دنیا و دنیا گرایی از دیدگاه علی( ع )
دنیا و دنیا گرایی از دیدگاه علی( ع )
دنیا گرایی و توجه به دنیا مقابل زهد گرایی است. تردیدی نیست که علی(ع) از هر معصوم دیگری شدیدا جامعه خود را از دنیاگرایی برحذر می دارد به گونه ای که بخش وسیعی از کلمات حضرت و مواعظه و خطبه های آن امام در نهج البلاغه در وصف دنیا ودنیاگرایی و پرهیز از غرور و فریب دنیا و فناپذیری و ناپایداری و بی وفایی و لغزانندگی آن و خطرات ناشی از تجمع مال و ثروت و وفور نعمت و سرگرمی به آنهاست. فلسفه این گونه تحذیر ومنع ها از جانب مولا نشانگر وضعیت خاص جامعه اوست. به گونه ای که پس از فتوحات بزرگی که نصیب مسلمانان شده بود، ثروت فراوان به جهان اسلام سرازیر شد. این ثروت به جای مصرف عمومی غالباً در اختیار افراد و شخصیت ها قرار گرفت و دولتمردان با استفاده از رانت های اقتصادی به تجمع ثروت پرداختند. این مسأله در زمان عثمان به اوج خود رسید به طوری که به قول مسعودی در مروج الذهب عثمان بسیار بخشنده بود و حاتم بخشی می کرد و کسانی چون طلحه و زبیر که در حکومت سهمی داشتند به ساختن بناهای بلند پرداختند. طلحه از سرمایه ای که در عراق داشت روزانه هزار دینار سود می گرفت.
در خطبه ۱۲۹ اوضاع زمانه ی خود را این گونه وصف می کند. بندگان خدا شما و آنچه از این دنیا آرزومندید، مهمانانی هستید که مدتی معیّنی برای شما قرار داده شده در روزگاری هستید که خوبی به آن پشت کرده و می گذرد و بدی به آن روی آورده، به پیش می تازد و طمع شیطان در هلاک مردم بیشتر می گردد. هم اکنون روزگاری است که ساز و برگ شیطان تقویت شده، نیرنگ و فریب همگانی، به دست آوردن شکار برای او آسان است. به هر سوی خواهی نگاه کن! آیا جز فقیری می بینی که با فقر دست و پنجه نرم می کند؟ یا ثروتمندی که نعمت خدارا کفران کرده و با بخل ورزیدن دراداء حقوق، الهی ثروت فراوانی گرد آورده است؟ یا سرکشی که گوش آواز شنیدن پند و اندرزها کر است.
۲- آنچه علی(ع) را به مذمت دنیا واداشته است و بالاترین نکوهش ها را برای دنیاگرایی روا داشته وضع خاص جامعه اوست که پس از رسول خدا آنها را آن گونه به سمت مال پرستی و ثروت اندوزی کشانده است که شکاف طبقاتی را بسیار کرده است عده ای در فقر غوطه می خورند و پاره ای در ثروت شناور وقتی ثروت به عنوان یک پدیده اقتصادی در دست عده ی خاص برای مطامع فردی و افزون خواهی در چرخش است عدالت جایگاه خود را نمی یابد و گم می شود. و على(ع) سخت به این گرایش حمله می کند و مردم را از دنیا طلبی و فزون خواهی برحذر می دارد. تعبیر حضرت از این نگرش جامعه شکر نعمت است یعنی مستی ناشی از رفاه که موجب بلای انتقام می شود.
حضرت در قسمتی از خطبه (۱۵۱) نهج البلاغه می فرماید: ثم انكم معشر العرب اغراض بلایا قد اقتربت فاتقوا سكرات النعمة واحذر وابوائق النعمة. خطاب به اهل کوفه می گوید: شما ای مردم عرب هدف تیرهای بلا هستید که نزدیک است از مستی های نعمت بپرهیزید و از سختی های عذاب الہی بترسید و بگریزید و درفتنه های در هم پیچیده، به هنگام پیدایش نوزاد فتنه ها و آشکار شدن باطن آنها و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن با آگاهی قدم بردارید.
در خطبه (۱۸۷) که پس از جنگ نهروان و در سال ۳۸ هجری در کوفه ایراد شد، این گونه حوادث آینده را برای مردم بازگومی کند. در بخشی از این خطبه می فرماید: ذاك حيث تسكرون من غير شراب بل من النعمه والنعيم. آینده ی وخیم مسلمین را چنین پیشگویی می کند. آن وضع در هنگامی است که شما مست می گردید اما نه از باده بلکه از نعمت و رفاه آری سرازیر شدن نعمت های بی حساب به سوی جهان اسلام و تقسیم غیرعادلانه ثروت و تبعیض های ناروا جامعه ی اسلامی را دچار بیماری مزمن دنیازدگی و رفاه زدگی کرد. علی(ع) با این جریان که خطر عظیمی برای جهان اسلام بود و دنباله اش کشیده شد مبارزه کرد. هنگامی که به خلافت رسید در صدر برنامه اش مبارزه با ناهنجاری ها بود.
۳- دنیا هدف نیست وسیله است. مقدمتاً باید گفت: در مکتب اسلام نظام آفرینش کامل ترین و زیباترین نظام است و رابطه ی انسان با جهان دنیا و طبیعت رابطه ی زندانی و زندان نیست بلکه از نوع رابطه کشاورز ومزرعه و مدرسه و تربیت است. جایگاه تکاملی انسان است. البته در جهان هستی نه فقط یک جذب و آنچه در بین پدیده و انسان برقرار است بلکه همه موجودات در این حوزه به کشش و کوشش مشغولند ولی فقط انسان است که به این میل ها آگاه است. پس رابط ی بین انسان و دنیا ممدوح است نه مذموم پس چراعلی(ع) در نهج البلاغه پیرامون کسی که دنیا را مذمت می کرد، ملامت و به اشتباهش آگاه نمود و با تعابیری چون الدنيا متجر اولیاء الله مسجد احياء الله دنیا را ستود. چون این خصیصه ی انسانی است که به دنبال یک هدف مطلوب و کمال نهایی است و اگر خوب رهبری نشود همین جهان را به عنوان هدف گرفته و ارتباط به وابستگی و تعمق تغییر شکل می دهد و همین وابستگی است که اورابه اسارت خواهد کشید و مذمت دنیابرای این وجه از دنیاست. آفت و بیماری مزمنی که برای آدمی خطرات را ایجاد می کند جهان کمال مطلوب انسانی نیست به دو علت زیرا در جهان بینی اسلامی جهان ابدی و جاویدان در دنبال این جهان می آید که سعادت و شقاوت محصول کارهای نیک و بد او در این جهان است ثانیاً مقام انسان و ارزش های عالی انسان برتر و بالاتر از این است که خویشتن را بسته و اسیر و برده مادیات این جهان نماید. این است که حضرت علی(ع) مکرر به این مطلب اشاره می کند که دنیا خوب جایی است اما برای کسی که بداند اینجا قرارگاه دائمی نیست گذرگاه و منزلگاه اواست در خطبه ۲۰۳ چنین می فرماید: ایهاالناس انما الدنيا دار مجاز والاخره دار قرار فخذوا من ممركم لمقركم. ای مردم دنیا سرای گذرا و آخرت خانه ی جاویدان است پس از گذرگاه خویش برای سرمنزل جاودانه توشه بر گیرید و پرده های خود را در نزد کسی که بر اسرار شما آگاه است پاره نکنید. نافرمانی و گناه نکنید پیش از آنکه بدن های شما از دنیا خارج گردد دل هایتان را خارج کنید، شما را در دنیا آزموده اند و برای غیر دنیا آفریده اند کسی که بمیرد مردم خواهند گفت چه باقی گذاشت اما فرشتگان می گویند چه پیش فرستاد خدا پدرانتان را بیامرزد، مقداری از ثروت خود را جلوتر بفرستید تا در نزد خدا باقی ماند و همه را برای وارثان مگذارید که پاسخگویی آن بر شما واجب نیست.
از تعمق در قرآن و نهج البلاغه و سایر سخنان پیشوایان دین روشن می شود که اسلام ارزش جهان را پایین نیاورده است. ارزش انسان را بالا برده است. اسلام جهان را برای انسان می خواهد نه انسان را برای جهان، هدف اسلام احیای ارزش های انسان است نه بی اعتبار کردن ارزش های جهان.
میان خواستن خدا حرکت به سوی خدا تعلق و وابستگی به خدا، بندگی خدا تسلیم به خدا با هر خواستن دیگر و حرکت دیگر و وابستگی دیگر و عشق و بندگی و تسلیم دیگر تفاوت از زمین تا آسمان است. بندگی خدابندگی ای است که عین آزادی است تنها تعلق و وابستگی ای است که توقف و انجماد نیست، تنها غیرپرستی است که از خود بی خود شدن و با خود بیگانه شدن نیست. چرا؟ زیرا او کمال هر موجود مقصد و مقصودی فطری همه موجودات است. وان الی ربک المنتهى()
٤- رابطه بین دنیا و آخرت: برخی معتقدند بین دنیا و آخرت تضاد وجود دارد و جمع میان آن دوامکان ندارد اما آیات و روایات جمع میان دنیا و آخرت را از نظر برخورد دارشدن ممکن دانسته ولی میان آن دو جمع از نظر ایده ال و هدف اعلی قرار گرفتن ناممکن است. برخورداری از دنیا مستلزم محرومیت از آخرت نیست. آنچه مستلزم محرومیت از آخرت است یک سلسله گناهان زندگی بر باد ده است نه برخورداری از یک زندگی سالم مرفه و متنمم به نعمت های پاکیزه و حلال خدا چنان که چیزهایی که موجب محرومیت از دنیاست تقوا وعمل صالح و ذخیره اخروی داشتن نیست یک سلسله عوامل دیگر است. بسیاری از پیامبران، امامان، صالحان از مؤمنین کمال برخورداری از نعمت های حلال دنیا داشته اند میان بی هدف قرار گرفتن آخرت و برخورداری از دنیا تضاد نیست.
عوامل کلی سقوط اخلاقی
در کتب اخلاقی سه عامل را به عنوان عوامل کلی سقوط اخلاقی برشمرده اند. که اولین آنها نفس اماره است که خودپنداری انسان است و در روایات و آیات ما را به مبارزه با آن ترغیب کرده اند و چون نفس دارای مراتبی است و پست ترین آن مرحله ی نفس اماره است باید برای ارتقاء شخصیت با آن به مبارزه پرداخت تا درجات بالای نفس نصیب انسان شود. یکی دیگر از عوامل سقوط اخلاقی شیطان است که از طریق نفس در انسان نفوذ کرده و موجبات فراموشی انسان و غفلت از خداوند را فراهم می کند. شیطان با آراستن زشتی ها و ترس نسبت به آینده و وعده های دروغین، نفس را از مسیر الهی منحرف می کند. عامل دیگری که سبب انحطاط اخلاق می شود دنیاست. البته نه به عنوان یک پدیده بلکه با توجه به رابطه ای که انسان با آن دارد. منظور از این رابطه برخورداری از نعمت های دنیوی نیست و حتی مراد رابطه ی فیزیکی انسان با فعل و انفعالاتی که به مقتضای قوانین جبری و تکوینی بین بدن انسان و دیگر پدیده های موجود در طبیعت دارد نیست بلکه منظور رابطه ی قلبی و روحی ما با دنیاست که باید تحت نظم بوده و از شکل خاص و کیفیت ویژه ای برخوردار باشد. نعمت ها و حتى زینت های دنیا را خداوند برای انسان آفریده و حتی انسان را به استفاده از آن ترغیب می کند. کلوا مما رزقناكم ، قل من حرم زينة التي اخرج لعباده () پس برداشت و بینش ما تعیین کننده است. علی (ع) در یک جمله ی کوتاه و پرمعنی درباره دنیا می فرماید: من ابصر بها بصرته ومن ابصر اليها اعمته مفادش آن است که بینش انسان نسبت به دنیا باید صحیح باشد.( خ / ۸۱ )
6- استفاده از مواهب دنیوی
در قرآن کریم واژه ی طیبات بیست بار تکرار شده و بیشتر آن واژه ها برای مؤمنان به کار رفته است یا ایها الذین آمنوا کلوا من طيبات ما رزقناكم واشكروالله ( بقره /۱۷۲) كلوا من طيبات ما رزقناكم ولا تطغوا فيه (طه/۸۱) یا خطاب به پیامبر آمده یاایهاالرسول كلوامن الطيبات واعملوا صالحاته (مؤمنون/ ۵۱) و گاه با زبان توبیخ تفکر منفی را مردود اعلام می دارد که مؤمنان نباید دارای مکنت و مسکنت باشند. یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طيبات ما احل الله لكم (مائده /۸۷) یا آیه شریفه : قل من حرم زينة الله التى اخرج لعباده الطيبات من الرزق قل هى للذين آمنوا في الحيوة الدنيا خالصة ه يوم القيامه ( اعراف/ ۲۳ ).
این آیات ترغیب به استفاده از مواهب دنیوی می کند اما آنها را همراه یک هدف بیان نموده است یعنی مواهب و نعمت های دنیوی جنبه ی مقدمی و وسیله ای دارند. چنان چه در آیه ای خطاب به پیامبر اسلام آمده است: واتبغ فيما اتاک الدار الاخرة ولا تنس نصيبك من الدنیا با آنچه خدایت داده سرای آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فرا موش مکن (قصص /77)
بنابراین، قدرت، عزت، ثروت، مکنت، شهرت و ریاست را باید دوست داشت ولی به عنوان ابزاری جهت انجام کارهای شایسته و خداپسند. یعنی دوست داشتن حیات دنیوی برای دست یابی به کمال اخروی نه فقط مذموم نیست بلکه یک ارزش و یک صفت ممدوح است این هنر بندگان خاص خداست که از دنیا برای عقبا کمک میگیرند و لوازم سعادت اخروی دارد دنیا کسب می کند.
7- وصف دنیا
حضرت علی(ع) در وصف دنیا خطبه ای کوتاه ولی پر معنادارد البته بیشتر خطبه های حضرت کوتاه است و شاید اشاره ای به این باشد که مردم را با موعظه های کوتاه به دین فراخوانید و از طولانی کردن سخن بپرهیزید. خطبه ۱۹۲ /قاصر ١٤ صفحه ). بلندترین خطبه خواندنش بیش از بیست دقیقه طول نمــــــــی کشد (خطبه/۱۹۲). برخی سخنان حضرت در نهج البلاغه زمانش به سی ثانیه هــم نمی رسد. البته شاید آنها توسط سیدرضی گلچین شده است ولی روی هم رفته حضرت از درازگویی پرهیز می نمود و این سیره عملی را باید پاس داشت. به هر حال در خطبه (۸۲) نهج البلاغه در وصف دنیا چنین فرموده است: مااصف من دار اولهاعناء وآخرهافناء فى هلالها حساب وفى حرامهاعقاب من استغنى فيها فتن ومن افترق فيها حزن ومن ساعاها فاتته به آن نرسید) ومن قعد عنها واتته رام وی (گردید و من ابصر بها بصرته ومن ابصر اليها اعمته) سیدرضی ذیل این جمله می گوید: اگر کسی دراین گفته امام نیک بیندیشد در آن از معنی عجیب و اندیشه ژرفنگر آن بیند که به نهایت آن نتوان رسید و ژرفای آن را نتوان دید به خصوص که با گفته او مقارن میشود که من ابصر الیها اعمته چه تفاوت بسیار با جمله اول دارد هر که به دیده عبرت به دنیا نگریست بینایش کرد پس دنیا را به فنا شناخت و دل از اوبرید و آخرت رابه بقا دانست و دل به او بست اما هر کس به نظر استقلالی و خریداری به آن نگریست کورش خواهد کرد. یعنی فنا وعیب هایش را نخواهد دید و به آن دل بسته و از سرای باقی غافل گشته چنین شخصی از بصیرت که دیدن حقیقت است محروم خواهد ماند.
8- دنیا گرایی بزرگترین مانع سلوک
مهمترین و بزرگترین مانعی که بر سر راه انسان سالک قرار دارد، تعلق به دنیاست. هر چه که ما را از خداوند دور و به غیر حق مشغول کند، دنیاست. بعضی به مال مشغول هستند و دنیای آنها مالشان است و بعضی به علم تکاثر در ارتباط با مال باشد یا علم دنیاست. انااکرمتک مالاً واغر تقراً () گاهی انسان رنج عبادت های زیادی را تحمل می کند نه برای رضای خدا بلکه برای این که بگوید: من زاهدترم. انسان سالک باید از تکاثر دنیا بپرهیزد و به کوثر آخرت دل ببندد تا مانع بزرگ سیروسلوک الـى الــله از سر راه او برداشته شود. حضرت علی(ع) هر شب پس از نماز عشاء و پیش از آن که نمازگزاران پراکنده شوند با صدای رسا می فرمود: تجحزوا رحكم اله فقد نودى فيكم بالرصيل واقلوا الوجه على الدنيا وانقلبوابه صالح ما بحضرتكم من الزاد. (خ/٢٠٤)
باز در کلامی دیگر فرمود: حریم قلب خود را از غبار دنیاگرایی پاک کنید و شیفته ی زندگی جاوید اخروی باشید. كونوا عن الدنيا نزاها والى الاخرة ولاها. ایہاالناس انما الدنیادار مجاز والاخره دار قرار فقدوا من عمركم لموتكم واتحتقوا استار كم عند من يعلم اسراركم واخر جوامن الدنيا قلوبكم من قبل ان تخرج منہاابدانکم فقیہا اضترتم ولغيرها خلقتم ان امرءاذا هلک مال الناس ماترک ها وقالت الملائكه ها قدم؟ الله آباوکم فقد مرا بعضكم يكن لكم قرضاولا تحقفوا كل فيكون قرضاً عليكم . ( خ / ۲۰۳ )
۹ نهی از افراط وتفریط
علابن زیاد حارثی از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) ساکن بصره بود و خانه ای با وسعت و شوکت داشت وقتی بیمارشد علی (ع) به عیادتش رفت چون دستگاه خانه اش رادید به او فرمود: ای علا چه می کنی؟ چنین خانه ای در دنیا در حالی که به چنین دستگاهی در سرای آخرت نیاز مندتری؟ آری اگر میخاهی برسی به خانه باوسعت در سرای آخرت باید مهمانی کنی در آن مهمانان راو در آن صلحه رحم کنی وحقوق شرعی را از آن ادانمایی و اگر چنین کنی این خانه وسیله آخرت تو شده است.
علا گفت یا امیرالمؤمنین به توشکایت می کنم از برادر عاصم بن زیاد فرمود: چه شده؟ گفت: گلیم پوشیده و از دنیا دست برداشته فرمود: او را بیاورید. چون آمد به فرمود: ای دشمن نفس خود، شیطان تو را شیفته و سرگردان کرده آیا براهل و فرزندت رحم نداری آیا گمان می بری که خداوند چیزهای پرک را حلال رسد و نخواهد که تو از آنها برگیری؟
عاصم گفت یا امیرالمؤمنین(ع) لباس خودت زبر و درشت و خوراکت غلیظ است و تو پیشوای مائی. دوست داشتیم از شما پیروی کنیم فرمود: وای بر تو! من مانند تو نیستم زیرا خداواجب کرده به کسی که امام به حق و سرور بر خلق است که به مانند تهی دستان ناتوانان زندگی کند. تا بر آنها زندگی ناگوار نباشد ( نهج البلاغه خ / ۲۰۹ )
۱۰- نتیجه پرداختن به کاردنیا
امیرالمؤمنین(ع) به بازار بصره وارد شد و به مردم نظر فرمود که همه سرگرم خود و فروش هستند.پس سخت گریست و فرمود: ای بندگان دنیا و کارگران اهل آن، چون در روز به سوگند در معاملات بسرمی برید و شب را در فراش می خوابید و در اثناء کارها و خواب از آخرت غافلید پس چه وقت توشه ی آخرت تدارک می کنید و در معاد خود اندیشه می کنید؟ مردی گفت: یا امیرالمؤمنین ناچاریم به تحصیل معاش. چه کنیم؟ حضرت فرمود: طلب معاش از راه حلال، آدمی را از کار آخرت بازنمی دارد و اگر بگویی ناچاریم از ذخیره و حقه کردن، معذور نیستی. مرد گریان شد و رفت امیرالمؤمنین(ع) فرمود برگرد تا بر تو روشن کنم آن مرد برگشت امام فرمود: بدان ای بنده خدا هر که در دنیا برای آخرت کارکرد حتماً به مزدش در آخرت خواهد رسید و هر کس در دنیا برای دنیا کار کرد مزدش در آخرت دوزخ است. سپس این آیه را تلاوت فرمود: من طغى و اثر الحيواة الدنيا فان الحجيم هي الماوى(نازعات/39)
این حدیث را علامه مجلسی در بحار الانوار جلد ۱۷ صفحه ۱۵۶ به نقل از مجالس شیخ مفید نقل کرده است.
11 مراتب دوستی دنیا :
دوستی دنیا برای دنیا سه مرتبه دارد. مرتبه ی اول آن که جزدوستی زندگی دنیا و علاقمندی به آنچه در آن است، علاقه دیگری در دل نباشد و جز خواسته های مادی خواسته ای نداشته باشد و خدا و آخرت را موهوم پندارد. قرآن در وصف مادیگرایان می فرماید: وقالوا ماهى الاحياتنا الدنيا نموت ونحيا ومايهلكنا الا الدهر.() مرتبه ی دوم می فرماید: این که به زندگی دنیوی علاقه مند است و به آخرت نیز علاقه دارد و برای هر دو جهت کوشش می کند ولی علاقه ی قلبی اش به دنیا بیشتر و قوی تر است و دنیا در نظرش با ارزش تر است به طوری که در مقام تزاحم آخرتش را فدای دنیای خود می کند. حضرت علی(ع) برایــن گــروه خرده مــی گیرد و شدیداً به آنها حمله می کند بخش وسیعی از جامعه اش را چنین انسان هایی پر کرده اند و بیشتر مذمت های حضرت از دنیا متوجه اینهاست. مرتبه ی سوم که عکس مرتبه ی دوم است این که با حب ضعیف به خدا و آخرت و علاقه ی شدید به آخرت و خدا همراه است. در فرهنگ دینی چنان که از روایات و آیات برمی آید؛ دو مورد اول حرام و مورد سوم مکروه است. حضرت علی(ع) درخ ۱۹۲ در وصف پیامبر(ص ) فرموده است: این که حضرت برروی زمین غذا می خورد و با بردگان می نشست و بر دراز گوش سوار می شد وقتی پرده ای دید که بر او تصاویری است بر در خانه آویزان شده است دستور داد آن را بردارند چون نگاه به او مرا به یاد دنیا و زینت هایش می اندازد. در هر صورت دوستی دنیا برای آخرت مطلوب و لازمه ی ایمان به خدا و آخرت است.
۱۲- دوستی دنیا در حکایت عیسی و حواریون
در اصول کافی به سند صحیح از امام صادق(ع) روایت کرده که عیسی بن مریم(ع) به یک آبادی گذر کرد که اهل آن با هر چه پرنده و جاندار داشته یکجا مرده بودند. عیسی(ع) فرمود: به راستی اینها نمرده اند جزبه خشم و عذاب. اگر به تدریج مرده بودند یکدیگر را به خاک سپرده بودند به درخواست حواریون حضرت عیسی(ع) دعا نمود و یکی از آنها زنده شد و در مقام پاسخ گفت: عبادة الطاغوت وحب الدنيا مع خوف قليل وامل سعيد وغفلة في لهو ولعب. پس عیسی فرمود دوستی شما بادنیا چگونه بود در پاسخ گفت به اندازه ی دوستی کودک درباره مادرش هر گاه دنیا به ما رو می کرد شاد می شدیم و چون به ماپشت کرد، می گریستیم فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ در پاسخ گفت از گنهکاران فرمانبرداری داشتیم فرمود: سرانجام کار شما چه شد و به کجا انجامید؟ در پاسخ گفت: شب را در عافیت و خوشی به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم. شیخ بهایی در کتاب «اربعین» خوداین حدیث را نقل نموده و برخی از جملات آن را توضیح داده است و می گوید: عبادت طاغوت بیان این حقیقت است که هر کس در گناه، دیگری را اطاعت کند در حقیقت او را پرستیده زیرا عبادت همان خوار داشتن نفس در مقام اطاعت است. چنان که امام صادق(ع) فرمود: من اطاع رجلاً في معصيته فقد عبده. آنگاه اشاره می کند که این صفات ویژگی مردم زمان ماست و حتی خوف کم هم ندارند و نیز این حدیث تصریح می کند به عذاب برزخی که اعتقاد اجمالی به آن لازم است و دلیلش راما نمی دانیم سپس فرمود: ان بين الدنيا والاخرة الف عقبه اهونها و ايسرها الموت.
درره عشق توزانسوی فنا صد خطر است/ تا نگویی که چوعمرم به سر آمد، رستم
۱۳-حرمت حب دنیا
از آنجا که در قرآن کریم در مذمت دنیاگرایی آیات بسیاری آمده است و به تبع آن در روایات پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصوم در این باره سخنان بسیاری ذکر شده است و بخش وسیعی از نهج البلاغه، با توجه به رویکرد افراد جامعه او به دنیا و دنیاپرستی و پشت پا زدن به فرائض دینی و توجه به امور اخروی به مذمت دنیا و آنچه در اوست، اختصاص یافته است. تردیدی نیست که از نظر قرآن و بزرگواران ائمه اطهار(ع) حب دنیا مذموم و از محرمات شمرده شده است. لذا دربیان فقهای اسلام نیز انعکاس یافته است به گونه ای که صاحب وسائل الشیعه، در کتاب جهاد باب حب الدنيا المحرمة روایاتی که دلالت بر حرمت آن دارد آورده است و انتخاب این عنوان برای باب خود معنادار است. از طرفی در کتاب بداية الهدایه تصریح به حرمت کرده است. و يحرم طلب الرئاسة الدنيويه و اختتال الدنيا بالدین یا مرحوم محقق اردبیلی در کتاب زبده البیان ضمن برشمردن امور محرمه ای که موجب از بین رفتن عدالت می شود. می نويسد: ومنها حب الدنيا والاخبار في ذلك كثيرة جداً. محمد حسن نجفی صاحب جواهر الکلام نیز در کتاب الشهادات المسألة العاشر ضمن برشمردن اموری که حرمت آنها دانسته شده بلکه کبیره بودن پاره ای از آنها مسلم است، گوید از آن جمله است، حب دنیا مسلماً منظور از قرآن و روایت ودیدگاه فقہا تحریم دنیا و ترجیح آن بر آخرت است و در حقیقت حب استقلالی است.
١٤ - معیار دنیاگرایی
روزی جوانی از حضور پیغمبر اسلام (ص) می گذشت عده ای که در محضر آن حضرت بودند دیدن این جوان نیروی قابل ملاحظه ای دارد عرض کردند: ای کاش او در راه خدا قدم برمی داشت آن حضرت فرمود: اگر این شخص حرکت کرده تا عائله ی خود را از راه صحیح و حلال تأمین کند و یا می کوشد تا پدر و مادر پیر خود را از نیازمندی به این و آن حفظ و اداره کند و یا تلاش می کند تا سربار جامعه نباشد و خود را از نیازمندی به این و آن برهاند، این راه راه خداست ولی اگر متکاثرانه می کوشد تا بر ثروت خود بیافزاید، این راه راه شیطان است.(المحجة البيضاء ج ٣ ص ١٤٠).
اگر برای انسان پایدار وناپایدار معلوم شود و سپس او ناپایدار را رها کرده و پایدار را بگیرد، در تجارت سود می برد اگر علی(ع) در وصف دنیا می فرماید: دار بها بالبلاء محفوفه یعنی کسی که به دنیا توجه دارد همیشه دارای درد و رنج است و اگربه آنچه ماندنی است دل ببندد در دنیا آسوده است. اگر کسی بداند دنیا تنها برای ما خلق نشده، اگر به مقامی برسد خوشحال نمی شود. دنیا اگر از دست دادنی نبود که به ما نمی رسید وچون به دست مارسید، معلوم می شود از دست ماهم می رود پس چه بهتر که به آن دل نبندیم. به چیزهایی دل ببندیم که هنگام مرگ همراه ما بیاید و هرگز ما را رها نکند.
15- عواقب دنیا پرستی
حضرت علی(ع) در نامه ی ٤٩ نهج البلاغه که خطاب به معاویه است، وی را از دنیاپرستی برحذر می دارد. پس از حمد و ثنای الهی چنین می نگارد: فان دنيا مشغلة عن غيرها. دنیا بازیچه است و انسان را از غیرخود باز می دارد. مثلا هر چه انسان را از غیر دنیا یعنی خدا بازدارد معلوم می شود بازیچه است لهو است و او را سر گرم کرده است. چنان که قرآن کریم می فرماید: انما الحيوه الدنيا لعب ولهو در ادامه می فرماید: عاقبت دنیاپرستی یکی حرص و دیگری عطش وعشق است ولم يصب صاحبها منها شيئاً الافتحت له حرصاً عليها ولهجا بها دنیاپرستان چیزی از دنیا به دست نیاوردند جز آن که دری از حرص به رویشان گشوده و آتش عشق آنان تندتر گردید. امام موسی کاظم(ع) به هشام بن حکم فرمود: مثل الدنيا مثل ماء البحر كلما شرب منه العطشان ازداد عطشاً حتى تقتله چون آب شور موجب افزایش عطش می شود. سومین پیام دنیاپرستی بی نیاز نشدن است ومن يستغنى صاحبها بما قال فيها عمـا لم يبلغه منها. چهارم جدایی است و من وراء ذلك فراق ماجمع پنجم : از هم پاشیدگی و نقض ما ابرم ولواعترت بما مضى حفظتها بقى.
مشکل این است که انسان همه ی آنچه را عمری زحمت کشید تا چیزی را تهیه کند یکباره از دست بدهد ولی دردش برای همیشه بماند و این همان لهو است. اگر کسی این لهو را رها کند، اهل فلاح وتهذیب می شود بنابراین با سرگرم شدن ماندگار است. و امركم بالرفض لهذاالدنيا التاركة لكم الزائلة عنكم وان لم تكونوا تحسبون ترکها( بحار ۸۶ / ۲۳۷)
منابع مورد استفاده :
۱- قرآن کریم
2- نهج البلاغه
۳- بیست گفتار شهید مطهری
٤- قلب سليم - شهید دستغیب
۵- اخلاق در قرآن - مصباح یزدی
۶- مراحل اخلاق در قرآن - جوادی آملی
7- سیری در نهج البلاغه - شهید مطهری
8- اخلاق عملی - مهدوی کنی