حضرت فاطمه زهرا (س) در حديث ديگران
حضرت فاطمه زهرا (س) در حديث ديگران
بانوى نمونه ی اسلام حضرت زهراى مرضيه(س) كه پيامبر اكرم(ص) او را با اوصافى چون پاره ی تن من، شادمانى قلب پيامبر، مادر پدر و برترين بانوى جهان ستوده است، به حسب گستردگى وجود، شخصيتش از جنبه هاى مختلف قابل بررسى است. شكى نيست كه پيامبر اسلام(ص) اين ويژگي ها را به خاطر دختر خود بودن و يا همسر على (ع) بودن نثار او نكرده است چه كه پيامبر اسلام دختران ديگرى نيز داشته و حضرت على(ع) را نيز همسران ديگر.
بنابراين رمز ماندگارى را بايد در وجود حضرت فاطمه(س) جستجو كرد. شخصيت وى درگذر از جامعه ی جاهلى به جامعه ی اسلامى، سريع و وسيع شكل مى گيرد. دفاع از كيان دين و تربيت دينى فرزندان و تدريس قرآن و احكام به زنان مدينه در سرلوحه فعاليت هاى اين شير زن قرار مى گيرد. و پس از ارتحال پيامبر اسلام(ص) نيز از پاى ننشسته و براى دفاع از ولايت، خطبه مى خواند و اصحاب را جهت روشنگرى نسبت به حق امامت و جانشين اصلى پيامبر(ص) به مسجد النبى(ص) فرا مى خواند و آن گاه كه راه به جايى نمى برد؛ خليفه ی وقت را به خاطر تصميم عجولانه شوراى سقيفه مورد ملامت و بازخواست قرار مى دهد. طبيعى است حضور در عرصه هاى سياسى و اجتماعى - در زمانى كه زنان، كمتر جرئت حضور داشتند - از چهره ی او الگويى ساخته كه در طول تاريخ افكار مختلف و متفاوتى را به بررسى نقش كليدى او دعوت مى كند.
پرمسلم است كه جز شيعه كه شيفته ی شخصيت و محبت به او و فرزندانش است. دانشمندان اهل سنت نيز به بحث پيرامون شخصيت برجسته و ممتازش پرداخته و ابعاد وجودي اش را مورد تجزيه و تحليل قرار داده اند. در اين مقال با اقتباس از كتاب، فاطمه زهرا شادمانى دل پيامبر(ص) (1) با نظريه ی چندين تن از انديشه ورزان اهل سنت آشنا مى شويم.
1 - حافظ ابونعيم اصفهانى مى نويسد: از پارسايان برگزيده و برگزيدگان پرهيزگار فاطمه(س) است. او بانوى بتول، پاره ی تن رسول و شبيه به او و نزديكترين فرزندانش به قلب مبارك او و نخستين نفر آنان در پيوستن به حضرت پس از رحلتش بود. او از دنيا و بهره هايش بركنار و به اسرار و رموز پيچيده آفات و زشتي هاى دنيا آشنا بود.(2)
2 - ابن صباغ مالكى گويد: ما بخشى از ويژگي هاى برجسته، شرافت نسبى و ارزش هاى شخصيتى حضرتش را يادآور مى شويم: او، فاطمه زهرا، دختر كسى است كه درباره اش آيه ی شريفه سبحان الذى اسرى بعبده نازل شد. سومى خورشيد و ماه، دختر بهترين انسان، پاكزاد و به اجماع و اتفاق نظر انديشمندان ژرف نگر، بانويى بزرگ مى باشد.(3)
3 - عبدالحميد بن ابى الحديد مى نويسد: رسول خدا(ص)، فاطمه(س) را بيش از آنچه كه مردم گمان داشتند و پيش از آنچه كه مردان به دخترانشان احترام مى گذاشتند، گرامى مى داشت، تا آنجا كه از مرز محبت پدران نسبت به فرزندان گذشت و نه يكبار، بلكه بارها و بارها در مكان ها و موقعيت هاى گوناگون و نه فقط در يكجا بلكه در حضور عام و خاص چنين فرمود: او بانوى زنان جهانيان و همتاى مريم دختر عمران است، به هنگام عبور از موقف(قيامت) منادى از سوى عرش فرياد مى زند: اى اهل محشر، ديدگانتان را فرو بنديد تا فاطمه دختر محمد(ص) عبور كند. اين حديثى از احاديث صحيحه است و از اخبار ضعيفه و بى اعتبار نيست. رسول خدا(ص) هنگامى او را به همسرى على(ع) در آورد كه خداوند متعال او را در آسمان، گواهى ملائكه به همسرى آن حضرت درآورد. و نه يك بار بلكه بارها فرمود: آزار مى دهد مرا آنچه كه او را آزار مى دهد و به خشم در مى آورد مرا آنچه كه او را به خشم درمى آورد. او پاره ی تن من است، آنچه كه او را ناراحت كند، مرا ناراحت مى كند.(4)
4 - محمد بن طلحه شافعى گويد: بدان پيشوايان پاكى كه در اين نوشتار سخن از فضايل آنان است و رهبران نيكوكارى كه در اين كتاب مى خواهيم ويژگي هايشان را بازگوييم، غير از پيوند نسبى با رسول خدا، مزيتى ديگر به خاطر پيوند از طريق حضرت زهرا(س) دارند. به واسطه ی آن حضرت، خداوند برترى شرافت و شرافت برترى، ارزشى والا و والايى ارزشمندتر، جايگاهى برين و برترى جايگاه، ريشه اى پاك و پاكيزگى ريشه را براى آنان مقدر ساخته است. پس در پرتو روشن بينى خود به مفهوم آيه ی مباهله(5) و سبك عبارات و چگونگى اشاراتش به مقام والاى فاطمه(س) در درجات شرافت و بزرگوارى نگاه كن! خداوند مقام حضرتش را بيان كرده سر و رمز دقيق آن را در اينجا آورده كه او را بين حضرت رسول(ص) و حضرت على(ع) قرار داده، از پيش رو و پشت سر اطرافش را گرفته تا بدينوسيله مقام و رتبه او را بازگو فرمايد. از آنجا كه مقصود از كلمه ی انفسنا نفس على(ع) به همراه پيامبر است. فاطمه را بين آن دو قرار داده است زيرا بيان نگهدارى كسى به وسيله ی خود انسان از نگهدارى به وسيله ی فرزندان رساتر است.(6)
5 - استاد عبدالزهرا مى گويد: هنگامي كه مى خواهيم درباره ی زهرا كه نهال پيامبرى و درخت امامت است، سخن بگوئيم، ابعاد مجسم شده رسالت اسلامى در زواياى گوناگون شخصيت حضرتش بر ايمان جلوه گر شده به دنبالش راه مى افتيم. در همسرى اش نسبت به على بن ابيطالب(ع) چهره ی زنده اى كه اسلام از پيوند همسرى كه مورد رضايت آفريننده اين وجود است ترسيم نموده براى ما جلوه گر مى شود. و در موضع گيري هاى قهرمانانه او پس از رحلت پدر بزرگوارش چشم انداز ژرفى را كه اسلام در حقوق و وظايف زن مسلمان تعيين كرده است و ميزان نقش سازنده او را در ساختار جامعه اسلامى مشخص ساخته مى بينيم و ديگر جنبه هاى شخصيت آن حضرت بر اين پايه سنجيده مى شود.(7)
6 - دكتر على ابراهيم حسن مى نويسد: زندگانى حضرت فاطمه صفحه ی برجسته اى از صفحات تاريخ را تشكيل داده است. در آن صفحه چهره هايى گوناگون از بزرگى و عظمت را مشاهده مى كنيم، او همچون بلقيس يا كلئوپاترا نيست كه عظمت خود را از تخت(فرمانروايى) بزرگ و ثروت كلان و زيبايى كم نظير خود داشته اند. و يا همچون عايشه، دختر ابوبكر، نيست كه شهرتش مرهون جسارت و شهامتش در اعزام و رهبرى لشكرها و فرماندهى بر مردان است. بلكه ما در مقابل شخصيتى قرار گرفته ايم كه توانسته است هاله اى از حكمت و شكوه را بر پهنه ی گيتى بگستراند، حكمتى كه به كتاب ها و فلاسفه و دانشمندان برنمى گردد بلكه تجربه هايى است از روزگار مملو از دگرگوني ها و پيشامدهاى ناگهانى، و شكوهى كه از فرمانروايى و ثروت برنخاسته، بلكه از درون روح و اعماق جان او نشأت گرفته است.(8)
7 - استاد توفيق ابوعلم گويد: او زنى بزرگ منش با خويى ارزنده، شخصيتى گرامى، احساسى برين فهم و هوشى تند، ذهنى پويا، نظرى بلند، ارزشهايى والا پرجوش و خروش، سينه اى گشاده، دلى محكم و استوار، غيور و غيرتمند و به دور از خودخواهى و خودپسندى... او در بلنداى قله عفاف و راستى، پاكدامنى و خويشتن دارى و پاك چشمى... بود او در بين تمام دختران حوا بدون هيچگونه اختلافى در اين مسأله، از تبارى بزرگ و خاندانى اصيل بود... او در شرافت و بزرگى وابسته به خود بوده و نيازى به ديگران نداشت. در شرافت حضرتش همين بس كه در بين فرزندان آدم و حوا از ديگران ممتاز و يكتا بود.(9)
8 - عباس محمد عقاد مصرى مى نويسد: در هر ديانتى چهره اى از زن كامل و ارزنده وجود دارد معتقدان به آن ديانت در مقابل او تعظيم مى كنند و او را به سان آيتى از خدا در بين آفريدگانش از زن و مرد مى ستايند. وقتى در بين مسيحيان سيماى حضرت مريم عذرا مقدس است در اسلام به ناچار مى بايست سيماى فاطمه زهرا مقدس باشد.(10)
9 - علامه اربلى مى نويسد: هم اكنون سخن از فاطمه(س) به ميان مى آوريم، همان فاطمه اى كه به خاطر تابش انوار وى تابش نسبش افزون گشته و از افتخارات او مزايايى ظاهر گشته به دست آمده است و با پرتو والايش بر ديگر نسبتها برترى يافته و ارج و منزلتش را با شرافت ارزندگى بخشيده است. او فانوس نبوت است كه شفاعتش پرتو افكنده، انوارش درخشان و ستارگان آسمانش با جلاى ابرهاى سفيد، فروغ و درخشش يافته است. وى پيام رسالت را به جان خرد نیوشيده بر بلنداى هفت آسمان آن بالا و بالاتر رفته است، بر جايگاه هايى، برين نشسته و درجات روشن و نورانى داشته، بزرگ منش و والاتبار است، شرافتمندى است كه داراى نسبى شريف مى باشد. پاك و پاكزاد، درخشان و داراى فرزندانى تابناك، به اجماع درست انديشان بانوى بزرگ، برگزيده اى از نيكان، سوى خورشيد و ماه، دختر بهترين انسان، ما در امامان بزرگوار، پاك و خالص از تيرگي ها و كدورت ها و به رغم منكران و ناباورانش، برگزيده از سوى خداوند است كه به جواهر جلال و شكوه آراسته مى باشد. و بر بلندترين رتبه هاى كمال جاى گرفته و در گزينش بر تمامى زنان و مردان برترى يافته است. درود خداوند بر او و بر پدر و شوهر و پسرانش كه سروران سربلند و برجسته و وارثان نبوت و كتابند و سلام و شرافت و گراميداشت و عظمت ارزانى آنان باد.(11)
10 - علامه اربلى در جاى ديگر كتاب خود در وصف فاطمه زهرا (س) نوشته است: همانا فاطمه(س) عصاره ی نبوت و كسى است كه از پستان بزرگوارى و كرامت شير مكيده، در صدف بزرگ منشى، سپيده درخشان خورشيد روز، و نورى است كه از پرتو آن نورهاى ديگر سرچشمه گرفته اند. او برگزيده شرف وجود و واسطه گردن بند هستى، مركز دايره افتخارات، ماه تابناك ارزش ها، زهره ی زهرا، درخشنده ی درخشان بلند جايگاه است. آن كسى كه در درجه اى عالى در كرانه ی آسمان عالم بالا بر جايگاهى رفيع جاى گرفته است. نورش مى درخشد، پرتوش همه جا را روشن ساخته و نامش از تعريف و معرفى بى نيازش كرده است. نور ديدگان پدر و آرامش مادر، آراسته به جواهر و طينت والا و بركنار از زرق و برق دنيا، كنيز خدا و بانوى زنان، زينت پدران و شرافت فرزندان است. آدم به وجود و جايگاه او فخر مى كند و نوح به عظمت شان او مباهات مى نمايد. ابراهيم از داشتن ذريه اى همچون او به خود مى بالد و اسماعيل از وجود اين شاخه بر درخت وجودش بر ديگر برادرانش اعلام پيروزى مى كند. او گل خوشبوى محمد (ص) در بين افراد خانواده اش بوده و در ميدان مسابقه افتخارات هيچ كس هماورد او نشده مگر اينكه شكست خورده است. و در بزرگوارى هر كس در مقابلش عرض اندام نموده مورد سرزنش قرار گرفته است. حق او را كسى جز فرومايه انكار نكرد و چهره اخلاص از او برنگردانيد مگر آن كس كه مغبون و خسارت ديده است.(12)
اين بود ده سخن چكيده از بزرگان اهل سنت كه به ارجمندى شخصيت زهرا(س) اعتراف و اذعان دارند و فصل مشترك تمام ديدگاه ها، معرفى حضرت فاطمه(س) به عنوان الگوى برتر زنان جامعه اسلامى، و والاترين زن در جامعه بشرى است. پس با مولوی هم آواز مى شويم كه: خوشتر آن باشد كه وصف دلبران/ گفته آيد در حديث ديگران
--------------------------------------------------------
1- این کتاب نوشته سیداحمد همدانی و ترجمه ی دکتر سید حسن افتخارزاده است.
2- حلیة الاولیاء ج 2 ص 39
3- فصول المهمه ص 143
4- شرح نهج البلاغه ج9 ص 193
5- آل عمران/61
6- مطالب المسئول ص 6
7- الزهراء ص 12
8- فاطمة الزهراء ص 171
9- اهل البیت ص 132
10- مصدر پیشین ص 128
11- کشف الغمة ج1 ص 447
12- همان مصدر ج1 ص 448