مرگ از نگاه اورلیوس(2)
مرگ از نگاه اورلیوس(2)
در بخش نخست به زمینه های مرگ آگاهی در اندیشه ی اورلیوس اشاره شد. وی بی ثباتی جهان که در فرهنگ عامیانه، آن را به بی وفایی ترجمه می کنند، نشان از تغییر مداوم پدیده ها دانست و مرگ را در فرایند این تحولات، امری عادی قلمداد نمود که موجب فهم و دریافت زمان حال و استفاده از آن می شود. در پایان به این نکته متفطن شد که مرگ، همه را به کام خود فرو می برد. در ادامه می گوید: چه تعداد از فیلسوفان پس از پرگویی های بی پایان درباره ی مرگ و جاودانگی از دنیا رفتند. چه تعداد از فرماندهان بزرگ پس از کشتن هزاران نفر در کام مرگ فرو رفتند چه تعداد از ستمگران مغرور پس از حکومت بر مرگ و زندگی مردم به دام مرگ افتادند. به رغم اینکه خود را خدایان نامیرا می پنداشتند.(ص47)
در این بخش، سخنان حکیمانه ی اورلیوس پیرامون پذیرش مرگ و عدم ترس از آن مورد ارزیابی قرار می گیرد. او با زبانی ساده و بی آلایش می گوید: این که وزنت فلان مقدار باشد و نه سیصد پوند ناراحتت نمی کند پس چرا باید ناراحت باشی که فلان مقدار عمر خواهی کرد و نه بیشتر؟ تو محدودیت های مقرر شده برای جسمت را می پذیری؛ محدودیت های عمرت را هم بپذیر(ص76)
وی پذیرش مرگ را امری مطلوب دانسته می نویسد: انسانی که بیش از هر چیز به عقل و روح خود توجه می کند... برایش هیچ اهمیتی ندارد که نفسش چند صباحی بیشتر یا کمتر در این قالب فانی به سر برد. اگر هم اکنون مرگش فرا رسد به سرعت و در نهایت عزت نفس و انضباط رهسپار جهان باقی می شود.(ص30)
چنان که پیش از این گفته بود " باید شتاب کرد نه فقط به خاطر این که ساعت به ساعت به مرگ نزدیکتر می شویم بلکه چون حتی پیش از مرگ قوای درک و فهم ما رو به تحلیل است."(ص25) سپس اشاره می کند " فرض کن یکی از خدایان به تو بگوید: فردا یا حداکثر پس فردا خواهی مرد. در این صورت اگر در زمره ی زبون ترین انسانها نباشی، بیهوده نگران نخواهی شد که فردا می میری یا پس فردا. مگر این دو با یکدیگر فرق دارند؟ بنابراین دریاب که چندان تفاوتی ندارد که فردا بمیری یا چندین سال دیگر.(ص47) آنگاه هشدار می دهد " طوری زندگی کن که انگار هزار سال زنده خواهی بود مرگ به تو بسیار نزدیک است. بکوش تا زنده ای و قدرت داری نیکوکار شوی.(ص39)
یکی از دغدغه های آدمیان پس از مرگ، این است که دیگران در باره ی آنها چه قضاوتی می کنند. از این رو اورلیوس می گوید: آن کس که میخواهد پس از مرگ هم مشهور باقی بماند از این نکته غافل است که تمام کسانی که او را به یاد دارند خواهند مرد.... پس اگر تمام فکر و ذکرت این باشد که فردا دیگران درباره ات چه خواهند گفت؛ از آنچه امروز طبیعت به تو ارزانی داشته غافلی و چنین کاری قطعا نادرست است.(ص39) در جای دیگر می نویسد: دم را غنیمت شمار. آن هایی که در پی شهرت پس از مرگ هستند از یاد می برند که نسل های بعدی هم درست مثل نسل های فعلی، فانی هستند. برای تو چه اهمیتی دارد که در باره ات چه بگویند و چه نظری داشته باشند.(ص104)