پیمایش دو سیکل**
پیمایش دو سیکل
برای این که در مطالعه به رویه ی حقیقی خود دست یابید؛ باید شیوه های مختلف مطالعه را تمرین کنید. چرا که این امر با دستور و دیکته از سوی غیر به سرانجام نمی رسد. هر فردی باید قِلق خواندن خود را دریابد. توصیه ی این که آن کتاب خوب است و این کتاب به درد نمی خورد، هم مشکل ما را حلّ نمی کند. چون شاید یک کتاب باب طبع کسی باشد ولی خوشایند دیگری نگردد. رسیدن به رمز کتابخوانی نیازمند خواندن کتاب هایی است که ما را با شیوه های مختلف کتابخوانی آشنا می کند. چه چرخه ی زیبایی در این میان رخ می نماید. برای دستیابی به شیوه ی خواندن، نیازمند خواندن شیوه های آن هستیم.(سیکل اول)
یکی کتاب های مذهبی می خواند، دیگری از کتاب های عرفانی خوشش می آید و یکی هم از تاریخ خوانی لذت می برد و چهارمی به کتاب های هنری علاقه مند است و پنجمی گمشده ی خود را در رُمان ها جستجو می کند و یکی دیگر هم با کتاب های سیاسی و یا اجتماعی حال می کند. هیچ کدام از این افراد ملاک مطالعه ی ما نیستند. ما باید رمز علاقه ی خود را دریابیم. اما اگر شما هنوز نتوانسته اید به گمشده ی خود دسترسی پیدا کنید چون کتاب های مختلف را نخوانده اید. یعنی هنوز تمرین نکرده اید که عقربه ی وجودی تان به چه سمت میل می کند. انسان های اهل مطالعه، اول بسیار خوانده اند و بعد به خواسته ی خود دست یافته اند. کتاب مانند غذا است. ما نیازمند چشیدن غذاهای مختلف هستیم و در نهایت از چند غذا بیشتر لذت می بریم و از غذاهایی هم متنفریم. اگر کسی به رمز کتابخوانی خود پی بَرَد، دیگر از خواندن دست برنمی دارد. مزه ی کتاب خوانی وقتی به دهانِ ذهن کسی خوش آمد، کوشش می کند مزه ی کتاب های مختلف را دوباره بچشد. این چرخه سبب تمایل شما به مطالعه می شود.(سیکل دوم) یعنی بعد از این که از خواندن یک متن لذت بردید؛ دیگر کتاب های همسو در ذهن و زبان شما خوش می نشیند. چون ورود به دریای اندیشه و خوردن چند قطره از دریای کتاب، آدمی را تشنه تر می کند. پیمایش دو سیکل، رمز نهایی گرایش به مطالعه است.