اهمیت قصه گویی
اهمیت قصه گویی
مقدمه
آگاهی از فلسفه و اهمیت قصه گویی، کارشناس را در جهت پیشرفت آموزش و تحول در شیوه های قصه گویی ترغیب می کند. یادمان باشد که بشر برای ترقی نیازمند ابتکار و نوع آوری در تمامی عرصه هاست. کتاب های قصه پرتیراژترین و پرطرفدارترین کتاب ها در جهان هستند. داستان خوانی ساده ترین نوع خواندن و عمومی ترین نوع مطالعه در میان انسان هاست. از این رو کودکان با آن انس بیشتری دارند و معمولا مطالعه ی نوجوانان و جوانان با داستان خوانی آغاز می شود. تکثر در نوشتن و خلق یک داستان و تنوع روش ها در ارائه ی آن به مخاطب، نشانگر تمایل نویسندگان و خوانندگان در تغییرات اساسی منطبق بر مسائل روز و درک مخاطبان است. سینما و تئاتر هم به شیوه ای متفاوت به قصه گویی می پردازند.
اصل قصه های هزار و یک شب هندی و ایرانی است که در دوره های متفاوت دگرگونی بسیار یافته اما با این همه اصالت و یکپارچگی خود را نگاه داشته است. پس از این که کتاب به باختر زمین راه یافت و ترجمه شد، به سرعت ادب اروپایی را زیر تأثیر قرار داد. در نتیجه هنرمندان اروپا و آمریکا از این قصه های خاوری الهام گرفتند و داستان ها و منظومه هایی به اقتباس از آن پرداختند و سینماگران بسیاری از قصه های آن را به صورت فیلم در آوردند. علاء الدین و چراغ جادو متأثر از هزار و یک شب است.(1)
ولتر در کتاب صادق، نامه های قدیمی می نویسد: الغ ترجیح می داد کتاب صادق را بخواند؛ اما سلطان بانوها کتاب های هزار و یک ... را بهتر دوست داشتند. الغ حکیم از آنها می پرسد: چرا قصه های غیرعقلانی را که هیچ معنایی ندارد ترجیح می دهید؟ و سلطان بانوها جواب می دهند درست به همین دلیل ما آنها را بهتر می پسندیدیم.(صادق، نامه های قدیمی ص 30) ... این بی خیالی که انسان را در وضعیتی فارغ از زمان قرار می دهد، به دست نویسندگان قصه ها، داستان ها، نمایشنامه ها و اُپرها، مشی شخصیت های داستانی قرا می گیرد که زندگی پر از لذت و شکوه دارند.(ایران در ادبیات و اندیشه ی فرانسوی قرن هجدهم، الویه بونرو ص 30)
قصه های پریان غالبا در سرزمین عجیبی اتفاق می افتند و آکنده از سحر و جادو و شخصیت های عجیب و غریب اند. نه راوی و نه مخاطب، هیچ یک، آنها را باور نمی کنند. گرچه این قصه ها به موضوعات گوناگون می پردازند، اما در همه ی آنها نوعی پیرنگ کلی وجود دارد که بر اساس آن قهرمان در معرض آزمون های دشوار قرار می گیرد و یا ناگزیر می شود کارهایی به ظاهر ناممکن انجام دهد تا با به دست آوردن حقوق موروثی خود یا ازدواج با زوج مناسب، پاداش خود را بگیرد. این قبیل قصه ها معمولا با «یکی بود یکی نبود» آغاز می شوند و با «باقی سال های عمر خود را به خوبی و خوشی گذراندند» پایان می یابد.(مبانی اسطوره شناسی، عباس مخبر ص 23)
ویتگنشتاین دوره ی تربیت معلم را به خوبی گذراند، اما دغدغه هایش پابرجا بود. خوشایندترین تمرین معلمی این بود که برای بچه ها قصه ی پریان می خواند، به انگلمان گفت: آنها لدت می بردند و من اعصابم آرام می شد. این تنها دلخوش زندگی اش در آن دوران بود.(لودویگ ویتگنشتاین، وظیفه ای به نام نبوغ ص ۲۱۹)
هویت سازی
اولین نغمه های مادران در قالب لالایی گویی و پس از آن داستان خوانی برای کودکان و نوجوانان، عامل مهمی در رشد فکری و هویتی آنهاست. روی آوری افراد یک جامعه به شنیدن قصه، آغاز درک خود و آشنایی با پدیده های جهان است. به قول دکتر رحماندوست، كودكان در دنیای قصهها زندگی میكنند. آنها با قصه بازی میكنند، بیدار میشوند، میخوابند و حتی در عالم خواب نیز قصهها را دنبال میكنند. این دلبستگی به حدی است كه حتی شلوغترین بچهها با آرامش به قصه گوش میسپارند. همچنین، بچهها از شنیدن قصهها چیزهای بسیاری میآموزند(2) پس از قصه خوانی، کودکان با نگاه دوباره به تصاویر و فعّال کردن عنصر خیال، به گونه ی دیگر، داستان را مرور می کنند. یا وقتی مربی کتاب را می خواند، با خیال بافی در باره ی چیزهای دیگر می اندیشند. هر فرد به حسب هوش و استعداد خود در پرورش دوباره ی قصه های هستی تلاش می کند. مربی می تواند با خلاقیت های ذهنی خود، کودکان و نوجوانان را در جهت بازخوانی قصه ها فعّال نگه دارد.
تقریبا هیچ کودکی در رمان های فرانسوی به چشم نمی خورد و اگر رمان نویس های ما به ندرت کودکانی را به ما معرفی کنند، غالبا قراردادی و ناشیانه و غیرقابل توجیهند. به عکس در آثار داستایفسکی کودکان فراوانند حتی جالب توجه است که اغلب شخصیت های او و مهم ترین آنها جوانانند که هنوز شکل کاملی به خود نگرفته اند. به نظر می رسد که آنچه مورد توجه اوست اغلب مرحله تکوین احساسات است. او احساسات را غالبا در حالت مبهم و به عبارت دیگر در مرحله جنین و شکل گیری برای ما ترسیم می کند(داستایفسکی، آندره ژید ص 125)
پروست و قصه خوانی
مارسل پروست از کودکی با کتاب آشنا بوده است و می گوید: مادرم برای من وقتی مریض بودم زیاد کتاب می خواند... پدر و مادرم مرتب راجع به آخرین کتاب هایی که مطالعه می کردند با هم حرف می زدند(3) عمه اش نیز در کودکی برای او کتاب می خوانده است.(4) حتی در کتاب «در جستجوی زمان از دست رفته» به نوع کتاب خواندن مادرش در وقت خواب، اشاره می کند و می گوید: بسیار بهوش بود تا لحنش از هر گونه فرومایگی، هر گونه تصنعی که مانع دریافت جریان نیرومند اثر بشود عاری باشد، همه ی مهربانی طبیعی و شیرینی ژرفی را که درخور جمله ها بود با آنها همراه می کرد، جمله هایی که گویی برای صدای او نوشته شده بودند و به تعبیری در شش دانگ حساسیت او می گنجیدند. برای خواندن جمله ها به آوایی که مناسبشان بود، همان لحن صمیمانه ای را به کار می گرفت که پیش از جمله ها و هنگام نوشتنشان وجود داشته است اما واژه ها آن را نشان نمی دهند؛ به یاری همین لحن گرم بود که در حال خواندن هر گونه سختی زمان فعل ها را هم نرم می کرد، به ماضی بعید و ماضی استمراری همان شیرینی را می داد که در نیکی هست، و اندوهی را که در مهربانی است، جمله ی روبه پایان را گاهی به شتاب به سوی جمله ی تازه می برد، و گاهی آهنگ هجاها را کند می کرد تا آنها را با همه ی تفاوتی که در اندازه شان بود در ضرباهنگی یکسان بگنجاند، و بر آن نثر آن قدر معمولی نوعی زندگی احساسی و پایا می دمید(5)
گوته در کودکی نمونههایی شبیه خیمه شب بازی فاوست را دیده بود.(تجربه ی مدرنیته ص 102)
اوباما در کتاب سرزمین موعود می نویسد مطالعه عادت مادرم بود که از بچگی در من شکل گرفت؛ عادتی که هر زمان از سر رفتن حوصله شکایت می کردم یا وقتی وسعش نمی رسید مرا در اندونزی به مدرسه بین المللی بفرستد یا وقتی نمی توانست برایم پرستار بگیرد و می بایست با او به اداره می رفتم، به کمکش می آمد.
می گفت برو کتاب بخوان و بعد بیا برایم تعریف کن که چه یاد گرفتی.( ص ۲۶)
همواره نقش مادر در توجه کودکان به کتاب بسیار تأثیرگذار است. مارکز می نویسد: کتاب خواندن برایش(فلورنتینو) عادتی شد سیری ناپذیر. از وقتی مادرش به او خواندن و نوشتن آموخته بود برایش کتاب های مصوری از آثار نویسندگان شمال اروپا می خرید.(عشق در زمان وبا ص 127)
تریلوژی کودکان
در ماهنامه ی کتاب ماه کودک و نوجوان در مقاله ی معناشناسی سفر در سه اثر نوشته ی محسن هجری(6) کتاب «ماهی سیاه کوچولو» را با دو کتاب دیگر یعنی «شازده کوچولو»، آنتوان سنت اگزوپری(7) و «جاناتان مرغ دریایی»، ریچارد باخ(8) مقایسه کرده است. این سه کتاب در حوزه ی فلسفی کودکان هستند و همه خبر از تحول و تجربه ی جهان دیگری را به آدمیان می دهند.
هر پژوهشگرِ کودک نیازمند به درک فلسفی و هستی شناسانه از مفاهیم ذهنی کودکان است. و خواندن حداقل این سه کتاب برایش ضروری است. چرا که هر سه کتاب با سفری ساده و کودکانه آغاز می شوند ولی آرام آرام با گذر از موانع پیش رو، رفتن و پرگشودن و اوج گرفتن را به خواننده تعلیم می دهند.
اطلاع از کتب سه گانه و تکمیل داده های پژوهشی برای توسعه بخشی مطالعه امری مطلوب به نظر می رسد. از سوی دیگر هر فرد برای خواندن کتاب نیازمند انگیزه ی درونی و بیرونی است. یادآوری تریلوژی از طرف گوینده، زمینه ساز انگیزه ی بیرونی برای مخاطب است و نیاز به مطالعه و گسترش اندیشه، انگیزه ی درونی مخاطب را تأمین می کند.
آثار کلاسیک
بعد از شعر، داستان و رمان در پیشرفت فرهنگ عمومی نقش به سزایی دارد. به جرئت می توان گفت: دیوان های شعری و آثار کلاسیک ادبی مشهور جهان، پرخواننده ترین کتاب ها هستند. البته هر کسی به حسب ذوق و سلیقه ی خود از این کتاب ها بهره می گیرد. مربی و کارشناس آموزشی نباید به روساخت داستان اکتفا کند بلکه باید به جنبه های ژرف ساخت داستان بپردازد. یعنی تا می تواند ذهن خود را به لایه های پنهان و حرف های ناگفته ی مؤلف معطوف کند. به این که چه بخشی از داستان با زندگی واقعی نویسنده مرتبط است و چه اندازه از آرزوهایش سخن گفته است و چه قدر به خیال پردازی خود مدیون است. این سه عامل گاه چنان در یک اثر تنیده شده که شما نمی توانید آنها را از هم تفکیک کنید.
صادق هدایت در کتاب «بوف کور» به عنوان اولین رمان مدرن به زبان فارسی، چه زیبا در هم تنیدگی خیال و واقعیت را به رخ می کشد. یا ژوزه ساراماگو چگونه در کتاب «کوری» به نقد جامعه ی مدرن می پردازد یا این که جورج اورول در «قلعه حیوانات» با چه زیرکی از حکومت رأس ها سخن می گوید. ویلیام شکسپیر چگونه به افشاگری پشت صحنه های حاکمان می پردازد. داستایفسکی با چه ترفندی ضمیر درون شخصیت های داستان «برادران کارامازوف» را آشکار می سازد. یا موراکامی با چه ظرافتی در «کافکا در کرانه» و «بعد از تاریکی» آرزوهای جوانان ژاپنی را طرح می کند.
گاه یک نویسنده کتابی را می نویسد و مطلبی را می گوید تا خاطره پوشانی کند یعنی از یک حادثه ی کوچک پرده برداری می کند تا یک ماجرای مهم و اصلی را بپوشاند. حالا اگر شما بتوانید این شگردها را در داستان ها و قصه ها کشف و شناسایی کنید و بعد در قصه ی برساخته ی خودتان به کار گیرید بیانگر این معنا است که شما یک کارشناس زبده و ماهری هستید که توانسته اید به لایه های زیرین قصه ها پی ببرید و مطمئن باشید هر چه در ضمیر شما کشف و ضبط می شود ناخواسته در ذهن و زبان مخاطب شما هم رخ می دهد. یعنی او هم کنجکاوی و سماجت شما را درمی یابد و سعی می کند خود در جستجوی زندگی بامعنا باشد.
------------------------------------------
1- از دریچه نقد ج 4 ص 2713
2- قصهگویی، اهمیت و راه و رسم آن ص 23
3- آقای پروست ص 177
4- همان ص 212
5- در جستجوی زمان از دست رفته ج 1 ص 109
6- معنا شناسی سفر در سه اثر- محسن هجری (کتاب ماه کودک و نوجوان – اسفند ماه 1382 ص 47 تا 53)
7- شازده کوچولو، آنتون دو سنت اگزوپری، ترجمه ابوالحسن نجفی. لازم به ذکر است این کتاب در ایران ترجمه های بسیاری به خود دیده است که از آن جمله می توان به ترجمه ی محمد قاضی، احمد شاملو و مصطفی رحماندوست اشاره کرد. ولی ابوالحسن نجفی در سال 1382 در نشستی با عنوان نقد کتاب های غیرتخیلی با بیان این که زبان کتاب شازده کوچولو زبان معیار است و اصلا ادبی نیست با تأکید بر ادیبانه بودن ترجمه ی قاضی گفت: ترجمه ی شاملو افراط قاضی را به تفریط می کشاند و برای این که کتاب از حالت ادیبانه خارج شود لحن را عامیانه می کند. عامیانه هایی که بعضا کاملا بی جا و بی معناست. درباره ی ترجمه ی نجفی به مقاله ی کارنامه ی نجفی، هومن عباس پور، مهرنامه شماره ی 46 ص 263 به بعد مراجعه نمایید.
8- جاناتان مرغ دریایی، ریچارد باخ، ترجمه ی لادن جهانسوز، انتشارات بهجت- لازم به ذکر است که این عنوان نباید با کتاب مرغ دریایی، آنتوان چخوف با ترجمه ی کامران فانی اشتباه گرفته شود.