کرونا که آمد
کرونا که آمد
کرونا که آمد، معادلات فکری، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بشر را به هم زد. مناسبات خانوادگی و اجتماعی گونه ای دیگر رقم خورد. دین و فرآوردهای دینی را به شیوه ای دیگر بازنمایی کرد. از اخلاق تعریف دیگری ارائه نمود و سازوکارهای اقتصادی و سیاسی را به هم ریخت. علم تجربی را به راه دیگری کشاند و عرفان را احیا کرد و فلسفه را به جای خود نشاند.
درست در ماه هایی که طب اسلامی خصوصا با سوزاندن کتاب مشهور و مهم هاریسون، توسط مدعی اش اوج گرفته بود، با ظهور کرونا بساط آن جمع شد. حتی تجویز داروهای گیاهی و محلی کاری از پیش نبرد و بر همگان ثابت شد که این ویروس شوخی بردار نیست. البته بحث پیرامون وثاقت و اعتبار طب اسلامی و مواجه ی با آن مجال دیگری می طلبد.
کرونا به ما آموخت که آدمی چقدر ضعیف و ناتوان است. به تعبیر قرآن خلق الانسان ضعیفا(نسا/28) انسان توان مقاومت در برابر یک ویروس هم ندارد. برای مبارزه و راهیابی به درمان و واکسن آن به زمان بسیاری نیاز دارد و تا همگان از آن برخوردار شوند، سالها طول می کشد.
کرونا ثابت کرد که طبق دستورالعمل و پروتکل بهداشت جهانی، باید فاصله اجتماعی را رعایت نمود. مراد از آن هم صرفا فاصله ی فیزیکی نیست بلکه می توان از آن برداشت اخلاقی هم داشت به این که رعایت اصول اخلاقی در مواجه با دیگران امری مطلوب است و مانع بروز زشتی ها می شود. البته برای جلوگیری از هم پاشیدگی خانوادگی و تشتت خویشاوندی، مفهوم برساخته ی دیگری به نام حباب اجتماعی آمد تا ثابت کند که ارتباط خانوادگی با توجه به حفظ اصول، سبب بروز کرونا نمی گردد.
کرونا به مذهبی ها هم آموخت که خرافه های دینی راه به جایی نمی برد و دین هم فقط در تجمعات و نشست های جمعی تعریف نمی شود و می توان برای آن ها جایگزینی یافت و جوهره ی دین در امور فردی نیز قابل درک است. لازم به یادآوری است که نویسنده در یادداشت دیگری زیر عنوان" کرونا، دین و مناسک مذهبی" به تفصیل این موضوع پرداخته است.
کرونا به سیاستمداران و قدرتمندان هم یادآوری کرد که اولا منصب ها و قدرت ها پایدار نیستند و ثانیا می توان امور خود را در صلح و آرامش دنبال نمود و از جنگ و خونریزی دوری گزید. هر چند آنها دیر متوجه این پیام ها می شوند.
کرونا یاد داد که برای فراگیری دانش، راه های دیگری غیر از حضور فیزیکی وجود دارد و معلم و متعلم می توانند با استفاده از ابزار دیجیتالی، مباحث خود را رد و بدل کنند. دانشگاه ها هم دریافتند که سیستم آموزشی نیازمند تغییر اساسی است.
کرونا به ما آموخت که مرگ هر لحظه در کمین است. پیر و جوان، مرد و زن، کوچک و بزرگ را نمی شناسد. همه را به سوی خود فرامی خواند و بیماری زمینه ای و غیرزمینه ای هم نیاز ندارد. البته مرگ همواره موجبات بیداری آدمی را فراهم می کند. اما در این دوران کرونایی بیشتر خود را نشان می دهد. حتی آیه رفعنا فوقکم الطور را که مفسران به قدرت مطلق الهی تفسیر کرده اند، می توان مصداقی از مرگ دانست.
کرونا که آمد، خیلی از چیزها رفت. همگان دریافتند که در تنهایی هم می توان زیست و خیلی از امور بیرونی ضروری نیستند و لغو برخی از سفرها امکان پذیر است و پاره ای از مراجعات به پزشک هم ضرورتی ندارد و....