روایتگری

هانا آرنت می گوید: هیچ فلسفه، هیچ تحلیل، هیچ پندی را، هر قدرعمیق باشد، نمی توان در شدّت و غنای معنایی با داستانی که به خوبی روایت شده قیاس کرد و اضافه می کند که اخیرا علاقه ای جدید پدید آمده که به جای توجه به نظریه سازی ها یا توصیف های صرف، به داستان گویی می پردازند. از نظر او داستان ها در مقایسه با نظریه های صوری یا انتزاعی رویکرد بهتری به مسائل پیش می نهند. قدرت داستان گویی هم در مفهوم پردازی از راه داستان گویی است و هم در قدرت تبیین کنندگی داستان گویی. در بُعد مفهوم پردازی، هر داستانی می تواند چیز جدیدی به دامنه ی تجربه ی انسان اضافه کند، چرا که تصویری متفاوت از انواع روابط ارائه می دهد. و نیز در هر داستان آنچه باید به خاطرمان بماند با داستان دیگر متفاوت است. در بُعد تبیین نیز داستان ها نوعی الگوی اخلاقی مثبت و منفی برای ما به وجود می آورند.(به نقل از مقدمه ی کتاب «در باره شر» ص 92)

با توجه به گفته ی آرنت، در جهان پست مدرن، روایتگری بهترین ابزار برای درک جهان هستی و سخن گفتن در باره ی خدای هستی(الهیات روایی) است. آدمی با شنیدن روایت های مختلف از مردم پیرامون خود درمی یابد که می توان زیستن های متفاوتی را تجربه کرد و با انواع زندگی و فراز و نشیب های آن ساخت. این روایت ها وقتی خوانده می شود یا توسط خود فرد به نگارش در می آید، موجبات آرامشی را فراهم می کند که در کمتر چیزی می توان آن را یافت.

در جهان امروز حتی جنبش های اجتماعی و سیاسی نیز در قالب روایت طرح می شوند تا زمینه ی برآمدن یک انقلاب یا سرنگونی یک نظام مستقرّ را تسهیل کنند. رسانه های تبلیغاتی نیز با برجسته کردن همین روایت ها، دیگران را به همراهی و دعوت به یک انسجام اجتماعی تحریک می کنند. گویا تنها راه بیداری و آزادی، روایتگری تلخ انسان ها از زمانه ی خود است.