سنت ستبر دینی
سُنت سِتبر دینی
هر چند فرزانگی در برداشت امروزینش، کشمکشی مدام در پی جست و جوی حقیقت تعریف می کنند و لازمه اش دریافت مفاهیم جدید است، اما به نظر می رسد حضرت آیت الله سید مصطفی حسینی بوشهری از وابستگی به روایات در کتاب «معارف و معاریف» اش عبور کرده و دریافته که برداشت های ما از سرچشمه دچار چالش است. از این رو با بهره گیری از تفاسیر گذشته خصوصا تفسیر کشّاف زمخشری معتزلی با رویکردی عقلانی و ادبی به ترجمه و تفسیر گزینشی قرآن پرداخته است. البته از یک روحانی نجف رفته بیش از این هم توقع نمی رود. چرا که مسلّح شدن به دانش های جدید و روبه رو شدن با اندیشه های معاصر، فراغِ بالی را طلب می کند که مقدور ایشان نیست.
در کمتر گفت و گویی با آیت الله حسینی، مفاهیم جدید در حوزه ی گفتمان دینی را در کلامش یافتم. او ظاهرا غرق در اندیشه های پیشین، نجات مردم از جهل و خرافه را در بازگشت به سُنت ستبر دینی یعنی قرآن می داند و از رویارویی با مباحث جدید پرهیز می کند. اما همین کنکاش در سنت و به روز کردن آن حوزه هم مفید و کارآمد است.
همواره پدیده ی رنج و سختی را از دریچه ی روایات و آیات پوشش می دهد و به توضیح و تفسیرش همت می گمارد. سال ها پیش، در تماسی که با ایشان داشتم، ضمن اظهار تسلیت به مناسبت درگذشت برادرم گفت: آیه ی وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(بقره/216) در پذیرش مرگ دیگران ما را کفایت می کند. همین آیه گواه آن است که تمام مشکلات قابل تحمل و هضم است. این که خدا ما را به نافهمی خطاب می کند یعنی جزع و فزع شما ناشی از نافهمی شماست. همه چیز به دست اوست و هر کسی را عمری می دهد.
یک بار در حضورش در مورد آیت الله بروجردی پرسیدم. به شوخی گفت: این لُر خیلی فهمیده بود. حتی آخرین لحظه ی حیات گفته بود: آقای خالصی برای تقریب مذاهب به مصر رفته یا نه؟ دغدغه ی اصلی هر فرد در هنگام فوتش بروز می کند. البته اشاره ی ایشان به تیزبینی آیت الله بروجردی در سیاست بود که این موضوع را بعدها در کتاب «نیروهای مذهبی در بستر حرکت نهضت ملی» اثر دکتر علی رهنما یافتم.
البته استاد حسن انصاری می گوید: هوشیاری مرحوم بروجردی به این بود که در اصفهان نزد جهانگیرخان قشقایی حکمت و فلسفه آموخته بود. در علم اصول شیوه ی متفاوتی از محمدحسین غروی داشت. اصول فقه ایشان کاربردی بود و با مکتب های نجف و سامراء تمایزهایی داشت. و به اصول قدیم بیشتر توجه نشان می داد. از این رو حتی مکتب فقهی و اصولی آقای بروجردی با آخوند خراسانی که استادش بود، تفاوت هایی داشت و بیشتر با مبانی قدمای اصحاب عنایت می کرد. بحث در روایات بیش از توجه به قواعد در فقه مبنای کار ایشان بود.(گفت و گو با حسن انصاری، سیاست نامه ش 14 ص 184)