یادداشت درمانی
یادداشت درمانی
افراد هنگام مطالعه کتاب گاهی به کلمه ای برخورد می کنند که آن کلمه، تداعی کننده ی برخی از مشاهدات و خاطرات او می شود. و این امر باعث درون گرایی و منازعات ذهنی او می گردد و با توقف ناخودآگاه، او ساعت ها چشم به همان کلمه دوخته و به حالت مبهوت وقت و انرژی به هدر می رود و نوعی خستگی ذهنی، روحی و انفعال حاصل می شود. بدیهی است تا زمانی که موضوع بی ربط ناخواسته ی وارده را در حین مطالعه و یا انجام کار مورد نظر یادداشت نکنیم؛ همچنان ابقای بار سنگین آن موجبات مزاحمت و آشفتگی ذهن را فراهم می سازد.
برای علاج این از هم گسیختگی ذهنی توصیه می شود که همواره یک دفترچه یادداشت و قلم به عنوان "یادداشت درمانی" همراه داشته باشید.(اسرار تمرکز ذهن، احمد علامه فلسفی ص 13)
سید ابراهیم نبوی طنزنویس معاصر در سفرنامه ی حج خود می نویسد: بعد از ظهر تماما به نوشتن می گذرد و نماز خواندن. یادم به سال گذشته می افتد که در همین روزها در اوین بازداشت بودم. همین دو کار را می کردم: یادداشت نوشتن و نماز خواندن، البته در اینجا آدم بازجویی نمی شود. ضمنا در اینجا خدا حضور دارد و وحشت حضور ندارد.(سفر به خانه آزاد شده ص 53)
اوباما در کتاب سرزمین موعود می نویسد به مدت سه سال در نیویورک، چندین آپارتمان فرسوده عوض کردم و با دل زدگی از دوستان قدیمی و عادات بد، مانند یک راهب زندگی کردم، می خواندم، می نوشتم، خاطرات روزانه ام را یادداشت می کردم، به ندرت به مهمانی های کالج می رفتم یا حتی یک وعده غذای گرم می خوردم. در افکارم گم شده بودم و به طرح سوال هایی مشغول شدم که به نظر می رسید هر یک سوال جدیدی را در خود دارد.(ص ۲۹)
یادداشت بعضی گزاره های یک کتاب، گاه می تواند تبدیل به یک ایده شود. چند روز پیش وقتی داشتم خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی می خواندم؛ دریافتم که نویسنده به نقش بزرگانی چون امام موسی صدر، دکتر شریعتی، دکتر چمران و امام خمینی در تکوین شخصیت خویش اشاره می کند. در جلد سوم، ضمن انعکاس گفتگوی امام با پیتر اشتاین باخ، اسقف آلمانی در نوفل لوشاتو می نویسد: موقع خداحافظی امام به من گفتند: من فکر می کردم فقط آخوندهای ما پرحرف هستند این از آخوندهای ما پرحرف تر بود. من گفتم: آقا با این تفاوت که این بنده ی خدا تشنه است و برای دانستن بیشتر سؤال می کند اما زمینه های پرحرفی علمای خودمان را شما بیشتر می دانید!(ص 125)
یادداشت این گزاره چند روزی ذهن مرا به خود مشغول کرد تا این که کتاب اسرار تمرکز ذهن -که فرازی از آن در ابتدای این نوشتار آمده است- مطالعه نمودم. تصورم بر این رفت که شاید یکی از عوامل زیاده گویی پاره ای از روحانیان، گسیختگی ذهنی ناشی از دست به قلم نشدن آنهاست. تجربه نشان داده است افرادی که می نویسند؛ کمتر حرف می زنند. جالب است بدانید؛ طولانی ترین خطبه های حضرت علی(ع) به بیست دقیقه هم نمی رسد. به قول نویسنده ی کتاب، اصولا نگارش موجب آرامش و تقویت تمرکز ذهنی و حافظه می شود. چون عمل نوشتن نوعی حرکت است که مطالب را به صورت حسی، عینی و تصویری، بهتر به حافظه می سپارد.(ص 18)
بنابراین نوشتن عامل انسجام ذهنی و زبانی است. در نوشتن، کلمات جدید خلق می شوند و نویسنده همواره می تواند نوشته ی خود را ویرایش کند. این که توصیه می شود قبل از سخنرانی، مطالب خود را مکتوب کنید؛ اشاره به آثار مثبت نوشتن و تنظیم سخن است.