جبر و اختیار

از نگارستان نقاش طبیعی برتر آی تا رهی از ننگ جبر و طمطراق اختیار(سنایی)

سنایی اشعری مذهب است و اشاعره ظاهرا جبر را قبول ندارند و معتقدند که در عین این که اعمال عُبّاد، همگی، به علم و اراده و مشیت خداوند است.(ظاهرا جبری است) با این همه مردمان دارای اختیار و اعمالی اختیاری هستند که بر طبق آنها مورد ثواب و عقاب قرار می گیرند.(شرح العقائد النسفیه/ 108) بنابراین تعبیر ننگ جبر در اینجا تعریضی دارد نسبت به آنها که قائل به جبر مطلق اند و طمطراق اختیار تعریضی دارد به آراء معتزله.(تازیانه سلوک ص 346)

به نظر می رسد توجیه دکتر شفیعی کدکنی دقیق نیست چرا که اشاعره در مقابل معتزله قائل به جبر مطلق هستند و این که سنایی در اینجا جبریت را ننگ شمرده است یعنی با این که اشعری مذهب است اما در این مسأله با آنها موافق نیست. به گونه ای شاعر نظریه ی فرامذهبی خود را آشکار می سازد. چنان که مولوی همین نگرش دارد. اما نظر سنایی در اینجا با دیدگاه شیعه ی امامیه همخوان است و آن این که لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین. نه ننگ جبری و نه طمطراق اختیار درست است بلکه آدمی با توجه به مراتب جبر و اختیار، از عامه تا عارف گرفته، نیازمند به دریافت دقیقی از این پدیده است.

یکی از علل ناکامی مسلمانان و انحطاط تمدن اسلامی را اعتقاد به جبر می دانند چرا که این تفکر فرد را در قبال خود و جامعه منفعل می کند. و انگیزه ی تلاش را از او می گیرد. حال آن که ایجاد حقوق و قوانین اجتماعی متّکی بر انسان های آزاد است. چنان که تحوّلات سیاسی جوامع بر مبنای آزادی و عدالت شکل می گیرد.