سخنرانی در جمع حامیان میرحسین موسوی

درود بر همه شمایی که در این میتینگ انتخاباتی گرد هم آمده اید. سلام بر یاران موسوی و حامیان خاتمی. درود بر همه ی کسانی که برای رهایی این مرز و بوم به تلاشی دست می زنند. سلام بر سخن آن گاه که متولد می شود. سوگند به قلم آن گاه که می نگارد و صداهای خفته را بیدار می کند. سلام بر استقلال و سلام بر آزادی. خداوند آدمی را آزاد آفرید تا بنده ی کسی نباشد و در چند روز حیات، حیاتی جاودانه را برای خویش بسازد و به تعیین سرنوشت خویش بپردازد. انسان ها طبعا از دیکتاتوری و خفقان از هر نوعش که باشد بیزارند و پرواز در فضای باز را آرزو می کنند. بشر متمدن امروزی در سایه سار دمکراسی در آرزوی آزادی به سر می برد.

ملت ایران سی سال پیش به هوای استقلال و آزادی، جمهوری اسلامی را به رهبری امام خمینی ایجاد کردند، تا از یوغ استعمار و استحمار و استبداد نجات یابند. توده ی مردم با حضور پررنگ خود به بهار آزادی دست یافتند و حکومت دینی را شکل دادند . جنگ های داخلی آغاز شد و مقاومت مردم مانع از سقوط انقلاب گردید. جنگ خارجی تحمیل شد و صدام با حمایت ابرقدرت ها، استان های غربی و جنوبی ما را اشغال کرد. فتح الفتوح بیت المقدس خرمشهر را آزاد کرد و پس از هشت سال دفاع مقدس جنگ به پایان رسید و با وجود شهیدان و جانبازان و آزادگان بسیاری، این پیروزی نصیب ما شد. هشت سال پس از ان به سازندگی خرابه های بازمانده از جنگ گذشت. درگیرو دار توسعه ی اقتصادی و سازندگی توسعه ی سیاسی و آزادی های اجتماعی به فراموشی سپرده شد. دوم خرداد 76 بار دیگر بغض جامعه ترکید و اصلاحات متولد شد. هشت سال در هوای جامعه ی مدنی بوی آزادی به مشام رسید. تحرک اجتماعی و نشاط مردمی شکل گرفت و روزنامه ها نفس کشیدند و پرواز را آغاز کردند، اما باز در پیچ و تابی دیگر مطبوعات به صورت فله ای مهر و موم شدند و آزادی های اجتماعی مسدود شد. از دل این سرخوردگی های سیاسی و اجتماعی احمدی نژاد متولد شد و چهار سال بر ما حکومت کرد و ما امروز به سال 1376 بازگشته ایم و بار دیگر خواستار زایش دوم خرداد دیگری هستیم. عزت دیرینه ی ما در جهان سیاست پایمال شد و ما را با سومالی و زیمباوه مقایسه کردند. دولت در سایه ی عدالت و مهرورزی، فقر را به جای نفت به جامعه ارزانی داشته است. خاتمی با شعار زنده باد مخالف من در صحنه ی سیاست حضور یافت ولی امروز مخالفان و منتقدان حکومت، حق سخن گفتن ندارند و اگر هم حرفی بزنند صدای شان به جایی نمی رسد. در دولت نهم سازمان برنامه ریزی منحل شد، تا وزیران و استانداران و مسئولان هر کاری را که خواستند انجام دهند و پاسخگوی کسی نباشند. یعنی بدون برنامه ریزی و کارشناسی پول نفت را تاراج کنند و با قیمت بیست برابری نفت، نتوانند حتی یک پروژه ی بزرگ ملی را راه اندازی کنند. در مدت چهار سال 9 وزیر عزل شوند یعنی نه در اقتصاد ثباتی داشته باشیم و نه در سیاست. و در این چهار سال تلاش همه جانبه ما شاهد بازگشت و ارتجاع باشیم. امروز صدا و سیمای ما مدافع و مبلغ دولت است یعنی از رسانه ی ملی به رسانه ی دولتی تبدیل شده است. در قالب سهام عدالت به توزیع فقر پرداخته اند و با عزت ملت بازی می کنند. جالب اینجاست آنچه را که چهار سال پیش وعده داده بودند، در ایام آزاد انتخابات به توزیع بن و پول و چک می پردازند. آیا اینها معنایش خریداری رأی نیست؟ چرا شورای نگهبان بر این امور نظارتی ندارد؟ گویا بازرسان انتخابات مرده اند و این تخلفات را نمی بینند. ما چگونه می توانیم به دولت نهم اعتماد کنیم وقتی هنوز معلوم نشده است که اختلاس های شهرداری تهران چه شد؟ سه میلیارد هزینه ی نفت کجا رفت؟ در دولت نهم دین به سخره گرفته شده است و هر افتضاحی که پیش می آید به عنوان معجزه و هاله ی نور تلقی می شود. با مظاهر دینی هم به گونه ی دولتی برخورد می شود. دین نقش ابزاری پیدا کرده است. به حوزه های علمیه ی و مراجع تقلید بی اعتنایی می شود. من بعید می دانم که متولیان دولت نهم درد دین داشته باشند. ما امروز گرد هم آمده ایم تا خواستار توقف و تغییر شویم و با حمایت از میرحسین موسوی عزت از دست رفته مان را بازیابیم. ما از موسوی حمایت می کنیم تا از عوام فریبی ی دولت نجات یابیم. موسوی مورد تأیید امام بود. موسوی مرد دوران بحران و صادق، ساده و بی آلایش است. به جوانان و آزادی آنها بها می دهد. وقتی در آستانه ی انتخابات روزنامه یاس نو پس از سال ها توقیف بازگشایی می شود، دولت نهم تحمل یک شماره ی آن هم ندارد و دوباره تعطیل می شود. هر روز با پول به دلجویی گروه ها و اقشار جامعه می پردازند. از شنبه توزیع چک پول پنجاه هزارتومانی بین پرستاران را شروع کرده اند. به تمامی مستخدمین دولت از 20 تا 30 درصد اضافه حقوق تعلق گرفته است.

حال اگر ما بخواهیم دوم خرداد دیگری بیافرینیم باید همگی در انتخابات شرکت کنیم. قهر هر فرد از صندوق نشان از ادامه ی کار دولت نهم است. چرا که همین دولت در قهر مردم از صندوق ها شکل گرفت و امروز هم فضا را به گونه ای پیش می برند که باز 20 میلیون رأی خاموش همچنان خاموش بماند، ولی به توصیه ی خاتمی باید آراء خاموش را به آتشفشانی تبدیل کرد و در 22 خرداد حماسه ای دیگر آفرید. شما مردم شریف با حضورتان در انتخابات که حق مسلم شماست، باید با آری گفتن به موسوی حماسه بیافرینید. در پایان به همه ی شما می گویم: پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است.