مطالعه و معنای زندگی

تبیین مفهوم مطالعه

در معنای واژگانی مطالعه گونه‌ای روشنی‌بخشی طرفینی نهفته است و به قول هرمنوتیکرها، فهم یک امر بین‌الاذهانی است.(1) مطالعه بر اساس سه محور نویسنده، متن و خواننده شکل می‌گیرد. یعنی متن سوژه و صحنه‌ای برای تعامل بین ذهن خواننده و اندیشه‌ی نویسنده است. اضلاع سه‌گانه در حرکتی دورانی، محرّک فکر هستند. خواننده موجودی منفعل نیست بلکه خود را با متن درگیر می‌کند و در پی بازیابی نیّت نویسنده است. این کشاکش میمون، منجر به کشف معنایی از پیش تعیین شده یا کسب معنای جدید می‌گردد.

در اکثر ادیان بزرگ دنیا، متن مکتوب در نقش واسطه و رسانه‌ای برای حفظ دانش مقدّس و هدایت مؤمنان بود. تا اواخر قرن هیجدهم، ادبیات مذهبی بر مطالعه در تمدن غربی چیره بوده است و این فعالیت را شکل می‌داد. در بسیاری بخش‌های گیتی، به ویژه در جوامع مسلمان، مضامین دینی همچنان نفوذ سنگینی بر مطالعه دارند.(2) آگوستین می‌گفت: چون ضعیف‌تر از آنیم که با تکیه بر خرد و فقط خرد حقیقت را کشف کنیم، ما به مرجعیت کتاب‌های مقدس نیازمندیم.(3)

اقتضای سیالیت ذهن، عبور از قصد مؤلّف و رازگشایی از متن موجود است. این عبور از بی‌توجهی وعدم لحاظ کانتکست و بستر فرهنگی-فکری مؤلّف ناشی می‌شود. ما قادر به دستیابی پشت صحنه‌های ذهنی و پیش‌فرض‌های نویسنده نیستیم، لذا از آن می‌گذریم. تجربه نشان داده است که مؤلّفان زبردست و تیزهوش، پاره‌ای از نیّات خود را در سپیدی سطور محو می‌کنند و گاه حتی متن را بهانه‌ای برای پوشش هدف اصلی خود به نگارش در می‌آورند. این موضوع در کتاب‌های مقدّس و متون جان‌بخش، بیشتر خودنمایی می‌کند. آنها با محو نیّت و پوشش هدف، درصدد ارتقای خواننده به درجه‌ای بالاتر از متن هستند که قابل توصیف نیست.

اگر ما در رویارویی با یک کتاب این نکته را مد نظر داشته باشیم که هنوز به نُضج و رشد ذهنی خود دست نیافته‌ایم، حکایت این معناست که متن از ارزش والایی برخوردار است. مراد از زایایی و ژنریتیو بودن یک متن این است که به خواندن و خواننده معنا می‌بخشد. به قول خلجی، این تجربه‌های خواننده است که می‌گوید چه چیز واقعیت دارد. پس نویسنده چه می کند؟ فقط می‌نویسد. چقدر دوست داشتم بنویسم. آن موقع‌ها فکر می‌کردم هر کس کتاب می‌نویسد، لابُد باید نویسنده باشد.(4)

بنابراین اصل در مطالعه، کاوش و زایش ذهن خواننده با عبور از نیّت مؤلّف و وصول به یک معنای متفاوت از متن در جهت ارتقاء سطح بینش و در نهایت تبدیل شدن خواننده به یک نویسنده‌ی دیگری است.

انواع متن

مراد از متن فقط متن مکتوب نیست. گفتار هم نوعی متن محسوب می‌شود. بیشتر متون حاصل تأمّلات و درس ‌گفتارهای مؤلّفان هستند. کتب مقدّس و کتاب‌های مهم و ماندگار تاریخ در جریان یک امر شفاهی و شهودی از سوی سازنده‌ی اصلی آن‌ها شکل گرفته است و به یک متن مکتوب تبدیل شده است. چنان که آثار شاعران هم به کوشش شاگردان شیفته و فرهیخته‌ی آن‌ها به رشته‌ی تحریر درآمده است.(5) البته در این میان، پاره‌ای نویسندگان در خلوت خود به خلق یک اثر ادبی یا تاریخی همت گماشته‌اند.

نشانه‌ها و علائم یکی دیگر از انواع متن است. عده‌ای از زبان‌شناسان بر این باورند که اگر زبان مشترک بین انسان و حیوان باشد اما سمبل‌ها و نشانه‌ها خاص آدمی است. و تنها در جهان انسانی قابل ارائه است. برخی ایما و اشاره را هم جزء متن محسوب می‌کنند. و پاره‌ای طبیعت و مظاهر آن را در ردیف متن دانسته‌اند. بنابراین مجموع پنجگانه‌ی فوق مصادیقی از متن به حساب می‌آیند. وجه اشتراک این پدیده‌ها آن است که ذهن آدمی را فعّال نگه می‌دارند و کارکرد اندیشگی و مطالعه دارند.

معنای زندگی

در زندگی روزمره‌ی کسی که می‌خواند، کمبودی هست و همین است که آن را در کتاب می‌جوید این کمبود عبارت از معنای زندگی(6) یعنی هدف نهایی از مطالعه و بررسی متون مختلف، دستیابی به یک تعریف از معنای زندگی است. انسان با توجه به ویژگی‌هایی که دارد، نیازمند درک زندگی است. محدودیت زیستی و ممکنیت وجودی او اقتضای جستجو و انتخاب مسیر در جهت سعادت را دارد. از طرفی تحمل رنج‌های بشری، نیازمند پناهگاهی است که تا حدودی به کاهش این رنج‌ها منتهی می‌شود. مطالعه می‌تواند این مهم را به نحوی مطلوب به انجام رساند. چنان که نینا سنکویچ در کتاب «تولستوی و مبل بنفش» پس از درگذشت خواهرش و چگونگی کنار آمدن با این موضوع تصمیم می‌گیرد یک سال بی‌وقفه هر روز یک کتاب بخواند و در مورد هر کتابی که می‌تواند، نظراتش را بنویسد. این باعث می‌شود که خودش و خاطراتش بار دیگر در کتاب‌ها بیابد.

مطالعه همواره چیزی فراتر از عمل مکانیکی رمزگشایی از متن بوده است. مطالعه راهی برای کسب معرفت، محلی برای ارتقاء خود، سرچشمه‌ی لذّت و واسطه‌ای برای کسب معنا است. مطالعه مهم‌ترین دروازه‌ای است که از راه آن پرسش‌های ارزشی را درونی، بیان و تبیین می‌کنیم.(7) عده‌ای حتی یک عمر می‌خوانند، ولی هرگز از حد متن فراتر نمی‌روند. آنها به صفحه می‌چسبند و نمی‌دانند که کلمات همچون سنگ‌های بستر رودخانه برای رفتن به آن طرف رودخانه هستند. برای ما مهم رفتن به آن طرف رودخانه است.(8)

بنابراین وجه مشترک مطالعه و معنای زندگی این است که پس از پژوهش و بررسی آن‌ها، ما به دو امر کشف یا کسب نائل می‌آییم. رویکرد فیلسوفان معاصر به فلسفه‌ی عملی با عبور از مباحث انتزاعی، ایجاد ساختاری برای فلسفه‌ی زندگی است که تحقق آن منوط به درکی از معنای زندگی است.

-----------------------------------

1- راز متن ص 129

2- قدرت خواندن ص 61

3- همان مصدر ص 65

4- ناتنی، مهدی خلجی ص ۳۲

5- چنان که مشهور است محمد گل‌اندام غزلیات حافظ را گردآوری کرد و حسام‌الدین چلبی، مولوی را به سرودن مثنوی معنوی تحریک و تشویق کرد.

6- ادبیات چیست؟ ص 212

7- قدرت خواندن ص 26

8- دخمه، ژوزه ساراماگو، ترجمه‌ی کیومرث پارسایی ص 77