تفسیر عرفانی

همواره در این اندیشه‌ام که تلقّی عارفان از آیات قرآنی متفاوت از مفسّرانی بوده است که در طول تاریخ به تفسیر آیات الهی همت گماشته‌اند. اما این نگاه تا حدودی پنهان مانده است. تلاش در جهت احیاء این رویکرد می‌تواند ما را از تک محوری در عرصه‌ی قرآن پژوهی نجات بخشد و اندیشه‌ی ما را به بازنگری تفسیری سوق دهد.

به عنوان نمونه در مقدمه‌ی کتاب «روضة الشهداء» اثر ملاحسین واعظ کاشفی با اشاره به آیه‌ی 155 بقره آمده است. آزمایش الهی به چند نوع در آیه واقع شده بشی من الخوف... به چیزی از ترس که آن خوف الهی باشد یا بیم دشمنان و الجوع... و به گرسنگی که آن قحط است یا تنگی یا روزه داشتن و نقص من الاموال... و نقصان بعضی از مال‌ها به تاراج حادثات یا اخراج زکات و صدقات و الانفس... به نقصان در نفس‌ها که آن بیماری باشد و ضعف و عجز یا احتیاج و بینوایی و الثمرات البقره 155؛ و به نقصان میوه‌ها و تلف شدن محصولات به آفات ارضی و سماوی یا مرگ فرزندان که میوه‌ی باغ دل‌اند و روشنی چراغ بصر و ثمره‌ی نهال پدر و مادر و بشّر الصابرین... و بشارت دِه صبرکنندگان را که در این بلیّات طریقه‌ی شکیبایی پیش آرند و مرسوم جزع و فزع و شکایت فرو گذارند.(ص 92)

یا اسپینوزا در کتاب «رساله الهی سیاسی» خود در مورد خوردن میوه‌ی ممنوعه توسط آدم می‌نویسد: به نظر می‌رسد که معنایش این است که خدا به آدم دستور می‌دهد که نیک را به خاطر نیکویی اش بطلبد و نه به خاطر تضادش با آنچه بد است. که یعنی خیر را به خاطر دوست داشتن خیر بخواهد نه به خاطر ترس از عذاب.(ص 183)