اقتدا به محمد(ص) M&M
اقتدا به محمد(ص)
این کتاب که پس از حادثهی 11 سپتامبر 2001 نگاشته شده است، نیم نگاهی دارد به برداشتهای نادرست غرب از اسلام و به نوع در پی اصلاح این نگرش است. کارل ارنست، ضمن دفاع از دین اسلام، تحوّلات تاریخی آن را مورد ارزیابی قرار میدهد.
قاسم کاکایی، مترجم در مقدمه مینویسد: کتاب اقتدا به محمد(ص) بدان منظور نگاشته شده است که ابرهای بدگمانی و سوءفهم را بزداید و بستری فراهم آورد که خوانندگان بتوانند به فهمی مستقل از وضعیت تاریخی و موضوعات کلیدی موثر بر مسلمانان و غیرمسلمانان جهان امروز نائل آیند.(ص3)
بارقهی مطالعات اسلامی این محقّق آمریکایی، مواجههی شخصی با اشعار فارسی مولوی بوده است که به همت کلمن بارکس و رابرت بلای ترجمه شده است. البته نویسنده دکترای خود را در حوزهی مطالعات اسلامی با گرایش تصوف اخذ کرده است و سفرهای مطالعاتی هم به ایران و ترکیه و هند و پاکستان داشته است. هدف از نگاشتن این کتاب دفاع از اسلام و تبرئه آن در برابر انتقادات نیست... این کتاب صرفاً این دیدگاه ارائه میدهد که مسلمانان نیز بشرند یعنی آنها برای خود تاریخ دارند و از جایگاهی اجتماعی و تاریخی مختلفی برخوردارند.(ص8)
کتاب در شش فصل تنظیم شده است که به ترتیب عبارتند از: 1- نگاه اجمالی به اسلام 2- تاریخچهی واژهی دین 3- منابع قدسی اسلام 4- اخلاق و زندگی دنیوی 5- معنویت در عمل 6- ایجاد تصویر جدید از اسلام در قرن بیست و یکم.
در پایان مترجم میگوید: در سرتاسر این کتاب نقش پیامبر اسلام به عنوان شخصیت شاخص اصلی در متمایز ساختن معنا و روح اسلام مورد تأکید قرار میگیرد.(ص12)
نویسنده دو معنای جدیدی از واژهی معنویت و عرفان را ارائه داده است وی مینویسد: واژهی معنویت در اصل به معنای دغدغههای غیرمادی است ولی با نظام روحانیت کلیسا نیز همپوشی معنایی دارد. این واژه گاهی با اعتقاد به احضار ارواح، اشتباه گرفته میشود... واژهی عرفان بر میگردد به آنچه الاهیات سلبی نامیده میشود چرا که این الاهیات خدا را با عنوان نه این و نه آن یعنی موجودی که ذاتش ورای ادراک عقلی است معرفی می کند.(ص184)
امروز مشهورترین نمایندهی تصوف، شاعر سنتی ایران جلال الدین رومی است که غالباً او را کسی میدانند که فراتر از همهی ادیان رفته است.(ص 185) این نکته را از زبان بارکس امریکایی، مترجم مثنوی نقل میکند که جزء اولین کسانی است که مولوی را به جهان غرب شناساند. هر چند ترجمهاش عامیانه است.
در جای دیگر میگوید: گرایشهای عرفانی فلاسفهی یونانی همچون فلوطین در تأملات و نظریهپردازیهای فیلسوفان مسلمان چون ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا منعکس است.(ص187) این نکته هم نیکوست ولی بیش از همه، افکار فلوطین را میتوان در اندیشههای مولوی سراغ گرفت.
یکی از ویژگیهای نهادینه شدهی تصوف، قبور اولیای صوفیه است که تدریجاً به صورت مرکز زیارت در مناطق مختلف در آمد.(ص 194) البته پیش از او، این مطلب را همسر کازانتزاکیس یونانی بیان کرده بود که در سال 42 مهمان دکتر شایگان در شیراز بوده است و در کتاب «پنج اقلیم حضور» از زبان او آورده است:
من در هیچ کجای دنیا ندیدهام که مزار و مقبرهی یک شاعر بزرگ زیارتگاه مردم باشد شاید شما تنها ملتی باشید که با شاعرانتان چنین ارتباط معنوی عمیقی دارید و چنان ارجی برایشان قائلید که حضور مدام در زندگی شما دارند.(ص2)
لفظ شاید او را میتوان این گونه اصلاح کرد که در هند هم برای شاعرانی چون نظامالدین اولیاء و کبیر و شاعر معاصرشان رابیندرانات تاگور چنین ارزشی قائلند. من خود از نزدیک دیدم که هندیان به سنگ مزار بزرگانشان هم ارج قائلند و در کنارشان به دعاخوانی میپردازند.
با مطالعه کتاب ارنست عطش نگاهم به شرقشناسان فرو کش نکرد و آن را در سطح متوسط یافتم. پیش از او هم خانم کارن آرمسترانگ کتابی در بارهی پیامبر اسلام (ص) در بازخورد کتاب آیههای شیطانی سلمان رشدی نوشته بود. و یا مارتین لینگز که کتاب محمد(ص) او توسط سعید تهرانینسب به فارسی ترجمه شده است و سخت تحت تأثیر رنه گنون و فریتهوف شوان بوده است. اما اینان و کسانی مانند آنه ماری شیمل، ادوارد سعید، هلموت ریتر، نیکلسون، ایزوتسو، ماسینیون، کربن، و ویلیام چیتیک، دین اسلام را به واسطه شناختهاند و آن را تبلیغ میکنند؛ اما مبلّغان اصلی دین در دوران معاصر شخصیتهایی چون علامه طباطبایی، اقبال لاهوری، شهید مطهری، دکتر شریعتی، دکتر نصر، دکتر سروش، فلاطوری، محمد ارکون و نصرحامد ابوزید هستند که آبشخوراندیشههاشان خود اسلام است و آب را از سرچشمه خوردن گواراتر است. هر چند تلاش مستشرقین هم ارزشمند است و باید آن را پاس داشت.