تجدید نگاه
تجدید نگاه
در بخش های متعدد کتاب زیستن در نوشتن، همواره از حال به گذشته سفر کرده ام و خود و خاطره را در کتاب ها جستجو نموده ام. گویا از زمان و زمانه بیزار و به درون خود پناه برده و حالات آن را بیان میکنم. خاطرات روزمره با یادکرد کتاب و فیلم به پایان میرسد. در سخنرانی ها به دنبال توصیه ی نیستم اگر هم توصیه ای هست برای گریز از تقلید است. یادداشتها حاصل مطالعات پراکنده و چنگ زدن دائمی به مفاهیم بلندی است که مرا از خود برهاند و آزادم کند. حتی در نقد فیلم و تئاتر هم از نگاه کارگردان فاصله می گیرم تا به اتکای دیالوگ ها و فضای فیلم و تئاتر، گمشده ی خود را در آن جستجو کنم. هرچه هست وجه اشتراک تمامی نوشته ها و یادداشت ها یافتن خودی است که در خاطره ها محو شده است و دستیابی به آن، سخت است.
این که کتاب را در چهار بخش سامان دادهام، فلسفه اش این است که اولا خاطره نویسی را خیلی دوست دارم. در خاطرات به مکان و زمان نمی اندیشم بلکه موضوعی مرا درگیر می کند. از این رو نام خاطره به اندیشه ی بکری که در آن حضور دارد، حواله شده است. یعنی خاطرات برای من، خاطره ی اندیشه و تفکر است. و گردش در طبیعت، فرصتی برای هواخوری در تجدید نگاه.
هر چه مکان جغرافیایی خلوت تر و کوچکتر باشد، نکته یابی من فراتر می رود. از این رو چهار خاطره از ابوموسی نوشته ام. به نقاط دوردست استان، مثل جاسک و حاجی آباد هم رفته ام اما خاطره ای مرا همراهی نکرده است. شاید زمختی مسیر مانع از فکر کردنم می شد. اما پارسیان، چون مرز بین بوشهر و هرمزگان بوده و دوستم در آنجاست، گاه قلمم چرخیده است.
در بخش دوم یعنی سخنرانی ها که متن آنها پس از یادداشت های اولیه تنظیم شده، بیشتر در دانشگاه ها و محیط های فرهنگی صورت گرفته است. بخش سوم که طولانی ترین بخش کتاب است، یادداشت های مختلفی است که به حسب درگیری ذهنی، آنها را سامان داده ام. نوشتن برای من نوعی زیستن است. برای فرار از نامرادی ها و نامردمی ها و گاه تنهایی ها به قلم متوسل شده ام تا مرا رام و آرام کند و حاصل آن همین است که میبینید.
اما بخش چهارم دغدغه های هنری من بوده و برای نگارش آن در جهت نقد فیلم یا نمایش تمام تلاش خود را نموده ام. چنان که می دانید چند فیلم خارجی و ایرانی حاصل این بخش است و حسب علاقه به تئاتر گاهی به نقد نمایشی پرداخته ام. این بخش مانند فصل اول بیشتر بوی هرمزگان میدهد. جالب است بدانید وجه اشتراک آنها ستایش دو زن هرمزگانی است. در خاطرات زینت دریایی را ستوده ام و در نمایش گلنسا زارعی. هر چند در بخش یادداشت ها کتاب در گرگ و میش راه هم مورد بررسی جدی قرار داده ام که انعکاسی از متفاوت زیستن است.