شادای شُبیر(عاشقان حسین)7
شادای شُبیر(عاشقان حسین)
عاشورا در تابستان(7)
در فصل نهم به مراسم عاشورایی اشاره می کند که هر سال در مناطق روستایی لداخ رخ می دهد و به آن یوم اسد یا محرم دوم می گویند. وجه تسمیه آن این است که در برج اسد زمانی بین 21 جولای تا 21 اگوست برگزار می شود.(ص 321) تمام عالمانی که در روستا دیدم می دانستند که یوم اسد عمدتا منحصر به لداخ است. آنها می گفتند در دیگر قسمت های جهان تشیع، مثل ایران و جنوب عراق و لبنان، هیچ وقت محرم دوم نمی گیرند.(ص 330)
هر ساله در روستاهای بخش له، نه یکی که چهار مراسم اسد برگزار می شود. در چهار یکشنبه ی متوالی برج اسد. سنتا دو مناسک اول اسد را در چوشوت یوقما(سفلا) و در آخر هفته های بعدی در چوشوت گوما(علیا)، فیانگ و تیکسه. قطع نظر از این که مراسم در کجا برگزار می شود، نظام مراسم در این مراسم تابستانه به طور کلی یکسان است. مجلس یا تجمع سوگواری در شام شنبه می گیرند. در صبح یکشنبه، مجلسی دیگر و طولانی تر آغاز می شود که شامل چند خطبه و اجرای نوحه است.(ص 332)
اتفاقا در یکی از مراسم از دیوید پینالت دعوت به سخنرانی می شود و در جمع عزاداران چوشوت یوقما به زبان اردو صحبت می کند. موضوع منتخبم این بود: مشابهت قربان حضرت امام حسین، فداکاری امام حسین(ع) و فداکاری عیسی مسیح، با تأکید بر لزوم این که مسلمانان و مسیحیان از دین یکدیگر بیاموزند. آیاتی از قرآن، تکه هایی از شعر فارسی و مقالاتی از متفکر ایرانی علی شریعتی استفاده کردم.(ص 346)
مؤلف در آخرین فصل از کتاب به بازخورد کلاس های شیعه شناسی خود در آمریکا می پردازد و می گوید: هدف من مسلمان شدن نیست، حداقل از لحاظ تغییر اسم دینم، اما امیدوارم که مطالعاتم در باره ی اسلام من را تبدیل به آدمی بهتر و مسیحی ای بهتر کرده باشد.(ص 258) دانشجویان شیعه ام به نوبه ی خود فهمیدند برای صحبت هوشمندانه در باره ی آیین هایی که با آنها بزرگ شده اند، اما نصفه و نیمه درکش کرده اند، باید در اجتماع خودشان دست به کار میدانی مردم شناسانه بزنند.(ص 364)
من باور دارم که تشیع بینش های متمایزی برای عرضه به گفت و گوی های دینی دارد، بینش هایی که با الهیات رنج آن پیوند دارد.... برای فهم این نگاه لازم است دیدگاه شریعتی در باره ی نبرد کربلا را مطالعه کنیم او می گوید: عاشورا واقعه ای یک روز و نیمه نیست. این مسئله ابدیت تاریخ است.(ص 369)
تشیع با واقعیت وجودی رنج چهره به چهره می شود و آن را از پوچی نجات می دهد. تشیع با شناساندن نمونه ی برجسته ی زجر دیدن، یعنی شهادت حسین در کربلا و بیان آن به زبان شهادت و فداکاری داوطلبانه، رنج را تحمل پذیر می کند. نمادسازان شیعه این ماتریس توصیفی را گسترش داده اند و نمونه های دیگری از بی گناهان برحق را از هابیل گرفته تا ابراهیم، از مسیح تا محمد(ص) و خاندانش در آن جا داده اند. به صورتی که کل تاریخ را فهم پذیر می کند.(ص 371)