رمضان و امتحان

تصور اولیه ما بر این مبناست که انسان‌های مؤمن فقط در برخورد با سختی‌ها و گرفتاری‌های زندگی مورد امتحان الهی قرار می‌گیرند؛ حال آن که بنده‌های الهی در خوشی‌ها و خوبی‌ها هم همواره در معرض امتحان‌اند. چنان که مفهوم صبر به مثابه‌ی بارزترین مصداق در مقابل آزمایش آدمی، در سه راستا شکل می‌گیرد که دو مورد آن یعنی صبر در معصیت و مصیبت به ناملایمات برمی‌گردد اما بخش سوم آن صبر در عبادت است که به حسب درجه‌ی ایمان افراد معیّن می‌شود. چرا که ایمان آدمیان در طیفی از صفر تا صد در نوسان است. گویا رفتار یک فرد مؤمن در زیر ذره بینی از صداقت و قداست مورد ارزیابی قرار دارد و در فرهنگ دینی، جهت گیری‌های او نسبت به پدیده‌های پیرامونی همانا مفهوم امتحان و آزمایشی است که درصد ایمان او را رقم می‌زند.

در آستانه‌ی عید باستانی نوروز(1403)، ماه رمضان هم از راه رسیده است. این ماه با فریاد بلند صلا می‌دهد که ای بندگان خدا مرا با روزه‌داری و تقواپیشگی پاس دارید. درست در همین دوراهه‌ی بهار قرآن و بهار طبیعت است که مؤمنان حقیقی از مسلمانان شناسنامه‌ای بازشناخته می‌شوند. آنهایی که به حرمت این ماه قید سفر و گردش به اقصا نقاط کشور را می‌زنند تا روزه‌ی خود را بگیرند و در مقابل کسانی که بی خیال حلول ماه رمضان، به گردش و تفریح تن می‌دهند. اتفاقا تغییر در سال‌های قمری و هجری فرصت خوبی برای امتحان مؤمنان و بازشناسی آنان از مدعیان ایمان است. ترجیح بهار قرآن بر عید باستانی نوروز دقیقا به معنای انتخابی از سر ایمان و توجه به فرامین و دستورات الهی است. البته بحث در تقابل دین‌گرایی و ملی‌گرایی نیست تا عده‌ای با این ریسمان پوسیده به نبرد با داده‌های دینی بپردازند چون کسانی که دغدغه‌ی ایمانی دارند حتی در تشکیک و تفکیک هم نمی‌مانند اما افرادی که سست ایمان هستند همواره در انتخاب یکی بر دیگری به دنبال بهانه‌ای هستند تا خواسته‌ی خود را به کرسی بنشانند. مواردی چون همراهی با خانواده و استفاده از فرصت بهار و دورهمی‌های عیدانه واقعا بهانه‌ای بیش نیست. از طرفی پاسداشت و حرمت رمضان از هر امری مقدّم است و مؤمن حقیقی در می‌یابد که زمان برای تفریح و تفرج در یازده ماه دیگر از آدمی نگرفته اند. بنابراین تجدید نظر در پاره‌ای تصمیمات در جهت روزه گرفتن امری مطلوب است بماند که بی اعتنایی به حکم خدا و شکستن روزه هم مصداق بارزی از عبور از حدود الهی است. وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُون(بقره/229)