شکل جدید ازدواج

ما دختران خود را شرطی می کنیم تا آرزوی ازدواج را از کودکی در سر بپرورانند و تمام نابرابری ها و عدم توازن ها از همین جا شروع می شود. دختران به عنوان زنانی بزرگ می شوند که ذهن آنها از پیش درگیر ازدواج شده است. پسران به عنوان مردانی بزرگ می شوند که اندیشه ی ازدواج را در سر ندارند. همان زنان با همین مردان ازدواج می کنند. رابطه از همان روز اول نامتوازن است.(مانفیست یک فمنیست ص 30)

مقدمه

سعدیه زاهدی پاکستانی، سرپرست آموزش، جنسیت و کار در کمیته ی اجرایی مجمع جهانی اقتصاد، کتابی دارد به نام «50 میلیون زن، جهان اسلام را تغییر می دهند» که توسط منصوره موسوی و سمیه سعادتمند ترجمه شده است. خانم زاهدی می گوید: من تصمیم گرفتم این کتاب را بنویسم زیرا آمارها نشان می دهند که تغییر فوق العاده ای در حال رخ دادن است.(ص 76) گسترش همزمان آموزش و پرورش دختران در دهه های اخیر، این اطمینان را ایجاد کرده است که میلیون ها زن مهارت های مورد نیاز برای دستیابی به این فرصت های جدید و خلق موارد جدید را کسب کرده اند.(ص 94)

معرفی کتاب

وی در این کتاب با 200 نفر از مردان و زنان روشنفکر و کارآفرین در سی کشور اسلامی به گفت و گو پرداخته است و بر اساس آمار معتقد است اکنون 50 میلیون زن مسلمان به کار و ابتکار اشتغال دارند. کتاب خود را در یک پیش گفتار و هفت فصل و سخن پایانی مرتب کرده است. وی در هر فصلی نقش زنان شاغل در ایجاد استقلال فکری و مالی را یادآور می شود. تلاش او برای بازسازی فکری زنان مسلمان در گسترش زن باوری و درک برابری جنسیتی در جهان معاصر است. او می گوید: کاهش نرخ باروری در جهان اسلام که نشان دهنده ی کاهش در بسیاری از بازارهای در حال رشد است، منجر به افزایش زنان در نیروی کار شده است.(ص 94) چنان که یکی از بزرگترین نیروهای شکل دهنده ی اقتصاد غرب در نیمه ی قرن اخیر، افزایش مداوم زنان شاغل است.(ص 101)

موضوعات کتاب

فصل اول: پیشگامان آموزش در باره ی زنان پاکستان، فصل دوم: پیشگامان بازار کار، فصل سوم: سرزمین های ناشناخته، فصل چهارم: فُستانی، یک سرزمین دیجیتالی در مورد زنان مصری، فصل پنجم: شکل جدید ازدواج و فصل ششم: کسب و کار در خط مقدم در باره ی زنان عربستان است و آخرین فصل کتاب هم با عنوان وزیران و متشرعین در باره ی زنان ترکیه بحث می کند. وی در فصل دوم می نویسد: اقتصاددانان سراسر دنیا آموزش دختران را یکی از مهم ترین سرمایه گذاری با بالاترین نرخ برگشت سرمایه برای کشورها می دانند. بخشی از بازگشت این سرمایه از طریق تأثیر فزاینده ی آن بر سلامتی و تحصیلات نسل آینده ایجاد می شود.(ص 101) کار مناسب به افراد ارزش، خودباوری و حس مشارکت و همکاری با جامعه شان را می دهد که از رضایت ناشی از مادر بودن- یا پدر بودن- و پرورش نسل آینده متفاوت است. در واقع کار با وظایف پدری و مادری در می آمیزد و باعث ایجاد چرخه ی بهبود برای نسل بعدی می شود.(ص 103)

فصل سوم

در فصل سوم می نویسد: هر چند با وجود هنجارهای جدید، نگرش های سنتی مقاومت می کنند. در نظر سنجی اخیر مؤسسه ی گالوپ و سازمان بین المللی کار، از مردم سراسر جهان(زنان و مردان) پرسیده شده آیا ترجیح می دهند زنان شغلی داشته باشند که دارای درآمد باشد یا در خانه بمانند و از خانواده مراقبت کنند و کارهای خانه را انجام دهند یا هر دو کار را برعهده بگیرند؟ .. بیش از 50 درصد مردان و بیش از 60 درصد زنان معتقد بودند که زنان باید کار کنند یا هم کار کنند و هم خانه را مدیریت کنند.(ص 108) در بیشتر جوامع مسلمان، شوهران اقتدار بیشتری نسبت به زنها دارند و پدران در ساختار اجتماعی خانواده نسبت به مردان اقتدار بیشتری به فرزندان دارند.(ص 118)

فصل هفتم

در فصل پایانی می گوید: در جوامعی که نقش زنان به عنوان مادر و پرستار{مراقب} نسبت به نقش آنان به عنوان نیروی کار و نان آور از اهمیت بیشتری برخوردار است مواضع مشابه بسیاری برای زنان وجود دارد.(ص 263) رهبران مذهبی نیازمند روایتی بهتر برای زنان شاغل هستند تا خود را به تغییراتی که در حال انجام هستند برسانند.(ص 271) حضور زنان در شوراها، نظر روستائیان در باره ی اثربخشی رهبری زنان تغییر داده است.. دختران نیز آرزوهایشان را ارتقا بخشیده اند.(ص 275) در هفت کشور با اکثریت مسلمان، نُه زن جزو سران حکومت هستند. شیخ حسینه(نخست وزیر بنگلادش) و خالده ضیا(دوبار به عنوان نخست وزیر این کشور خدمت کرده است) بی نظیر بوتو (دوبار نخست وزیر پاکستان بوده است) مگاواتی سوکارنوپوتری(رئیس جمهور اندونزی بوده است) رزا اوتونبایوا(رئیس جمهور قرقیزستان بود) مام مادیور بوئه و آمیناتا توره(نخست وزیران سنگال بوده اند) و در نهایت، تانسو چیللر که نخست وزیر ترکیه بود.(ص 276)

در رابطه با حضور زنان در مجلس، در میان سی کشوری که در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اند، الجزایر، سودان و تونس سه کشوری هستند که در آستانه ی سی درصد عبور کرده اند.(ص 278) جایگاه وزارت نیز به دلیل در معرض دید بودن و قدرتمند فرض شدن این جایگاه در رسانه ها و بحث های عمومی، یک «تاثیر الگوی نقش» ایجاد می کند.(ص 279) مالی تنها کشوری است که در میان همه ی کشورهای با اکثریت مسلمان رئیس قوه ی قضائیه اش زن است در قرقیزستان 45 درصد زنان در دادگاه ها قضاوت می کنند. در الجزایر، آذربایجان و کوزوو 22 درصد حضور دارند. ولی در سیزده کشور از جمله ایران، عراق، اردن، مراکش، ترکیه، قطر و یمن هیچ زنی در دادگاه نیست.(ص 279)

فصل پنجم

هر چند تمام فصول کتاب خواندنی است اما در این مقال فقط فصل پنجم برجسته می شود تا خواننده ی عزیز دریابد که تحولات سیاسی و فرهنگی جهان، چگونه وجوه اشتراکی را در سرزمین های اسلامی رقم زده است. در این فصل خانم زاهدی به شهر دمّام عربستان سفر کرده است و نظرات چند نفر از زنان آن سامان اعم از مجرد و متأهل که کارآفرین و صاحب اندیشه اند؛ انعکاس داده است.

عربستان به عنوان کشوری سنتی که زادگاه و پایگاه پیامبر اسلام(ص) محسوب می شود و در طول تاریخ، سنت های دیرپای آن کمتر خدشه پذیر بوده اند؛ در دنیای جدید می رود تا چهره ی متفاوتی از خود به نمایش بگذارد و بخش وسیعی از آداب و رسوم گذشته را به فراموشی بسپارد. در اظهار نظرهایی که از سوی طرف های مورد مذاکره نویسنده ی کتاب صورت گرفته است؛ ما متوجه می شویم تحولات شگرفی درحوزه های اجتماعی و فرهنگی عربستان در حال وقوع است که از پوست انداختن آن جامعه خبر می دهد. گویا این بار عربستان است که شاهد دگرگونی نسلی است و دارد جای مصر گذشته را پُر می کند. هر چند این حرکات فکری و تغییرات اجتماعی پیش از این در کشورهای حوزه ی خلیج فارس شروع شده بود اما اکنون مسئولان عربستان تصمیم گرفته اند برای عقب نیافتادن از کاروان پیشرفت، آزادی هایی را برای زنان خود رقم بزنند. البته تردیدی نیست که تحولات سیاسی در منطقه نیز مزید بر این علت هاست. به هر حال، هر چه هست امری مبارک و قابل ستایش در حال رخ دادن است. تا آنجا که عرب های به ظاهر سوسمارخوار اکنون گوی سبقت از ما هم ربوده اند.

عشق برنامه ریزی شده

سال 2003، دولت عربستان سعودی یک کمپین آموزشی برای اطلاع رسانی به افرادی که قصد ازدواج با فامیل و خویشاوندان را داشتند به راه انداخت تا در مورد خطر نقایص ژنتیکی ازدواج فامیلی اطلاع رسانی کند.(ص 177) نرخ این ازدواج ها در ایران و عربستان کمتر از 40 درصد است در پاکستان این نرخ بالای 60 درصد است، در ترکیه این نرخ حدود 21 درصد و در سودان حدود 50 درصد است.(ص 178)

ازدواج های فامیلی اغلب نتیجه ی عوامل اجتماعی و اقتصادی بود. این نوع ازدواج ها سبب می شد ثروت خانوادگی در داخل خانواده باقی بماند... امروزه جوانان تحصیل کرده خارج از چارچوب خانواده و با روش های دیگری یکدیگر را ملاقات می کنند. اصول اقتصادی ازدواج تغییری نکرده است- همچنان افراد شبیه به هم با هم ازدواج می کنند- اما حیطه ی انتخاب خاستگاه خانوادگی به افرادی در همان طبقه ی اجتماعی-اقتصادی گسترش یافته است.(ص 178)

امروزه فقط یک درصد از ازدواج های افراد تحصیل کرده ی متعلق به نسل هزاره کاملا با دخالت والدین شان صورت می گیرد.(ص 179) در شکل جدید ازدواج، شاخص های جدیدی برای تشخیص مطلوبیت وجود دارد. مردان تحصیل کرده ی نسل هزاره می خواهند با زنان تحصیل کرده ی این نسل ازدواج کنند و برعکس.(ص 180)

تابوهای کهنه، تابوهای نو

تغییراتی که تحصیلات، کار، ازدواج و هنجارهای جدید را زیر و رو کرده، یکی از کهنه ترین شیوه های ازدواج در جهان اسلام یعنی چندزنی را بین جوانان تحصیل کرده ی شهری طبقه ی متوسط در عربستان سعود از بین برده است. (ص 181) بیشتر مردان طبقه ی متوسط از عهده ی مخارج زن دوم برنمی آیند... این به دلیل ارزش های جدیدی است که مردان و زنان آن را پذیرفته اند. مردانی که اکنون عشق و پایبندی را فراتر از مناسبت های مالی گذشته در نظر دارند، کمتر احتمال دارد که بعد از چند سال، چندزنی را انتخاب کنند...حتی اگر امروزه مردها بخواهند همانند گذشته باشند، ازدواج چندزنی آنها طولانی مدت نخواهد بود، زیرا زنها آن را نمی پذیرند. زن ها ترجیح می دهند طلاق بگیرند تا این که مجبور باشند شوهرشان را با دیگری شریک باشند.(ص 181) موافقت زن اول با ازدواج دوم فقط زمانی اتفاق می افتاد که دو همسر در دو کشور مختلف بودند. بین مردان این امری غیر عادی نبود که خانواده ی اصلی شان را در عربستان با یک زن سنتی تر داشته باشند و زن دوم، اجتماعی تر را در شهرهایی مثل دبی، لندن یا نیویورک داشته باشند.(ص 183)

زنان مجرد

انتظارات فرهنگی از یک زن متآهل خیلی بالاست. این امر مانعی در راه پیشرفت زنان به خصوص موقعیت شغلی آنان است. مجرد بودن به معنای آزادی بیشتر است... نسل جدید عربستانی انتخاب های مشابهی دارند. تخمین ها نشان می دهند که حدود نیمی از زنان بالای سی سال مجرد هستند و محافظه کارانی را که نگرانند «از سن ازدواج آنها بگذرد» مشوش کرده اند.(ص 184) مردان بلندپرواز زنانی را ترجیح می دهند که بلندپرواز نباشند. مردانی که بلندپرواز نیستند، زنان بلندپرواز می خواهند- احتمالا آنها فکر می کنند این زنها آنها را کامل می کند، اما این ازدواج درستی به نظر نمی رسد. (ص 185)

طلاق

آمار رسمی در عربستان سعودی نشان می دهد که نرخ طلاق در استان های شرقی 7/36 است. در ریاض، نرخ طلاق کمی بیش از سی درصد است. اگرچه کسی قادر نیست منبع این آمار را تأیید کند اما بسیاری از سعودی ها آمار بالاتری را نقل می کنند. 50 درصد همه ی ازدواج ها به طلاق می انجامد. نرخی معادل نرخ طلاق در ایالات متحده(ص 186)

دلایل زیادی برای این نرخ های نسبتا بالای طلاق ذکر می شود. برخی می گویند که جوانان به درخواست والدین خود خیلی سریع ازدواج می کنند و درکی از ازدواج ندارند و برای ازدواج آماده نمی شوند. احتمالا این نظر درست است، زیرا 60 درصد طلاق ها در سال اول ازدواج اتفاق می افتند. محافظه کاران اجتماعی در عربستان سعودی- و بسیاری نیز در آمریکا- تأثیرات اجتماعی تحصیلات، اشتغال و درآمد زنان را عامل اصلی طلاق یا حداقل دلیلی برای ایجاد تردید در این مورد نمی دانند. از نظر آنان بلندپروازی زیاد زنان در ازدواج دردسرساز می شود. برخی دیگر برخلاف این نظر می اندیشند: وقتی زنان بسیار زیادی، بلندپروازی های حرفه ای شان را قربانی می کنند، به افزایش نرخ طلاق منجر می شود.(ص 187)

از آنجایی که والدین شان الگوهای خیلی متفاوتی برای ازدواج داشته اند، آنها هرگز رابطه ی عاشقانه ای را در خانه هایشان ندیده اند، بنابراین به خاطر ایده آل گرایی در عشق انتظارات آنها از ازدواج بالاست... برای بسیاری از زنان کم درآمد، طلاق هنوز آسیب پذیری اقتصادی و سرزنش های اجتماعی را به همراه دارد، به ویژه کسانی که از خانواده شان حمایت اقتصادی و عاطفی دریافت نمی کنند.(ص 178)

نرخ طلاق در سایر کشورهای حوزه ی خلیج فارس به خصوص امارات متحده ی عربی افزایش یافته است. یک مقام ارشد اماراتی به من گفت: «ما در حال ایجاد یک کسب و کار در مورد طلاق هستیم» اکنون به جای پنهان کردن طلاق، جشن های طلاق وجود دارد که زندگی پس از طلاق را جشن می گیرند. به ویژه در بین زنان ثروتمندی که در دهه های بیست و سی زندگی شان هستند، طلاق به نمادی از قدرت تبدیل شده است.(ص 189)

مزیت مدرک تحصیلی

در سراسر جهان اسلام تصمیم گیری نسل هزاره ی تحصیل کرده برای ازدواج، طلاق و مجرد بودن با والدین شان متفاوت است. شاید قابل رؤیت ترین نشانه های این تغییر، مزیتی است که تحصیلات در انتخاب همسر ایجاد کرده است.(ص 190)

در گذشته خانواده ها نمی خواستند که عروس شان تحصیل کرده باشد... اکنون به ویژه در خانواده های شهری، داشتن عروس تحصیل کرده نشانه ی اعتبار و روشنفکری است و بسیاری از خانواده ها دریافته اند که نوه هایشان با داشتن مادری تحصیل کرده آینده ی روشن تری خواهند داشت.(ص 191) زنان تحصیل کرده تر، مردان تحصیل کرده تر و پردرآمدتر را جذب می کنند. ارزش مدرک ارتباط نزدیکی با گزینش همسر دارد.(ص 193)