رمزپردازی جنسی**
رمزپردازی جنسی
پارهای زبان شناسان، هنر زبان را در الفاظ جست و جو میکنند نه در معنا. هر چند معنا هم از دل لفظ بیرون میآید. و در حقیقت لفظ است که آبستن معانی است. کارل آبراهام در مقالهی «رؤیا و اسطوره» آثار الفاظ در رمزپردازی جنسی را واکاوی کرده است.(جهان اسطوره شناسی، جلال ستاری ج1 صص 77-84) که چکیدهی آن چنین است.
در زبانهای هندی و سامی، کاربرد مذکّر و مؤنّث در موجودات غیرجاندار، به صورت نمادگرایی، آمده است. اولین بار زیگموند فروید بر این نکته تأکید کرد و بعدها در دو کتاب «زبان بی گفتار و معماهای زبان» اثر کلاین پل انعکاس یافت.
رمزپردازی جنسی، تجلی روان شناختی ای است که در هر زمان و مکانی با انسان ملازم است. به گفتهی کلاین پل انسان به عالم صبغهی جنسی میبخشد. مثلا پارهای از اجسام تزئینی و ظروف، شکل اندامهای تناسلی دارند. رمزپردازی جنسی شاید در آئینها و تشریفات مذهبی همهی اقوام، اهمیت بیشتری داشته باشد اما زبانِ ما بهترین گواه معنای جنسی است که همواره در اندیشهی آدمی وجود داشته است. همهی زبانهای هندی، ژرمنی و سامی دو جنس مذکّر و مؤنّث و حتی خنثی را دارند. مثلا در زبان آلمانی، نام های مصغّر خنثی هستند. چنان که کودکان و دخترانی که ازدواج نکردهاند، هم جزء افراد خنثی محسوب میشوند.
کشتی در زبان آلمانی از جنس مؤنّث است. فقط در زبان انگلیسی، ناو جنگی به انسان پیکارجو یعنی مذکّر تشبیه شده است. این تصور(زنانگی کشتیها) را صورت زنی که زینت بخش دماغه یا قسمت جلوی کشتی است، قوت میبخشد. کشتی به سان همسر خدای هندو، شیوا در دریای کیهانی با دکل میانی که همچون قضیب است، درمیآمیزد. از طرفی کشتی به زبان استعاره، همسر دریانوردِ دور از زن و فرزند است.
مردمک چشم که چون نقطهی سیاهی است، در زبانهای مختلف از جنس مؤنّث است. اما علت نامگذاری به مردمک این است که در آینهی مردمک چشم دیگری میافتد. در بعضی گویشهای آلمانی قزن قفلی و جادگمه، نر و ماده نامیده میشوند. تقریبا همهی درختان برای ما مادینهاند. بنابراین انسان تنها به اشیاء جان نمیبخشد بلکه جنسیت را نیز عطا میکند.
در کتاب آفرینش، مار که نماد اندام نرینگی است، اغواگر حوّاست. و همین معنی را در قصههای آلمانی و شمال اروپا دارد. سیب نیز رمز ممتازی از لحاظ جنسی است و نمودگار بارداری زن است. حوّا آدم را با سیب میفریبد.