مطالعه کردن**
مطالعه کردن
کتابی را که در دست داشت، به من داد و گفت: داشتم این را می خواندم. به کتاب نگاه کردم و دیدم اصول روان شناسی اثر ویلیام جیمز است. البته این کتاب گذشته از آن که در علم روان شناسی مرجعی معتبر است کتابی بسیار خواندنی نیز هست، اما هیچ انتظار نداشتم آن را در دست مرد هوانورد بسیار جوانی که تا ساعت پنج صبح سرگرم رقص و تفریح بوده است، ببینم. پرسیدم چرا این کتاب را می خوانید؟
- برای این که آدم نادانی هستم و می خواهم چیزی یاد بگیرم.(لبه ی تیغ ص 40)
در این دیالوگ تفاوت بین خواندن و مطالعه آشکار می شود. لاری با این که خلبان است سراغ یک کتاب روان شناسی را گرفته است تا خود را بیابد. چون به نادانی خود اعتراف می کند و رابطه ای بین شغل و دغدغه های فردی اش نمی یابد.
در ادامه بار دیگر لاری را در حال مطالعه می بینیم که می گوید: الان در آستانه ی آنچه می خواستم، هستم. در برابر خود پهنه های دنیای روح آدمی را می بینم که مدام مرا به خود می خواند. باید به این سفر دور و دراز بروم.
- در این پهنه ها انتظار پیدا کردن چه چیزی را داری؟
- جواب پرسش های خودم را.
نگاهی چنان شیطنت بار به ایزابل کرد که اگر او وی را می شناخت، بی گمان سخن او را به شوخی می گرفت. - می خواهم فکر خودم را یکسره کنم که آیا خدایی هست یا خدایی نیست. می خواهم دربیابم چرا بدی وجود دارد. می خواهم بدانم آیا در تن من روحی نیستی ناپذیر هست یا آن که وقتی مُردم، کارم به آخر رسیده.
- اما آخر لاری، مردم هزار سال است که همین سؤال ها را از خود می کنند. اگر این پرسش ها جوابی داشت، حتما تا حالا کسی جواب آنها را دریافته بود.
لاری نیشخندی زد و ایزابل به آهنگی تند به وی پرخاش کرد: طوری می خندی که گویی من حرف احمقانه ای زده ام.
- بر عکس، من فکر می کنم حرف بسیار عاقلانه ای می زنی، اما از طرف دیگر، انسان ممکن است این طور دلیل بیاورد که چون بشر این سؤال ها را هزارها سال است از خود کرده است، همین ثابت می کند که از تکرار آنها ناگزیر است. گذشته از این، نمی شود گفت کسی جواب این سؤال ها را درنیافته. در این باره، بیش از آنچه سؤال هست، جواب وجود دارد و خیلی ها به جواب هایی رسیده اند که برایشان قانع کننده بوده، مثلا رویزبروک.(همان ص 88)
لاری در بخش دوم گفتگو دقیقا معنای مطالعه کردن را بازگو می کند که به رغم پاسخ هایی که دیگران به پرسش های اساسی داده اند ولی هر فردی باید خود به جواب قانع کننده ای دست یابد.