسی پسرت را بیاوری. پذیرفتم و درهفته ی پایانی کام آنها را شیرین نمودم.
وقتی سفر را با عروسی فرزندت شروع می کنی؛ شیرینی و حلاوت خاص خود را دارد. روز بیست چهارم اسفند از بندرعباس برای تدارک مراسم عروسی عازم شیراز شدیم. تکاپوی چند روزه به ثمر نشست و در روز بیست هفتم در فضایی صمیمی و همدلانه با خوش آمدگویی به اقوام و آشنایان، عروسی پسرم سامان گرفت. البته گلایه های پس از عروسی، دامن هر ایرانی را می گیرد. یکی از این که چرا فراموش شده و دیگری از این که نیامده است. بنابراین ما هم به رضایت نسبی، دو سه روزپایانی سال را به بحث پیرامون برگزاری مراسم پرداختیم. از تلخ و شیرینی ها و گله و گلایه ها
در این گیرودار کتاب "حاج آخوند" سید عطاالله مهاجرانی را به مطالعه گرفتم و درباره اش مطالبی در چهار بخش با عنوان " قلم سحرآمیز" نگارش نموده و در کانال تلگرامی ام به اشتراک گذاشتم. در چند مورد حین خواندن گریه ام گرفت حتی در برخی موارد، به عمق کتاب رهنمون شدم. حاج شیخ محمودرضا امانی مشهور به حاج آخوند، مجسمه ی روحانی فهمیده و خوش مرامی بوده که کمتر روستایی در ایران آن را به خود دیده است. طرح مباحث ادبی و فکری در دیدار با اساتید دانشگاه و کمک به فقرای روستا و آواز خوانی و مرثیه سرایی، در کمتر کسی جمع می شود. پس از آن کتاب " گذر از دفاعیه گرایی به سوی پدیدارشناسی متن" فرامرز معتمد دزفولی را خواندم.
حوادث سیل در شمال و جنوب کشور مکمل هفت سین سفره ی عید ایرانیان شد. نمره ی مدیریت بحران در کشور صفر است. از زلزله گرفته تا سیل و سونامی. مدیریت غیر بحرانی هم در کشور چنگی به دل نمی زند. جز در سه مورد انقلاب 57 و جنگ و دوران خاتمی، در دیگر دورانها ما شاهد شکاف عمیق بین دولت و ملّت بوده ایم. تصور می کنم اولین گام در مدیریت، هماهنگی بین این دو پدیده است. در جهان جدید، دیگر کشورها با آموزش و بالا بردن سطح آگاهی به این هدف دست یافته اند. کتاب "عقلانیت و توسعه یافتگی در ایران" دکتر محمود سریع القلم از جمله کتابهای خواندنی در این باره است.
در روز هشتم فروردین خبر در گذشت شیخ عبدالله حاجیانی را شنیدم. اولین بار فعالیت او را در نشست های طلاب بوشهری شاهد بودم. دغدغه های اجتماعی و سیاسی او در همان نشستها زبانزد شد. او میگفت: طلبه باید درد اجتماعی داشته باشد. درس و بحث را رها و به بوشهر هجرت کرد. پس از مدتی امام جمعه بندر دیر شد و متواضعانه امور مردم را تمشیت کرد. در نهایت به مجلس پنجم و ششم راه یافت.روحیه ی اصلاحطلبانه داشت اما تحت تأثیر فضای حاکم بر مجلس پنجم راست گرا شد. با این وضعیت، با پیگیری های مداوم مردم حوزه ی انتخابیه توانست بار دوم به مجلس راه یابد. اما نمیدانم نمایندگی چه خصیصه ای دارد که افراد را از خدمات عمومی باز داشته و به امور خویش شیفت میکند. البته پس از آن در شرکت گاز عسلویه مشغول به کار و منشأ خدماتی شد.
بازدید های عمومی در این ایام، چنگی به دل نمیزند و حرف های واتساپی گاه مرا به خلوت و تنهایی دعوت می نمود. تنهایی خوب است اگر بد بود که خدا آن را برای خود انتخاب نمی کرد. تازه در قرآن هم آمده که شما تنها به سوی ما می آیید چنان که در اول تنها خلق شدید. لقد جئتمونا فردا کما خلقناکم اول مرة( انعام/94) شاعر هم خوب گفته
دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلاخیزد
سعادت آن که را دارد که از تنها بپرهیزد
با دوستان هم فکر و همدلم، نشستی فکری داشتیم. هرچند به توافق نرسیدیم اما نفس گفت و گو آثار مثبتی دارد که بعدها آشکار می شود. در این مذاکره ها و مناظره ها، همواره بیتی از مولانا به خاطرم خطور می کند که
چون که مقضی بد رواج آن روش
می دهدشان از دلائل پرورش
از این که در سفری بیست روزه همه ی برنامه ها با پیش بینی اولیه به وقوع پیوست؛ از خدای بزرگ سپاسگزارم و این شکرگزاری را مدیون نگاه مثبت گرایانه ای هستم که تمام وجودم را فرا گرفته است. اتفاقا در فصلنامه ی بندر و دریا جملات پایانی کاظم بایرام بخش عکاس و مستندساز زیر دریا در باره ی انرژی مثبت آمده است
" یک روز تئوری ولفگانگ پائولی، برنده جایزه نوبل فیزیک، را خواندم او تز جالبی دارد و میگوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی، دارای عدد کوانتومی یکسان نیستند. پائولی مثال میزند سیبی را برمی داریم و از میان میلیاردها الکترونی که در درون اوست یکی را انتخاب می کنیم فرض کنیم که این عدد 23 است. حالا اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیاندازیم. عددی از اصطکاک ایجاد شده ی انرژی حاصل میشود و این انرژی عدد کوانتومی فرضی سیب ما را تغییر میدهد و مثلا به عدد 26 می رساند و درست در همان لحظه تنها الکترونی در جهان هستی دارای عدد فرضی 26 بوده؛ دستخوش تغییر می شود. اما نتیجه گیری " وقتی که یک سیب با یک اصطکاک کوچک، تغییر پیدا میکند. هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذارد و یا هر عمل مثبت یا منفی که ما انجامش میدهیم الکترونها را در گستره ی جهانی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند" و حالا جواب مثبت پرسش هایی را که مجهول مانده بود یافتم. ما با اعمال خود چه مثبت چه منفی در جهان هستی تغییراتی را به وجود میآوریم اگر عمل ناپسندی انجام دهیم نتیجه ی آن منفی باز خواهد گشت و اگر مثبت عمل کنیم نتیجه ی آن مثبت خواهد بود."