نشانه های باور به مردن
نشانه های باور به مرگ
در این فرصت کوتاه، دو خصیصه ی بارز مرحوم حضرت آیت الله رئوفی را برجسته می کنم که می تواند برای دیگران خصوصا روحانیون، مفید و مایه ی عبرت باشد. اولین خصلت آن عزیز از دست رفته، زیست طلبگی او بود. ایشان از جمله شخصیت هایی بود که با ساده زیستی همه را شگفت زده کرده بود. تحصیل و تدریس را جدّی می گرفت و همواره به طلبه ها توصیه می کرد که خوب درس بخوانند. در زمینه های کلامی، فقهی و اخلاقی به تحقیق می پرداخت. به عنوان روحانی نجف رفته پس از بازگشت به زادگاهش وظایف طلبگی خود را به نحو احسن به انجام رساند. وعظ در مسجد و منزل وظیفه ی اصلی خود می دانست. و تا پایان زندگی آن را پاس می داشت. آثاری که از آن بزرگوار توسط فرزندان فهیمش تدوین و انتشار یافته، نشانه ی همت اوست.
جز وعظ، گره گشای مشکلات خانوادگی و اجتماعی و حلّ و فصل مخاصمات مردم منطقه بود. این حس مردم آمیزی سبب شده بود که در مسائل مالی با رعایت شئونات طلبگی یک زندگی ساده و بی ریا را تجربه کند. افرادی که دینداری را را به رخ می کشند، باید در زندگی شخصی خود الگوی قناعت باشند. چرا که مسائل اقتصادی بهترین شاخص معرفی روحانیون و حتی دیگر اقشار جامعه است. از این رو امثال آیت الله رئوفی فخر روحانیت و عظمت دیانت اند..
به این موضوع هم اشاره کنم که من با این فضای فکری حاکم که عجولانه به مرگ دین و روحانیت فتوا می دهند، موافق نیستم. نهاد روحانیت مانند دیگر نهادهای اجتماعی و سیاسی چون روشنفکران و احزاب، فراز و فرود هایی را طی کرده و می کند. روحانیت چون گذشته ی تاریخی، گاه خبط و خطایی مرتکب می شود ولی باز به بازسازی خود می پردازد و این که عده ای بر طبل دین گریزی می کوبند و نسل جوان را به صفت دین ستیزی و دین گریزی متصف می کنند، جای نگرانی است. به فرض این که این گونه باشد، دود آن به چشم خود این نسل می رود و از مواهب و فوائد دین محروم می ماند. به زبان روشن تر، نفی دین و روحانیت کارساز نیست بلکه نقد روحانیت و حتی دین امری ضروری است و این مهم در پرتو فضای پُرسمان و گفتمان شکل می گیرد.
نکته ی دیگری که آیت الله رئوفی با حسّاسیت آن را دنبال می کرد، عدم ورود به عرصه ی سیاست بود. او با ظهور انقلاب اسلامی بر خود لازم می دانست که با حرکت مردم همراهی کند اما قصد او نشر دین خدا و گسترش فرهنگ عاشورایی بود نه رسیدن به پست و مقام. البته ناگفته نماند که روحانیون نجف رفته در ایران کمتر خود را به سیاست آلوده کرده اند. آنها سیستانی گونه عمل می کنند. گویا وضع امروز ما را حدس می زدند. امثال آن مرحوم با برخورد مسالمت آمیز با پدیده ی انقلاب خود را از این معرکه نجات دادند.
این نوع روحانیون بسیار اهل مطالعه هستند و سخنان بزرگان اعم از روحانی و غیر روحانی را دنبال می کنند. چنان که آن مرحوم تا آخرین لحظه ی عمر به دانش اندوزی اشتغال داشت و از همه مهمتر این که این افراد عشق شدیدی به پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دارند. همه می دانیم که مرحوم آیت الله رئوفی اهل منبر و مسجد و حسینیه بود و وصیت مکررش به فرزندان و مردم متدّین منطقه ی هشتبندی هرمزگان، اهتمام به برپایی روضه خوانی و پاسداشت مراسم عاشورایی بود.
اما در باب خصیصه ی دوم آن بزرگوار، این که مرگ باور بود و به مصداق حدیث کما تعیشون تموتون و کما تموتون تبعثون، کسی که چنان زیستی دارد، مرگی آرام و بی دردسر را تجربه می کند. یعنی باور به مرگ در تمام لحظات زندگی با اوست. انسان های مرگ باور زندگی ساده ای دارند. یا به تعبیر دیگر این گونه زیستن، چنین مرگی را هم به دنبال دارد. البته خاص روحانیت هم نیست، هر فردی می تواند این گونه باشد. به قول متصوّفه، آن کس می تواند در این عالم خود را از هوس بازی ها و شهوت رانی ها نگهداری کند که آتش سوزان دلش دائما او را به عالم بقا مشغول دارد.(مجموعه مقالات، هادی حسن، ایران شناس فقید هندوستانی ص ۸۴)
مرگ اندیشی و باور به مردن به آدمی کمک می کند تا متوجه ی نوع زیستن خود باشد. همین امر سبب می شود که انسان همواره خود را بپاید و تقوای الهی پیشه کند. هشدار مردن در لحظه لحظه ی زندگی، مانع حرص و طمع آدمی می شود. او را به زمین خواری و زراندوزی تشویق نمی کند. به قول امیرالمؤمنین علی(ع) مرگ بهترین موعظه ی آدمی است. فردی که سایه ی مرگ را همواره بر سر خود مشاهده می کند، به آبرو و اموال دیگران دست درازی نمی کند. در یک کلام، یاد مرگ آدمی را آرام و رام می کند.
سهل گیری مرگ و حوادث پس از آن در زمان حیات، یکی از نشانه های باور به مردن است. مرگ، آدمی را از رؤیاهایش جدا می کند. به تعبیر دیگر ما پیش از این که بمیریم، رؤیاهایمان می میرند. مقایسه ی بین زندگی و مرگ از جهت اقبال و ادبار بی معناست. یادکرد مرگ کمک می کند که ما زندگی شرافتمندانه و آبرومندانه تجربه کنیم. کسی را فریب ندهیم و به جمع آوری مال و منال نپردازیم.
بر مال و جمال خویش مغرور مشو/ کان را به شبی برند و این را به تبی
هر چه که بر عمر ما افزوده می شود، باید از میل به زندگی متکبرانه و مغرورانه مان کاسته شود. مسئولیت دینی و اجتماعی ما به درازی عمر ما نیست. برخی تصور می کنند تا آخر عمر باید در خدمت دیگران باشند. زیست مؤمنانه اقتضا می کند که مسئولیت های اجتماعی و سیاسی را به دیگران واگذار کنیم. کسانی که فکر می کنند به اندازه ی عمرشان باید وکیل و وزیر بمانند اشتباه می کنند. مادام العمر نماینده ی مجلس شورا و خبرگان بودن، هنر نیست. توازن در زندگی اقتضا می کند که گاه از قله به دامنه ی زندگی بیاییم تا به راحتی جان دهیم. آیت الله رئوفی دیرزمانی بود که این مسئولیت ها را کنار گذاشته بود.
از مؤلف های مرگ باوری در اختیار گذاشتن تجربه های خود با دیگران است. توصیه های اخلاقی حاج آقا در این راستا بود. او تمام تلاش خود را می نمود تا به دیگران، خصوصا روحانیونی که به دیدارش می رفتند، تذکرات اخلاقی بدهد و آنها را از مسئولیت اصلی و اصیل روحانیت آگاه کند. رحمت و رضوان الهی بر آن روح بلند و ملکوتی باد و یاد و نامش جاودان.