زن زشت**
زن زشت
مادری به پسرش تشر زد که زن زشتی گرفته ای. پسر در پاسخ گفت: مگر دختران زشت نباید ازدواج کنند. فکر نکنید این دیالوگ را از یک کتاب رمان نقل قول می کنم بلکه این را از زبان مادر و پسری در ایام عید نوروز شنیدم. و اکنون می خواهم تحلیلی کوتاه در باره ی آن ارائه دهم.
این پاسخ پیش از آن که عاشقانه باشد، عاقلانه است. سیمای یک زن باید در چشم همسرش خوش بیاید نه دیگری حتی مادر. شاید در دل جوان این جمله هم گذشته باشد که اگر برای تو زشت می نماید، برای من زیباست.
نکته ی دیگر این که ملاک ازدواج زشت و زیبایی همسر نیست بلکه احساس همزبانی و همدلی است که در نهایت منجر به زیبا دیدن طرف مقابل می گردد. و شاید هم پشت این سخن نوعی ایثار نهفته باشد و او به رغم زشتی دختر به ازدواج با او تن داده است. از این موارد زیاد یافت می شود که دختری مورد توجه فامیل نیست اما در دل شوهرش می نشیند. یا چنان که برخی با بیوه برادرشان پس از مرگ او ازدواج می کنند.
البته این تحلیل ها ربطی به جایگاه زنان و یا تحسین و تحقیر آنان ندارد. بلکه حکایت این معناست که هنوز هم هستند جوانانی که گونه ای دیگر می اندیشند و از هنجارهای زمانه تبعیت نمی کنند و من چقدر این جوانان را دوست دارم و حافظانه سر می دهم
به خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم