نوشتن برای خویشتن M&M
نوشتن برای خویشتن
هر زمان که از زندگی به تنگ آمدید. دست به قلم شوید. نوشتن درمان بزرگ همه دردهاست./ یونگ
خیلیها برای این که مطلبی را بنویسند، دچار دگردیسی و مشکل میشوند و نمیدانند از کجا شروع و به کجا ختم کنند و با چه انگیزهای دست به نگارش بزنند. یا این که چگونه نوشتهی خود را پرورش دهند. توجه به مقدمات و مراحل زیر به شما کمک میکند تا بر نوشتهی خود مسلط و در ویرایش و تداوم آن کوشا باشید.
اولاً نوشتن مانند خواندن نیازمند تکنیکهای خاصی است و انگیزهی قوی میطلبد تا فرد متقاعد شود به آن بپردازد. پارهای افراد برای دریافت یک آرامش درونی اقدام به نگارش میکنند. عدهای هم از این که به دیگران نشان دهند که اهل نوشتن هستند، دست به قلم میشوند و بعضی هم برای ماندگاری و یادگاری خاطرهای قلم را بر روی کاغذ میچرخانند. برخی هم...
ثانیاً فضای مجازی در جهان امروز، آدمیان را تحریک به نوشتن میکند. ساخت وبلاگ و پیج اینستاگرام و کانال تلگرامی و تشکیل گروههای واتساپی فرصت خوبی برای اظهار نظر و کامنتهایی است که گاه منجر به نوشتن مطالب بلند میشود. در حقیقت میتوان گفت: فضای مجازی سبب علاقهمندی افراد به نگارش شده است. چرا که در این فضا نوشتهها به اقصا نقاط جهان منتشر میشود و به اندک زمانی به دوستداران دانش میرسد. حال تصور کنید نویسندگانی که در گذشتهی تاریخ دست به نگارش میزدند با چه انگیزهی بلندی و همت ستودنی مطلبی را قلمی میکردند و یا به استنساخ آن میپرداختند. تا شاید به دست آیندگان برسد و آنها هم از آن بهرهای ببرند. البته بر فرض این که نوشتههای آنان زیر خروارها خاکِ تاریخ مدفون نشود و دیگرانی باشند که از آن محافظت نمایند و در گسترشش بکوشند. اما در جهان جدید، تکنولوژی و صنعت چاپ، این امور را سهلالوصول در اختیار دیگران قرار میدهد. از سوی دیگر، جهان جدید با وجود ابزار فراوان به زایش دانش کمک کرده است و تولیدات فرهنگی و علمی را به چندین برابر افزایش داده است و به گونهای نگرانیهای پیشین را به صفر رسانده است.
ثالثاً جدا از انگیزهها و فضاها برای تولید دانش، گویا نگارش یکی از غرایز آدمی برای تخلیهی روانی است. یعنی هر کسی با اندک تجربهی اندوخته میخواهد آن را با دیگران در میان بگذارد و یا اندوه دلی را بر روی کاغذی جاری کند. هر چند آغاز این کار در صحبت کردن بروز میکند ولی چون همهی افراد مخاطب حضوری ما نیستند، به ناچار برای مخاطب غایب باید پادکست و یا نوشتهای ارائه داد تا آنها هم بتوانند از آن بهره بگیرند. در هر صورت تمام خواندنیها و صحبتها وقتی مکتوب میشوند ثبت و ماندگار میمانند. هنوز که هنوز است بهترین ابزار برای یادگاری، نگارش است چه بر روی دیوار و ظرف سفالینهها و چه در کاغذ و کتابها.
رابعاً افرادی که در صدد تداوم نگارش هستند، نیازمند دقت و فراست بیشتری هستند. نوشتههای معمولی و یا کوتاهنویسیها امری ذوقی و ارتجالی است اما ثبت و ماندگاری یک نوشته محتاج ممارست و تمرین مکرر است و حوصلهی زیادتری را میطلبد و در یک کلام دقت و تجربهی متفاوتی را اقتضا میکند. البته باید در بارهی تجربیات خود صادقانه به نگارش پرداخت. ویتگنشتاین میگوید: کسی که راجع به خودش به خودش دروغ میگوید و خودش را در بارهی قصد و نیتش فریب میدهد، اثر مخربی بر قلمش میگذارد، چون دیگر نمیشود گفت آن قلم چه چیزی را راست نوشته و چه چیزی را دروغ.(1)
حال با توجه به این چهار مقدمه، توضیح میدهم که چگونه یک نوشته پخته میشود و برای ماندن و استفادهی دیگران آماده میگردد. تردید نکنید که هر نویسندهای در آغاز کار، با نوشتههای کوتاه و گذرا خو میگیرد. او در تنهایی مطلبی را نگارش کرده و سپس به توضیح و توزیع آن پرداخته است. همهی دست به قلمها، کارشان با جملهای و پاراگرافی شروع شده است و آرام آرام قلمشان با کاغذ آشنا شده است و پس از سالها تمرین و تلاش، نوشتههایشان را با دیگران به اشتراک گذاشتهاند. بنابراین شما هم که علاقهمند نگارش هستید باید این مسیر را طی کنید و از همین شیوه بهره بگیرید. یعنی در آغاز مطالبی کوتاه قلمی کنید و آنها را در دفتر یا فضای مجازی ذخیره نمائید. مطمئن باشید که تجربههای اولیهی نوشتن، ناقص و نارساست اما در طول زمان پس از ممارستها و ویراستهای بسیار پخته میشود.
این را هم بدانید که حس نوشتن در همهی آنات شکل نمیگیرد. وقتی حال نوشتن پیدا کردید دست به قلم شوید. چرا که نوشتنهای ناگهانی، ناپخته و ناسختهاند. برای این که پاراگرافهای اولیه کامل شود شما نیازمند مراجعهی مکرر به آنها هستید. از این رو برای ورز دادن محصولات نگارشی خود لازم است هر چند روز یکبار به سراغشان بروید و آنها را دوباره بخوانید و در پارهای از جملات و عبارات آنها تجدید نظر کنید. اصلاح و ویراستن مدامِ مطالب، سبب شفافیت و دلپذیری آنها میشود. از سویی، مراجعهی مداوم لذّت نوشتن را چندین برابر میکند. یادتان باشد که هیچ وقت دغدغهی مخاطب و خواندن متن توسط دیگران نداشته باشید. شما در نهایت هر دریافت و کنشی که به نوشتهتان دارید، همان حس به مخاطب هم منتقل میشود گویا یک احساس مشترک نویسنده و خواننده را به هم متصل میکند. از این رو توصیه میشود برای دیگری ننویسید و ذهنتان را معطوف به نظر دیگری نکنید. نوشتن برای خویشتن هنر است. چرا که نوشتهها در نهایت، مخاطب خود را پیدا میکند. از طرفی شما پس از نگارش، همان دیگری هستید. انسانی با همان روحیات و دغدغهها و فارغ از حسادت و همآوردی و کینهها. البته نوشتن یک متن غیر از نامهنگاری است.
نکتهی دیگر این که شما پس از بارها مراجعه به نوشتههای خود متوجه میشوید یک وجه اشتراکی در آنها قابل دستیابی است یا ایدهی خاصی در آنها موج میزند. یافتن این نقطهی اشتراک و زنجیرهی پاراگرافها به شما کمک میکند تا دریابید که بیشتر تکیه و تأکید شما بر روی یک مطلب است و جملات دیگر به همان مطلب اصلی برمیگردد. درک این موضوع به شما کمک میکند که به تنوع در موضوعات دست بزنید. چرا که لازمهی نوشتن خوب و مفید تحوّل و تکثّر در آن است. احساس خوشایندی که پس از این در شما شکل میگیرد، میتواند آغازگر حرکتی نوین در نگارش باشد و همین امر سبک و شیوهی خاصِ نوشتنِ شما را رقم میزند. بکوشید از کپیبرداری و تقلید از دیگران پرهیز نمایید و سبک خاص خود را اختراع کنید. البته دریافت آن نیازمند تمرین بسیار در حوزهی نگارش است. پس از گذراندن این مراحل آرام آرام شما وارد فضای نوشتن میشوید و میتوانید به خلق کارهای خارقالعاده دست بزنید و نویسندهای مقتدر گردید.
ماحصل این امور سبب میشود شما نسبت به چاپ نوشتههای خود راغب شوید و درصدد ارائهی آن به دیگران برآیید. تلاش برای چاپ کتاب و عبور از این مرحله حس خوشایندی به شما عطا میکند. اما باید بدانید که هر کتاب پس از چاپ مورد نقد و بررسی دیگران قرار میگیرد. شما باید از انتقادات سازنده استقبال کنید و نسبت به رفع نواقص و ناصوابهای کتاب خود اقدام نمائید.
--------------------------------
1- لودویگ ویتگنشتاین، وظیفهای به نام نبوغ ص ۴۱۰