تورق کردن کتب
تورق کردن کتب
یکی از محاسن در اختیار داشتن کتابخانه ی شخصی و یا حضور در کتابخانه ی دانشگاهی و عمومی، پرسه زدن در کتب برای دستیابی برخی خواسته های فکری است. از دیگر راه های رسیدن به این مقاصد، تورق اوراق تحقیقی و بازنمایی مقالات و یادداشت های پیشینِ خود است.
مثلا بورخس زمانی رئیس کتابخانه ی ملی شهر بوئنوس آیرس بود، مسئول مستقیم 900 هزار کتاب. او در مصاحبه با واسوالدو فراری می گوید: و من آیا این تعداد کتاب را در طول زندگی ام خوانده ام؟(می خندد) نه! احتمالا نه. هر چند از بیشتر آن ها سؤالاتی کرده ام و حالا که با شما تنها هستم اعتراف می کنم هیچ کتابی را به جز چند رمان و تاریخ فلسفه ی غرب از برتراند راسل، از صفحه ی اول تا صفحه ی آخر آن نخوانده ام. همیشه دوست داشتم تورق کنم، یعنی همواره فکر کرده ام که باید در خواندن، لذتی را جست و جو کنم و هیچ گاه بر حسب وظیفه چیزی نخوانده ام. به یاد کارلایل می افتم که گفته بود: فقط یک اروپایی(فقط یک نفر) توانسته است قرآن را از ابتدا تا انتها بخواند و این کار او نیز بنا بر احساس وظیفه بوده است.(واسوالدو فراری، آخرین گفت و گوهای بورخس، ترجمه ویدا فرهودی،(تهران؛ حمیدا، 1376)، صص 19-30)
گاه می شود سراغ اندیشه را از تورق کردن کتاب و نشریه گرفت. خصوصا زمانی که ذهن در یک چارچوب خاص قرار نمی گیرد و عوامل بیرونی آن را آشفته کرده است. انسان موجودی پیچیده و درهم تنیده است. گاه حوادث روزگار او را به پستی و بلندی فرا می خواند و ذهنش را آشفته می کند. تصور می کنم در این حالات، برای رهایی از دغدغه های فکری، باید سراغ تورق کردن کتب را گرفت و اندیشه را با گذر کردن از از باورها سیراب ساخت. در این مرور کردن هم می توان ذهن تنبل و متمایل به استراحت را فعال نگه داشت و هم از سرگرمی های بیهوده پرهیز نمود. در تورق کردن نوعی اندیشه ی لحظه ای در راستای تکمیل داده های پیشینی شکل می گیرد. یعنی افکار گذشته تکمیل و منسجم می شود. در حقیقت با ورق زدن نشریات و کتب، برخی پازل های گم شده ردیابی و ذهن جستجوگر اشباع می شود.
من هم در ساعاتی که مطالعات روزمره ام دچار مکث و توقف می شود، برای پر کردن زمان و تکمیل اطلاعات پیشین، به گشت زنی در کتابخانه می پردازم. البته بر این باورم که تورق با اهداف متنوع صورت می گیرد.
1- گاه برای دریافت مطلب جدیدی و افزودن بر مطالب پیشین است.
2- گاهی، حسب بررسی مقالات مربوط به موضوع تحقیق است.
3- یا بررسی اجمالی مقالات و یادنامه هایی است که مربوط به موضوع مورد مطالعه است.
4- یا برای آشنایی اجمالی با کتبی است که فرد می خواهد در آینده به مطالعه آن بپردازد.
5- یا حتی گاه می تواند ما را با نویسنده ی جدیدی و یا اثری نو آشنا نماید.
6- مورد دیگر بررسی کتابی است که درخور تعمق نیست و نگاه اجمالی به نویسنده و کتابش ما را کفایت می کند. همه ی این موارد ششگانه می تواند ما را به تورق کردن کتب گرایش داده و ترغیب نماید.
خاطرم هست در ایامی یک کتابخانه در اختیارم بود. ضمن مطالعه ی روتین، پاره ای از کتاب ها را سرسری خواندم تا با افکار نویسنده ی آن کتب آشنا شوم و یا در جهت تکمیل مطالعاتم از آن ها بهره گیرم و یا زمینه ساز مطالعات بعدی ام شود. حسن آگاهی اجمالی این است که موجب رغبت به خواندن آن کتاب یا بازداشت از مطالعه آن می شود. از طرفی بنا نیست که ما همه ی کتب را بخوانیم و اگر بخواهیم، فرصت خواندنش نداریم لذا لازم است به اجمال و تورق بسنده کنیم. البته این کار را می توان نوعی سرگرمی علمی هم به حساب آورد. ذهن فعال اقتضای تنوع و تکثر دارد.
در این فرصت علاوه بر مطالعه چندین کتاب، توانستم نشریات و یادنامه ها و کتبی را تورق کنم. و با مرور آن ها زیر عنوان «نکته ها» به یادداشت برداری بپردازم. و این را برای ارضای خواسته های ذهنی خود امری ضروری قلمداد نمایم. نمونه ای از این تورق ها عبارتند از: اسرار عرفانی حج - محمد تقی فعالی، شصت سال خدمت و مقاومت - خاطرات مهندس مهدی بازرگان، خوابگردها - دکتر صفاالدین تبرائیان، هستی و عشق و نیستی - قاسم کاکایی، کتابشناسی توصیفی کلام جدید - مهدی کمپانی زارع، درآمدی بر کلام جدید - هادی صادقی، مباحث پلورالیسم دینی - جان هیک ترجمه ی عبدالرحیم گواهی، اثولوجیا - فلوطین با ترجمه حسن ملکشاهی، جامع الاسرار و منبع الانوار - سید حیدر آملی با ترجمه سید جواد طباطبایی، ابعاد عرفانی اسلام - آنماری شیمل ترجمه ی عبدالرحیم گواهی، شرح شطحیات روزبهان بقلی شیرازی با مقدمه ی هانری کربن، نص النصوص - روزبهان بقلی شیرازی، و از میان نشریات مهرنامه و نقد و نظر و مجله دانشکده ی ادبیات را مورد بررسی قرار دادم و از یادنامه ها هم یادنامه علامه طباطبایی و هزاره شیخ طوسی را خواندم.